به نظرم کوچه نقاش ها یکی از شیرین ترین، خوش ساخت ترین و خواندنی ترین خاطرات جنگ است چه از لحاظ متن روایت که بسیار جذاب تعریف شده است و چه از نظر نوع پرداخت و ویژگی های ادبی که بسیار خوب ساخته و پرداخته شده است قابل تحسین است از ویژگی های این خاطرات یکی این است که فقط اکتفا به نقل و روایت خاطرات جنگ نکرده و زندگی سید ابوالفضل کاظمی را از ابتدا شرح داده که در طی آن ضمن آشنا شدن خواننده با خانواده و ویژگی های شخصیتی مصاحبه شونده فرهنگ و فضای زندگی آن روز جنوب تهران نیز تا حدودی باز نمایی شده است این مسئله هم بر جذابیت کار اضافه می کند هم به همذات پنداری با مصاحبه شونده کمک می کند و هم بر اطلاعات خواننده می افزاید از دیگر ویژگی های این کتاب که در دیگر کتاب های تاریخ شفاهی و خاطرات ندیده ام و به احتمال زیاد نتیجه هنر تدوین کننده خاطرات است وارد کردن عنصر تعلیق به روایت است بدین گونه که در مورد یک شخصیت یا اتفاق صحبت گذرایی می شود وقتی خواننده کنجکاو شد قضیه برای مدت کوتاهی مسکوت می ماند و کمی جلوتر راز آن قضیه یا شخصیت بر ملا می گردد تقریباً هیچ گاه روایتی اضافی یا بی سرو ته و نامربوط در متن دیده نمی شود و همیشه حس تعلیق جوابی درخور می یابد تنها مشکل کتاب سیر مدام آن به سوی تلخی و پایان بسیار تلخ آن است که آن هم ربطی به مصاحبه شونده و راوی و تدوین گر ندارد و نتیجه اتفاقاتی است که روی داده است
کتاب را خیلی اتفاقی شروع کردم.. اما خیلی با علاقه ادامه دادم.. چند بار وسط کتاب به وجد آمدم و برای این و آن تعریف ش کردم. کتاب در شاهراه علایق من بود، تهران قدیم، زورخانه و فرهنگ لات های بامرام، کردستان و پاوه، چمران و متوسلیان بعد هم عملیات پشت عملیات به روایت یک حافظه ی زنده ی حاضر در صحنه.. حتما بخوانیدش..
این کتاب از جنبههای مختلف برام یه تجربهٔ جدید تو کتابای دفاع مقدس بود. دلیل اصلی این موضوع هم شخصیت خاص راوی و رفقاشه :) راوی مدل بچهلاتهای تهرونیه با ادبیات جالب خاص این قشر :) آسید ابوالفضل از اونایی بود که از اولِ اول جنگ تا آخرِ آخرش تو جبهه بود، از کردستان گرفته تا جنوب. همیشه هم تو دل اصل ماجرا بود و دمخور امثال چمران و احمد متوسلیان.
طبق معمول، روایت کودکی تا نوجوانی خیلی جالب بود، ولی این دفعه جذابتر هم بود، چون تو فضای تهران قدیم میگشت و نکات قشنگی از این فضا و آدماش داشت، از جوونمردی و پهلوونی و دستودلبازی. بعدم وارد فضای هیئتهای قدیم شد که اونم خیلی جالب بود.
یه نکتهٔ دیگهٔ جالب این کتاب، اشاره به مشکلات جنگ و فرماندهی بود که یادم نمیاد جای دیگه به این صراحت دیده باشم...
شخصیت خانم راوی هم خیلی جالب بود. یه زن صبور که خودش دائم تو شهر عامل خیر و جمع شدن جهیزیه و کمک و ... بود. ماجرای آشناییشون هم خیلی باحال بود، در حال فرار از دست گاردیها :)
اولین کتابی بود که تو حوزه ادبیات دفاع مقدس خوندم و راوی کتابم تو موقعیت های متفاوت و زیادی و در کنار افراد مختلفی حضور داشته و از این بابت اطلاعات خوبی میده اما یه مقدار روند داستان تند بوده. https://taaghche.com/book/11809