كمی مايل به سرخ رمانی است با محوريت يك زن جوان كه بايد با واقعيتهايی مواجه شود كه مدتها پنهان يا مستتر بوده است. قصه از يك حادثهی مهم شروع میشود. زنی روزنامهنگار تصادف شديدی میكند و چيزی نزديك سه ماه به كما فرو میرود. بعد بيدار شدن و گذر از مرز باريك مرگ و زندگی به تدريج در میيابيم كه او چه گذشتهای داشته است و چه حفرههايی در زندگیاش وجود دارد. از سويی او میخواهد با خواندن روزنامهها و كتابهای منتشر شده در سه ماه غيبتش دريابد چه اتفاقهايی افتاده. ماجراهايی كه بعضی آدمها را عوض كرده و برخی ديگر را غريبه، و در مجموع روندی را رقم زده است كه بايد كشف شود... كمی مايل به سرخ رمان خوش ضربآهنگی است با فضاهايی متفاوت. نوبخت از ديالوگ بسيار استفاده كرده است و همچنين از برشهای ظريف زمانی، و تلاش داشته رمانی بنويسد كه در آن بتوان به لايههای شخصيتی متناقض آدمهايی پی برد كه انگار بعد از بازآمدن از مرگ قهرمان اصلی، بيشتر از گذشته بايد روايت شوند. و اين مثل گشودن جعبه پاندوراست... ؛
کتاب های ایرانی اکثرا موضوع جدیدی ندارند و این خیلی نا امید کنندست نویسنده های ایرانی خیلی کم پیش میاد که موضوع جدیدی برای کتاب خودشون انتخاب کنند. داستان این موضوع هم جدید نیست و این بده ولی داستان رو نویسنده به خوبی نوشته و کسل کننده نیست و این نقطه قوت موضوع هست.
My rating:3 این کتابو در یک نشست خوندم. با توجه به حجم کم و روایت سر راست داستان خوندنش راحت بود. برای خوندن کتاب باید دوتا نکته رو توجه داشت: ۱. خیلی درگیر شخصیتها و نسبتهاشون باهم نشید چون به مرور متوجه میشید. درسته که نویسنده شخصیتهای زیادی رو اسم میبره ولی خیلیاشون نقش آنچنانی ندارن و اگه قرار بود هرکدومشونو توضیح بده که کتاب ۱۰۰ صفحه نمیشد و شاید همین نقطه قوته داستان باشه چرا که باعث کسل کنندگی روایت میشد. ۲.به نحوه روایت هر فصل دقت کنید. داستان دو نوع روایت داره یکی اول شخص و دیگری سوم شخص که بین گذشته و حال در رفت و آمده. اگه متوجه نوع روایتها بشید داستانو به راحتی میتونید جلو ببرید و درکش کنید. توقع شاهکار نباید داشت ولی من شخصیت اصلی داستانو تونستم درک کنم و خوشم اومد از کتاب و حرفی که نویسنده میخواست بگه رو فهمیدم. نمیدونم این چندمین اثر از نویسنده است و کارهای دیگه اشون چطوره ولی به عنوان یه داستان ۱۲۰ صفحه ای خوب تونست داستان خودشو روایت کنه و به نسبت بقیه کارای تالیفی خوب بود.
با این که حجمش کم بود کلی خوندنش طول کشید چون جذاب نبود. در تمام طول داستان فکر می کردم که چیزی که باعث می شه بخوای بخونیش جذابیت قصه نیست بلکه پیچیده بودن بی دیلی قصه هست. توی هر صفحه چندتا کاراکتر جدید معرفی می شد. اصلا نفهمیدم چی شد. سر و تهش کجا بود. خیلی بد!