رمانی در بستر اتفاقات انقلاب سفید و حوادث نوروز سال 42در قم و مدرسه فیضیه در این رمان شخصیت اصلی جوانی روستاییست که برای ازدواج و کار به قم می آید و ناخودآگاه در جریان اتفاقات قرار می گیرد کتاب جذاب و جالبی است
کتاب قشنگی بود. داستان درباره حمله به فیضیه قم ه و از دید یک پسر روستایی به نام رسول تعریف میشه. رسول پس از ماجراهایی که در روستا براش اتفاق میفته، به قم میره و به طور اتفاقی با چند انقلابی آشنا میشه. این آشنایی باعث میشه رسول بیشتر با مسایل روز درگیر بشه.
کتاب درباره یکی از ماجراهای انقلاب و مدرسه فیضیه بود.اما از نگاه من قصه جای این را داشت که با توضیح بیشتری نوشته بشود.انگار یه جوری و سر و ته قصه را هم آورده بودند