Jump to ratings and reviews
Rate this book

عوامل سقوط محمدرضا پهلوی

Rate this book

195 pages, Paperback

1 person is currently reading
40 people want to read

About the author

علی دشتی

20 books52 followers
Ali Dashti (Persian: علی دشتی‎‎, pronounced [æˈliː dæʃˈtiː]; 31 March 1897 – January 16, 1982) was an Iranian rationalist of the twentieth century. Dashti was also an Iranian senator

Born into a Persian family in Dashti in Bushehr Province, Iran on 31 March 1897. Ali Dashti received a traditional religious education. He studied Islamic theology, history, Arabic and Persian grammar, and classical literature in madrasas in Karbala and Najaf (both in Iraq). He returned to Iran in 1918 and lived in Shiraz, Isfahan, and finally in Tehran, where he became involved in politics of the day.

Rather than becoming a cleric, he became a journalist and published a newspaper (Shafaq-e Sorkh) in Tehran from 1922 to 1935. He was a member of Majlis at various times between 1928 and 1946.

His criticism of allowing the Tudeh party into the cabinet and concessions to the Soviets landed him in prison in 1946. He was appointed a Senator in 1954 until the Islamic revolution in 1979.

An Iranian newspaper reported his death in 1982.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
3 (25%)
4 stars
2 (16%)
3 stars
3 (25%)
2 stars
2 (16%)
1 star
2 (16%)
Displaying 1 - 8 of 8 reviews
Profile Image for Ardavan Bayat.
367 reviews65 followers
January 28, 2023
خوانش: ۱۴۰۱.۱۱.۰۸

به لطف کتاب گویا و پی‌دی‌اف، خوش‌خوان بودن و شرایط کاری امروز، همزمان با کار و ناهار از صبح تا ایواره(غروب) خواندمش.
Profile Image for JJ Khodadadi.
451 reviews130 followers
November 7, 2022
انتظار خیلی بیشتری از کتاب داشتم
بیشتر نقل خاطرات با بیانی یک طرفه بود به نظرم و نام کتاب رو هم میشد به عامل تغییر داد چون اونطور که نوشته بود همش تقصیر خود شاه بود!!
Profile Image for Nariman.
86 reviews119 followers
May 13, 2021
انتظار مطالب تحلیلی تری داشتم ولی بیشتر بیان خاطرات و نظرات شخصی بود. اما باز هم لا به لاش مطالب به درد بخوری میشد پیدا کرد.
Profile Image for Ali.
14 reviews
August 8, 2020
کتاب عوامل سقوط محموعه ای از یادداشت های منتشر نشده ی علی دشتی سیاستمدار و ادیب پرسابقه است در تحلیل سقوط نظام شاهنشاهی. چیزی که اهمیت یادداشت های علی دشتی رو افزایش میده حضور او در صحنه ی سیاست برای بیش از نیم قرنه و ارجاعاتی که در کتاب به خاطرات و مشاهدات شخصیش میکنه از اهمیت نقشش در سوهر سیاسی ایران در دوره پهلوی حکایت می کنه.
میتونیم بگیم دشتی عوامل سقوط نظام شاهنشاهی رو خروج از روش مشروطه،‌ضعف و عقده ی شخصیت شاه ، سلب آزادی و سرکوب گروه های مخالف و ووابستگی او به بیگانگان میدونه. دشتی برآمدن نظام اسلامی رو نتیجه ی قحط الرجال حاصل از استبداد و سرکوب میدونه و سعی میکنه حوادث مختلف دوره ی پهلوی از جمله جشن های دوهزار و پانصد ساله ، جشن تاجگذاری و ... رو با عللی که برای سقوط میاره تحلیل کنه.
شاید یکی از بهترین نکته هایی که در این کتاب ذکر شده بود میل غایی هر دیکتاتور برای حذف فردیت و وارستگی و تبدیل افراد به نوکر است. افرادی که معتقد جواب الطاف شاه رو با حقارت و پستی خودشون دادن و در مواقع خطر زیر پای صاحبشون رو خالی کردن.
لحن کتاب البته در جاهایی خیلی روزنامه ای میشه و شکل حمله شخصی میگیره که این فکر رو به ذهن آدم میاره شاید این نوشته ی خود دشتی نباشه ولی در کل کتاب سیر منطقی داره و استدلال ها به اندازه ی کافی بهره مند از منطق هستند.
این کتاب رو به علاقه مندان تاریخ معاصر توصیه می کنم.
Profile Image for میثم موسوی نسیم‌آبادی.
507 reviews1 follower
Read
July 26, 2025


آنچه در کتاب «عوامل سقوط محمدرضا پهلوی» می‌خوانیم، مجموعه یادداشت‌ها و تقریرات علی دشتی از اواسط سال ۱۳۵۸ تا درگذشت او در دی ماه ۱۳۶۰ است (دشتی، ۱۳۸۳: ۹) که توسط خواهرزادۀ او، دکتر مهدی ماحوزی، فراهم آمده است.
دشتی در پاره‌ای از عوامل سقوط، ضمن صحبت از کتاب پنجاه و پنج، توضیح می‌دهد که این اثر خود را به سبب عدمِ‌نفوذ کمونیست در ایران و البته فشارهای چهارده ساله در ستایش خاندان پهلوی نوشته است (همان: ۱۳-۱۴) و در ادامه می‌آورد:
قصد من در نگارش عوامل سقوط محمدرضا پهلوی عیب‌جویی و ناسزاگویی و از پشت خنجر زدن به شاه نیست (همان: ۱۶). من باجی ندارم به رژیم موجود بدهم [علی دشتی پس از انقلاب ایران دوبار و هربار حدود یک ماه به زندان افتاد] لذا توصیه کرده‌ام که برای رفع هر گونه پندار و شائبه‌ای این نوشته پس از مرگ من انتشار یابد (همان: ۱۵). من از سَرِ درد و حسرت چنین یادداشت‌هایی را گرد آورده‌ام (همان: ۱۶).
علی دشتی نمرۀ رضاشاه و محمدرضاشاه را در عمران و آبادی و حفظ استقلال ظاهری کشور نَوَد می‌داند، اما نمرۀ آن دو را در پرورش شخصیت‌ها و تحکیم مبانی فرهنگ و اقتصاد نزدیک به صفر می‌شمرد و این ضعف را معلول خودکامگی و غرور بیش از اندازۀ پدر و پسر معرفی می‌کند (همان: ۱۴).

