حکمت تمدنی: گزیدۀ آثار استاد احسان یارشاطر؛ به کوشش و با پیشگفتار: محمد توکلی طرقی؛ انتشارات پردیس دانش، چاپ اول، تهران 1395؛ قطع رقعی، 536 صفحه. این کتاب، شمارۀ 2 از سری کتابهای «ایران نامگ» است. عنوان انگلیسی: Civilizational Wisdom: Selected Works of Ehsan Yarshater
احسان یارشاطر در ۱۴ فروردین ۱۲۹۹ در یک خانوادهٔ بهائی اهل کاشان در همدان متولد شد. پدرش هاشم، بازرگانی بود که به امور دنیوی توجه نداشت و حواسش مشغول مذهب بود. مادرش روحانیه میثاقیه در زمان خود مترقی بود، انگلیسی میآموخت و با صدایی گیرا مناجات میخواند بههمین دلیل به گردهماییهای بهایی دعوت میشد. در همدان او ابتدا به مدرسه آلیانس یهودیان فرانسوی و بعداً به مدرسه تأیید بهائیان رفت و تا کلاس دوم تحصیل کرد. در سال ۱۳۰۵ یا ۱۳۰۶ به دلیل شغل پدرش به کرمانشاه رفتند. دو سال و نیم به تهران رفتند. وضع مالی پدر او خوب نبود و اجارهنشین بودند. پدر او که از طرفداران زبان اسپرانتو بود کمی اسپرانتو به احسان آموخت چنانکه وقتی مادرش برای زیارت به حیفا سفر کرده بود به فارسی و اسپرانتو برایش نامه نوشت. در کلاس هفتم بود که مادرش به دلیل مرض کلیه و یک سال بعد پدرش به دلیل سینهپهلو درگذشتند. او یک خواهر و دو برادر دارد. خواهر او نورانیه در ۱۳۶۰ در تهران کشته شد
به گفتهٔ احمد اشرف از دانشگاه کلمبیا، یارشاطر احساس وابستگی به دین بهائی ندارد. وی با داییش در تهران بزرگ شد. بعد از تمام شدن دبیرستان به دانشسرای عالی رفته و ادبیات فارسی خواند. وی در دورهٔ دکترا رسالهای بحثبرانگیز داشت با این موضوع که معشوق در ادبیات ایران نمیتواند زن باشد. از دههٔ ۱۳۲۰ خورشیدی در عرصهٔ مطالعات ایرانی و ایرانشناسی فعالیت داشتهاست. بخش عمدهای از تحقیقات او در زمینههای ایران پیش از اسلام، و زبانها و گویشهای ایرانی بودهاست
ابراهیم پورداوود، از استادان وی، از مشوقین وی برای مطالعهٔ ادبیات و زبان باستانی ایران بود. وی توسط بورسی از شورای فرهنگی بریتانیا در ایران به لندن رفت تا در زمینهٔ تعلیم و تربیت ادامه تحصیل بدهد ولی بعد از رسیدن به لندن نزد والتر هنینگ استاد زبانهای باستانی ایران رفت. او نزد والتر هنینگ و مری بویس زبان پهلوی را فراگرفت. در سال ۱۳۳۲ فوق لیسانس خود را تمام کرده و موضوع رساله دکترایش این بود که زبان مردم آذربایجان نه ترکی بلکه زبانی بنام تاتی بودهاست. رساله نزد هنینگ. تاتی مربوط به روستایی در قزوین و در کمیجان استان مرکزی میباشد. در بازگشت به ایران به تدریس زبانهای باستانی ایران پرداخت. در همین ایام دانشگاه کلمبیای نیویورک از او دعوت به تدریس کرد. بعد از بازگشت از کلمبیا به تهران، جای استاد محبوبش ابراهیم پورداوود به تدریس پرداخت. وی در کارنامه خود تأسیس بنگاه ترجمه و نشر کتاب برای ترجمه آثار معتبر ادبی جهانی و انتشار فصلنامه راهنمای کتاب را دارد
