در دو داستان نخست این کتاب: «وقتی که جنگ در گرفت» و «وقتی که جنگ تمام شد»، اندیشههای راوی هر دو داستان همخوانی بسیاری با تفکرات خود نویسنده دارد. بل هنگامی که ناخواسته به جبههٔ دومین جنگ جهانی اعزام شد ۲۲ ساله بود و راوی نخستین داستان پیشگفته ۲۰ ساله است. نویسنده هنگام بازگشت از جبههها ۲۸ سال داشت و راویِ در حال بازگشت به وطن در داستان دوم ۲۶ سال سن دارد. اینها دو راوی - که مینمایند که یکی باشند- آشنایان با اندیشههای بل را به یاد خود او میاندازند: فردی ترقی خواه، مخالف جنگ سالارانی که نامشان را -به ویژه در داستان دوم- پیوسته ذکر میکند، دشمنِ یهودی ستیزی، افشاگر مذهب نهادی شده…
هاینریش بل (۱۹۸۵-۱۹۱۷) برندهٔ نوبل ادبی ۱۹۷۲ نامدارترین چهرهٔ ادبی-هنری آلمان در نیمهٔ دوم سدهٔ بیستم است. بنابر آماری که در سالهای پایانی دههٔ هفتاد سدهٔ گذشته در آلمان انتشار یافت، بل از لحاظ نفوذ معنوی و اندیشه سازانه در میان شهروندان آلمان نفر چهارم بود. بل این موفقیت را تا هنگام مرگ با خود داشت. «از چنین شهرتی حتی توماس مان برخوردار نبود.»
Der deutsche Schriftsteller und Übersetzer gilt als einer der bedeutendsten deutschen Autoren der Nachkriegszeit. Er schrieb Gedichte, Kurzgeschichten und Romane, von denen auch einige verfilmt wurden. Dabei setzte er sich kritisch mit der jungen Bundesrepublik auseinander. Zu seinen erfolgreichsten Werken zählen "Billard um halbzehn", "Ansichten eines Clowns" und "Gruppenbild mit Dame". Den Nobelpreis für Literatur bekam Heinrich Böll 1972; er war nach 43 Jahren der erste deutsche Schriftsteller, dem diese Auszeichnung zuteil wurde. 1974 erschien sein wohl populärstes Werk, "Die verlorene Ehre der Katharina Blum". Durch sein politisches Engagement wirkte er, gemeinsam mit seinem Freund Lew Kopelew, auf die europäische Literatur der Nachkriegszeit. Darüber hinaus arbeitete Böll gemeinsam mit seiner Frau Annemarie als Herausgeber und Übersetzer englischsprachiger Werke ins Deutsche...
Heinrich Böll became a full-time writer at the age of 30. His first novel, Der Zug war pünktlich (The Train Was on Time), was published in 1949. Many other novels, short stories, radio plays, and essay collections followed. In 1972 he received the Nobel Prize for Literature "for his writing which through its combination of a broad perspective on his time and a sensitive skill in characterization has contributed to a renewal of German literature." He was the first German-born author to receive the Nobel Prize since Hermann Hesse in 1946. His work has been translated into more than 30 languages, and he is one of Germany's most widely read authors.