علی دشتی، محمدرضا پهلوی را انسانی بسیار ضعیف‌النفس، ترسو و صاحب حقارت روح و مغزی علیل می‌خواند (همان: ۱۶-۴۵-۷۵-۱۶۴) که پیوسته تشنۀ اطاعت، قدرت‌نمایی و سلطه‌طلبی مطلق بود (همان: ۴۱) و از امکانات در اختیار خود در جهت تعادل کشور استفاده نکرد. چنان‌که توهّم توطئه نیز داشت و یک‌روز به خود من ‌گفت: مصدق به‌دستور خودِ انگلیسی‌ها نفت را ملّی کرده است. این سخن اگر از دهان یک نفر هوچی بیرون می‌آمد چندان جای حیرت نبود، ولی از شاه مملکت، که بیش‌وکم از چرخش امور و جریان سیاست مطّلع بود، حیرت‌انگیز و باورنکردنی می‌نمود (همان: ۴۳).
علی دشتی در ادامۀ کتاب، صفحاتی را نیز به دکتر محمد مصدق اختصاص می‌دهد و او را در عین این‌که انسانی عالم، شریف، پاک و وطن‌پرست معرفی می‌کند (همان: ۴۶-۵۵)، از بدبینی، احساساتی بودن و روحیۀ یک‌سویه و غیرمنعطف وی انتقاد کرده و معتقد است که مصدق سیاست‌مدار نبود. یعنی به جای این که دنبال راه حل باشد، دنبال هیاهو، تحسین و تمجید عامه بود (همان: ۵۱-۵۵-۵۹). چه خوب بود اگر مصدق کمی انعطاف نشان می‌داد و پس از شکست انگلیسی‌ها، از پیشنهاد دوباره و البته این‌بار منطقی آن‌ها استقبال می‌کرد و یا به درخواست آمریکایی‌ها پاسخ مثبت می‌داد (همان: ۴۷-۵۴).
علی دشتی، حسین فاطمی را نیز جوانی خوب و رفیقی مطلوب می‌خواند که ذاتاً احساساتی و در اعتقاد به دکتر مصدق متعصّب بود. چنان‌که اذعان کرده است سال‌ها پیش یک‌بار فاطمی را خواستم و به او گفتم: آقا، این‌ها چیه می‌نویسی؟! اعلاحضرت همایون شاهنشاهی ارواحناه فداه! تو در این مقالۀ یک ستونی هفت‌مرتبه این عنوان را تکرار کرده‌ای (همان: ۶۶)!

دشتی در ادامه ابوالقاسم کاشانی را انسانی بسیارخوب، شریف، بی‌باک و ساده‌دل می‌شمرد (همان: ۶۹). طالقانی را روحانی بی‌غرض، پاک‌اندیش و اصلاح‌طلب می‌خواند (همان: ۶۰). و از شجاع‌الدین شفا به بدی یاد می‌کند و می‌نویسد:

شاه از هر کس که شبهۀ استقلال رأی و فکر در او می‌رفت، بدش می‌آمد و تیپ‌هایی مثل جمشید اعلم و شجاع‌الدین شفا را می‌پسندید (همان: ۱۳۰). شاه به چیزهای بی‌پایه و اساس و به خیالات واهی و افسانه‌آمیز تکیه می‌کرد که از آن جمله جشن دوهزاروپانصد سالۀ شاهنشاهی ایران‌ست که فرنگیان آن را به بالماسکه تشبیه کرده‌اند و همۀ آن‌ها در حیرت‌اند که چرا دولت ایران هزارها میلیون تومان خرج کرد تا شاه ایران از جلگۀ مرودشت به‌راه بیفتد و چون بازیگران تئاتر فریاد زند: «کورش تو بخواب که ما بیداریم!»

عجیب بیدار بودند که چند نطق آقای خمینی او را چون موش مرده‌ای به خارج از مرز ایران پرتاب کرد (همان: ۱۶۰-۱۶۲-۱۶۳)! کلمه‌ای مناسب‌تر و راست‌تر از این واژه سقوط نمی‌توان برای حوادث اخیر ایران و فرار شاه پیدا کرد. شاهی با داشتن بیش از ۴۰۰۰۰۰ سپاهی و بیش از ۵۰۰۰۰ ژاندارم و پلیس و با داشتن دستگاهی مخوف چون ساواک مانند بادی رفت (همان: ۲۵)!

منبع:
_ دشتی، علی، ۱۳۸۳، عوامل سقوط محمدرضا پهلوی، گردآورنده مهدی ماحوزی، تهران، زوار.
1 review
May 17, 2019
this is very exciting book. and i want to read this book
Profile Image for kaka.
8 reviews1 follower
November 24, 2025
این کتاب نوشته علی دشتی نیست. او هرگز چنین چیزی ننوشته
Displaying 1 - 8 of 8 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.