محمدرضا یوسفی (زاده ۱۳۳۲، همدان) نویسنده و نظریهپرداز ادبیات کودکان و نوجوانان اهل ایران است. اولین اثر داستانی او، «سال تحویل شد»، در سال ۱۳۵۷ منتشر شد. وی علاوه بر داستاننویسی برای کودکان و نوجوانان، تجربههایی در نمایش نامهنویسی و فیلم نامهنویسی نیز دارد. به گفتهٔ خودش تا کنون بیش از ۲۰۰ اثر عمدتاً داستانی برای کودکان و نوجوانان منتشر کرده ست.
وشی روی نقشه داشت گم میشد که دودکشهای بلند کورههای آجرپزی را پیدا کرد. از نوک بعضی از آنها دود به آسمان میرفت، وشی گفت: «راه فرار از دست اصغر زیگیل همین دودکشها هستند. وَشان خواست فرار کند، از این دودکش بالا رفت. به نوک آن رسید و اگر نوکرهای اصغر زیگیل به او نرسیده بودند به آسمان رفته بود و الان رو یکی از همین ابرها برای خودش بارانبازی میکرد. میدانی اصغر زیگیل سلطان دودکشهای جهان است. همهٔ کارگرهایی که توی کورهپزخانهها کار میکنند، مشتری او هستند. به دنیا هیچی ترسناکتر از راههایی که به کورهپزخانهها میرسند و اتاقکهایی که کارگرها در آنجا زندگی میکنند، نیست. وَشان همیشه خداخدا میکرد تا نوبت پخش کورهپزخانهها به او نیفتد، چقدر از آنجاها میترسید و همیشه با یکی دیگر به آنجا میرفت. او فکر میکرد اگر تنها به کورهپزخانهها میرفت یکی از آجرهای آنجا میشد و زیر دست و پا نابود میشد.
قطاری از دل شهر میآمد و تا اعماق پایین شهر میرفت. شیشههای آینهای داشت و میشد موهای پریشان و صورتهای زیبا را توی آن دید. مانند اژدهایی زمین را میکند و از جهان تاریکیها میگذشت و تا به روشنایی میرسید، آژیر میکشید. وشی گفت: دودکش کورهپزخانهها را ببین بهجای درخت از زمین سبز شدهاند.
بخوای راجع به کتاب ریویو بنویسی در اصل باید راجع به نویسنده و سبک نوشتنش بگی، درسته محمدرضا یوسفی توانایی بسیار ساده نویسی رو برای مخاطب کودکش داراست ولی در عین حال توانایی بسیار پیچیده نویسی هم دارد. ولی پیچیده نویسیش افراطی نیست که زدهت کنه. داستانی که میخونی زمان های مختلف یه شخص میتونه باشه میدونم شخصیت های متفاوت باشند بستگی به برداشت و همراهی تو تو مسیر باهاشون داره.
دوست داشتمش.
This entire review has been hidden because of spoilers.