سال ها عمر پر برکت سپری شده در بازی "کال اف دیوتی"همواره این سوال را برای من بر می انگیخت که افرادی که در بازی,کاراکتر من به قتل میرساند چه تفاوتی با خود وی دارند؟ایا داستان یک سرباز المانی کمتر از یک سرباز متفقین است؟آیا سوی دید یک سرباز المانی اینقدر کم ارزش است که پس از 20سال گذشت از مجموعه کال اف دیوتی هرگز استوری لاینی برای آنها تعریف نشده؟ هاینریش بل ظاهرا جوابی برای این سوال برخاسته از عنفوان کودکی من است.هاینریش بل هم البته از مخالفان جنگ و هیتلر و حزب نازی بود.. در داستان" وقتی جنگ درگرفت تا وقتی جنگ تمام شد",ضد جنگ بودن وی هنرمندانه به تصویر امده..به گونه ای حال و هوای قسمت اول سفر به انتهای شب سلین را دارد..از نوع آلمانی اش! داستان"در دره سم های غران"اما چیزی فراتره, شخصیتی هایی تاریک,با روانی پریشان..جمله اول"پسرک پی نبرد که نوبت به او رسیده" در یک جمله به بحرانی که در کاراکتر وجود دارد پی میبریم..فوق العاده ست...ذکر دیوانه وار برخی جزییات هم به انتقال این بحران و frustrationدرونی کاراکتر به خواننده کمک میکند "پاول اندیشید:فردا،من که فردا مرده ام."خداست.. یک خوره گنگی در طرح این داستان است..انتظار برای یک رخداد تلخ,رخدادی که یک مکافات است.. نکته دیگر در قدرت این داستان تغییر روایت است,ابتدا وارد ذهن کاراکتر اول میشویم,با پیشرفت داستان اما در مکالمات, کاراکتری که میشناسیم گویی بیگانه میشود..مکالمات بی معنی و بی هدف ان,همه چیز از کلافگی حکایت میکند که هنرمندانه به تصویر امده..جز به جز داستان تنها کلافگی است..در قسمت دوم وارد ذهن کاراکتر دوم میشویم که شخصیتی حتی تکان دهنده تر است.. نکته دیگری در همین باب که قلم بل را خاص میکند,تکرار است,تکرار یک فعالیت یا یک واقعه به گونه ای مالیخولیایی..در داستان اول اماده کردن کوله پشتی ها و در داستان "در دره سم های غران"مسابقه قایقرانی..این تکرار به بهترین شکل خود میرسد و تبدیل به بک گراندی ازاردهنده و بی هدف میشود..که باز هم کلافگی را انتقال میدهد در نهایت این داستان در مقیاس کوچک خودش یک شاهکار است..داستان فاجعه ای حاصل از یک تابوی کاتولیکی..که برای ما هم چندان بیگانه نیست.
داستان کوتاه"ماجرای یک کیسه نان"طنز تلخی دارد به جنگ..که بسیار هنرمندانه نوشته شده.. داستان"فنجان بی دسته"از نمونه های تشخیص است که ذوق و قریحه نویسنده را مینماید
و در نهایت چند جنله از سخنرانی نوبل هاینریش بل:در باب ادبیات و خلق اثر: "همیشه وقتی از من میپرسند که چگونه یا چرا این یا ان اثر را نوشته ام بی اغراق دستپاچه میشوم,این چه رازی است که من خودم نیز نمیتوانم توضیحی روشنگر راجع به کاری بدهم که بی شبهه ان را انجام میدهم؟چیست این((آن چیز))که من از نخستین تا واپسین سطرش را روی کاغذ می اورم,چیست این ((آن چیز))که با فواصل زمانی ای که هربار بیشتر میشود برای من بیگانه میشود,همانقدر بیگانه که گویی از ان گذشته است و دیگر میتوان ان را نادیده انگاشت؟هر چند برای دیگران به عنوان اگاهی دهندگی شکل یافته(اصطلاح ابداعی خود بل)احتمالا با اهمیت میشود...."
پ.ن:حتی سخنرانیش هم فوق العاده ست
پ.ن:پاورقی های مترجم فوق العاده ست و نشان از کار و مطالعه عمیق جمالی زاده دارد,در واقع ترجمه سبب لذت بردن بیشتر از کتاب شده
