از جمله خصوصیاتی که در فرهنگ ایرانی به طور چشمگیری ریشه دوانده پدیدة چشموهمچشمی و تقلید از دیگران در اعمال، رفتار و روش زندگی است. در ایران پیدایش چشموهمچشمی به حدود یکصد سال قبل، همزمان با ایجاد شکاف در شیوة زندگی ناشی از تقابل سنت و مدرنیسم مربوط میشود. به دنبال آن، بهبود اوضاع اقتصادی و گسترش فزایندة طبقة متوسط سبب حاکمیت فرهنگ مصرفی در بین مردم شد. امروزه لذت و کامجویی از زندگی تبدیل به یک خواسته قطعی شده و این لذت بدون داشتن کالاهای مصرفی و شرایط زیستآرمانی کموبیش غیرممکن مینماید. به نظر میرسد عواملی مانند: پیشرفت وضعیت اقتصادی، توسعة پدیدة شهرنشینی، الگوبرداری از سلبریتیها، مهاجرت و مسافرت به خارج از کشور، رشد سریع انواع رسانهها و نیز توسعة صنعت مُد و برند، سبک زندگی همراه با لذت در جامعه را با سرعت بسیاری گسترش داده است. بنابراین، وضعیتی شبیه یک مسابقه برای متفاوت بودن و تفاخر در بین افراد جامعه به وجودآمده که میتوان از آن به چشموهمچشمی نوین تعبیر نمود.
"روایتی ساده و طبقه بندی شده از ناهنجاریهای امروزجامعه ایران. شاید کناب برای چند دهه دیگه و شناخت دورهی فعلی خیلی مفید باشه اما برای مخاطب امروز و آگاه از جامعه، حرف جدیدی برای گفتن نداره. لحن نویسنده علمی نیست، وعظ گونه نوشته شده و چنگی به دل نمی زنه. بنظرم کتاب ارزش خوندن نداشت. فقط از فصلی که به برندها می پرداخت کمی قابل قبول بود. .
از متن کتاب: اکنون به هر طرف که نگاه می کنی بینی های کشیده و سربالا گونه ها و لب های برجسته میبینی انگار یک بیماری همهگیر بر صورتکهای این نمایش انسانی سایه افکنده است. این جامعه هم شکل را میتوان به برخی بیماریهای خاص تشبیه کرد که در آن بیماران به دلیل اختلالات ژنتیکی بسیار شبیه هم هستند. امری که نتیجه آن کم شدن تنوع در چهره ها و تولد فرزندانی که دیگر شبیه مادر یا پدر خود نیستند. شکی نیست به دلیل همین یکنواختی صورت ها به مرور زمان در آیندهای نه چندان دور ملاک ها و معیارهای زیبایی امروزی در دنیا نیز دستخوش تغییراتی خواهد شد و به دنبال آن جامعه در پی انجام بازسازیهای مجدد خواهد بود. موضوعی که از خصوصیات بارز فرهنگی یک جامعه مصرف گراست. بنظرم خوندنش برای هر ایرانی از اوجب واجباته.
این کتاب هم با اینکه منابع دهنپرکن و آکادمیک داشت، بیشتر خلقیات ما ایرانیان بود تا جامعهشناسی. مثل کتاب جامعهشناسی خودمانی
البته خواندنش خالی از لطف نیست، اینکه تمام فصول و خلیقات زیر عنوان چشموهمچشمی آورده شده جالبه
یکم سبک زندگیمون عجیب هست توی این کتاب که البته ۱۰۰ سال پیش هم وقتی اولین سفرنامهنویسها مینوشتند همینطوری بوده
باز هم برای اینکه یک مطلب تحقیقیتر کنارش خونده بشه به مقالهی «تصویر چندوجهی غرب» آرش حیدری از فصلنامه مطالعات میانرشتهای ارجاع میدم که خیلی باحالتره