در سال ۱۳۳۳ به منظور ترجمه مناسب و شایسته آثار ادبی جهان، بنگاه ترجمه و نشر کتاب را بنیان نهاد و در این راه از کمکهای اسدالله علم که در آن زمان رئیس املاک و مستغلات پهلوی بود نیز استفاده کرد. حوزه فعالیت این بنگاه به تدریج گسترش یافت و علاوه بر ادبیات خارجی، مجموعههای متون فارسی، ایرانشناسی، آثار فلسفی، ادبیات برای جوانان، خواندنیهای کودکان و آئینهٔ ایران و چند مجموعهٔ دیگر را در آن بنگاه چاپ و منتشر شد
در سال ۱۳۴۷ به پیشنهاد یارشاطر و با بودجه ۲ میلیون دلاری سازمان برنامه و بودجه ایران کار تدوین دانشنامه ایرانیکا آغاز شد. پس از انقلاب ۱۳۵۷ بودجه ایرانیکا قطع شد و با تلاشهای یارشاطر بنیاد ملی علوم انسانی آمریکا عهدهدار هزینههای ایرانیکا شد. احسان یارشاطر برای تأمین هزینههای ایرانیکا بخشی از مجموعه آثار تاریخی خود را به ارزش ۳ میلیون دلار بفروش رساند که بعضی از این آثار اکنون در موزه متروپولیتن نیویورک هستند
مبهوت گستره و عمق دانش و نثر شیوای جناب یارشاطرم. نثرش چنان شیوا بود که در این یک هفته کتاب از دستم نیفتاد. خواندنش را به همه توصیه میکنم. کاش جناب توکلی حین ویرایش دقت بیشتری میکردند تا اشتباهات تایپی کتاب کمتر باشد.
فردوسی معاصر، یکی از اون ابر مردهای نیک روزگار تمام ایران و به طور اخص اندیشمندان علوم انسانی، مدیون این مرد هستند. خیلی از این کتاب داستانهای کلاسیکی که بارها اسمشون رو شنیدیم، برامون در اولویت خوندن قرار گرفتن و یا خوندیم و در این برنامه بهشون نمره دادیم و بعضا براشون نوشتیم، تماما به همت این مرد و از صدقه سر بنگاه ترجمه و نشری بود که اوایل دهه 30 با ابتکار خودش تاسیس شد، عمیقا به ایران عشق می ورزید، پیوسته و خستگی ناپذیر برای این عشق کار کرد و در سخت ترین شرایط هم دست از تلاش برنداشت و در آخر برای ایران جان داد، خدماتش صرفا به ترجمه داستان های کلاسیک منحصر نمیشه، انواع کتابهای مرجع دینی، فلسفی، عرفانی،تاریخی،ادبی و.. با تلاش اون در خدمت خوانندگان قرار گرفت. این مرد بود که بچه ها رو هم به عنوان قشر مهمی از خوانندگان به طور جدی در نظر گرفت و با پیگیری و تلاشهای مستمر، نیازهای کودکان رو هم در خوانش کتاب مورد تامل قرار داد و نهایتا در این زمینه انقلاب ایجاد کرد. و در مورد دانشنامه ایرانیکا هم که واقعا چه چیزی باید گفت، بعد از انقلاب هم کل دارایی های ارزشمند تاریخی خودش رو فروخت تا این پروژه عظیم ایرانشناسی برقرار بماند. یادش تا ابد گرامی
کتاب حکمت تمدنی، گزیده ای از آثار درخشان پروفسور یارشاطر است. پیشگفتار این کتاب با عنوان "یار ایرانشناسی و حکمت یارشاطری" به قلم آقای توکلی طرقی، یادداشتی بسیار خوب و فراوان از آگاهی هایی از زندگی و کار واندیشۀ استاد یارشاطر است. کتابی بسیار خواندنیست.