امعهشناسی یکی از اصلیترین رشتههای علوم اجتماعی در ایران از بدو شکلگیری و توسعهاش در معرض چالشهای اساسی قرار گرفته است. سخن از چالشهایی چون «بحرانی بودن»، «ناکارآمدی»، «مشکلات ساختاری و سازمانی»، و درنهایت «پایان جامعهشناسی» موجب شده است تا درک روشنی از نحو ظهور و توسعه و مشکلات آن فراهم نشود. درحالیکه شواهد متعدد نشان از اثرگذاری این علم در فهم تحولات اجتماعی و فرهنگی از یک طرف و سامان اجتماعی و فرهنگی از طرف دیگر دارند. بدین لحاظ میتوان مدعی شد که جامعهشناسی علمی است متعامل با نظام اجتماعی که در مسیر حرکت از ساحت بسیط و تکساحتی به پیچیده و محوری دچار مجموعهای از رنجها شده است. این رنجها ریشه در نحوة ظهور و توسعه، مناسبات درونی آن، نوع رابطهاش با نظام سیاسی و فرهنگی، و نحوة برخورد و داوری اصحاب علوم و معارف دیگری چون فلسفه، روانشناسی، علوم سیاسی، ایدئولوژیها و ... دارد. هر یک از این حوزهها و فضاها رنج و غم و مشقت متفاوتی برای جامعهشناسی به ارمغان آوردهاند. در این کتاب سعی شده است تا ضمن اشاره به این رنجها و نحوة اثرگذاریشان بر کالبد کلی جامعهشناسی، امکانهای خروج و ساماندهی آن مورد مداقه قرار گیرد.
ایدههای کتاب خیلی خوب بودن و خوب بیان شده بودن. مرز رشته جامعهشناسی به صورت آکادمیک از رشتههای دیگه جدا شده بود. راه حل بیان شده بود. مسیر راه مشخص شده بود. ایده داده بود. در کل به نظرم خیلی مفیده که هر دانشجوی جامعهشناسی، خصوصا در ترمهای اول این رو بخونه تا مسیر راهش مشخص بشه.