کتابها از لحاظ ظاهری مثل ما آدمها هستند « بزرگ و کوچک»اند و «سیاه و سفید»، « چاق و لاغر » و «ضعیف و قوی» صفحات کتاب مثل صفحه عمر آدمها است گاه طولانی و پربار گاه کوتاه وکم ثمر و بالعکس وقتی این کتاب را در دست میگیری از همان اول معلوم میشود که با گنجینهای با ارزش طرفی از ظاهرش که طرح جلد و نوع کاغذ و رسمالخطش باشد تا گزینش و چینش داستانها؛ و کیمیاگری نویسنده درخلق و ارایه داستانها آغاز میشود از ورای این کلمات همه چیز جان میگیرد و زنده و متبلور میشود فراتر از آن اندیشههای به وجود آورنده این آثار است که پیش چشمت متجلی میشود. تا حدودی با آثار بل آشنا بودم اما اقرار میکنم که « از وقتی که جنگی در گرفت تا...» چیز دیگری است. در داستان اول شادابی یک جوان را که در گیر جنگ نشده اما با آن مخالف است بانگاه طنز آمیزی که به نظامیگری دارد میبینیم در بازگشت او ( البته شاید همان شخص نباشد ولی تاثیر ی در نوع برداشت ما از وقایع نخواهد داشت)تلخی و غمی عمیق در نگاهش پیداست در داستان سوم «در دره...» اما بل ناگهان ما را به آسمان پرتاب میکند اوجگیری فزاینده سبک و محتوا بینظیر است کاوش ذهن شخصیتها و نفوذ به اعماق ضمیر آن کودکان که گرفتار نوعی سرخوردگی و عوارض به گمانم ناشی از جنگ و جو نابسامان خانوادگی هستند تکاندهنده است توصیفات ماجرا از دید سه شخصیت کودک اصلی جابجا میشود و مشکل اساسی این کودکان را یادآور میگردد خلاقیت هاینربش بل آنجایی به حد نهایی میرسد که داستان پوسترها را تعریف میکند و با جلوهای تصویری آنها را به هم ربط میدهد بماند که درشکافتن ذهن پریشان کودکان کاری میکند کارستان! داستانهای «خاطرات شاهزاده جوان» و « فنجان بیدسته» در عین سادگی عمیق هستند. اما «یک کیسه نان» فلسفه جنگ و عوارض آن را با نگاهی عمیق و طنزی تاریک به ما نشان میدهد در نهایت میبینیم که در این جهان جنگ سالار اشیاء چقدرماندگارتر از جان انسانند و انگیزه های افتخار آفرینی چقدر کاذب و میرا! قطعاً با ارزشترین قسمت را در بخش بعدی میخوانیم سخنرانی عمیق و شور انگیز و بدیع بل پس از دریافت جایزه نوبل که اصلأ نمیشود توضیح داد فقط باید خواند. در بخش پایانی اما، در معرفی رمانها مترجم بیش از حد در بحر تشریح داستانها فرورفته است و این برای کسانی که اصل کتابها را نخواندهاند توصیه نمیشود. پانوشتها و توضیحات تکمیلی آقای جمالی که خود کتابی دیگر است ،بس مفید و کارآمد. به امید اینکه کتابهای بیشتری از هاینریش بل بخوانیم و بهرهها ببریم!
... و چقدر نفرت انگیز است وقتی کسی رنگ و بوی خود را ندارد، چقدر نفرت انگیز است این بوی هیچ چیز ندادن.کاش کسی بوی پیاز میداد، بوی خوراک مجارستانی، بوی صابون رختشویی یا بوی موتور ، بوی توتون پیپ، جوانه ی زیزفون یا گرد و خاک خیابان، بوی تند عرق هنگام کاری توانفرسا در تابستان، برای ام عجیب است که بو ندارند ، بوی هیچ چیز نمیدهند.
مجموعه ای از هفت داستان کوتاه، سخنرانی بل در پی گرفتن جایزه ی نوبل و معرفی شش رمان از نویسنده.
داستانها نسبتا به خوبی انتخاب شده و برای علاقه مندان به هاینریش بل و یا آشنایی با قلم وی، خواندن این مجموعه میتواند گزیته ی خوبی باشد. نکته ی بسیار مثبت این مجموعه برای من، پاورقی و نکات تکمیلی بود که به همت مترجم ددر انتهای هر داستان گنجانده شده و دید خوبی از زمان وشرایط زمان آلمان پس از جنگ دوم جهانی دارد. آینجانب چاپ اول این اثر (1396) را مطالعه کردم و به جز یک مورد از اطلاعات اضافه شده مشکل دیگری ندیدم که آن هم به شرح زیر است: پی نوشت شماره یک از داستان اول "... دومین جنگ عالم گیر اول سپتامبر 1945 آغاز شد..." در صورتی که سال صحیح 1939 میباشد.
مورد منفی دیگر پرداخت بیش از حد به نظر من به درون مایه ی هریک از رمانها در بخش شش زمان از هاینریش بل است.
.در کنار انتخاب خوب داستانها، میتوان گنجاندن سخنرانی دریافت جایزه ی نوبل را از بخشهای خوب کتاب دانست البته سخنرانی بسیار سنگین و قوی بود