Jump to ratings and reviews
Rate this book

دور زدن در خیابان یکطرفه

Rate this book
«می‌دونی بدبختی ما چيه اركان؟» اركانی دمغ و گريان و بی‌حوصله نگاهش كرد. «چه می‌دونم... » «آدم بدامون هموقدر كندذهن و احمق كه آدم خوبامون. لاقل بد بودن يه كم تيزی می‌خواد. اما اين‌جا بد بودنم مثه خوب بودن خلاصه شده تو كودنی.» «فلسفه برام نباف، ياوری... چرت و پرت تحويلم نده... »
«دور زدن در خيابان يك‌طرفه» تلاش قهرمانی تنهاست برای عبور از هزارتويی مخوف كه طراحان آن نيز گاه راه خود را گم می‌كنند و قربانی آنچه خود ساخته‌اند می‌شوند. حكايت قهرمانی كه می‌داند شكست خواهد خورد اما تلاشش را می‌كند و در نهايت از نتيجه‌ی تلاشش راضی است. او دن كيشوتی است كه تنهايی به جنگ آسياب‌ها رفته است. هر چند نمی‌تواند جلوی چرخش آسياب را بگيرد اما می‌داند آسياب به نوبت است و سرانجام نوبت او هم می‌رسد.

188 pages, Paperback

First published January 1, 2018

10 people want to read

About the author

محمدرضا مرزوقی

20 books3 followers
محمد‌رضا مرزوقی متولد ۱۳۵۵ است.. عاتکه نام اولین کتاب اوست که در سال ۱۳۸۰ در نشر روشنگران به چاپ رسید. رمان دیگرش به نام تُل عاشقون با همکاری نشر افق، و رمان‌های پسین شوم و بارداری بی‌هنگام آقای میم با همکاری نشر روشنگران منتشر شدند. مرزوقی علاوه بر داستان‌هایش درباره نقاشی،برای آشنایی کودکان و نوجوانان با محیط زیست هم داستان‌هایی نوشته که برخی از آن‌ها را نشر امیرکبیر منتشر کرده است.

فیلمنامه‌نویسی و فیلم‌سازی مستند هم از فعالیت‌های محمد‌رضا مرزوقی است.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (11%)
4 stars
1 (11%)
3 stars
5 (55%)
2 stars
2 (22%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 6 of 6 reviews
Profile Image for HAMiD.
521 reviews
May 1, 2019
آیا در خیابانِ یک طرفه ی فسادِ اقتصادی و اخلاقی می شود دور زد؟ آیا می شود در مناسباتِ هر روزه ای که می شود دستی آلوده کرد و گاه به آسودگی به بی شمار انسان آسیب رساند- بی آن که دانسته شود- این گونه نبود؟ بی گمان که پاسخ دادن دشوار است. و محمدرضا مرزوقی در تلاش است تا به این پرسش پاسخی شاید بدهد. آیا می شود؟
مرزوقی داستانِ سرراستی نوشته است. جمله های کوتاه، توصیف های به جا و گفتگوها که به خوبی با گویشِ آبادانی درآمده اند. فضاسازی خوبِ داستان و البته شرحِ دو پرده از روابطِ تنانه که بی اندازه خوشایند بود و هنرمندانه خواننده را دستِ خالی برنمی گرداند از این خیابان
@
این هم موزیک برای حالی که داریم گاهی
https://soundcloud.com/armin-ebrahimi...
@
1398/02/10
Profile Image for حسام آبنوس.
429 reviews332 followers
December 11, 2019
شکار گراز با تفنگ خالی

***خطر لو رفتن داستان***



قهرمان زنده را عشق است

«حبیب یاوری» قهرمان این اثر است. قهرمانی منفعل و شاید قهرمانی تنها. او دختر ده ساله‌اش را به‌خاطر استفاده از داروی غیرمجاز از دست داده و به طور اتفاقی با یکی از شاخه‌های قاچاق که از قضا دارو هم قاچاق می‌کنند، روبه‌رو شده است. او در زندان کار می‌کند و اینجاست که با «ارکانی» آشنا می‌شود و وارد یک باند قاچاق می‌شود که به بهانه دور زدن تحریم‌ها مشغول واردات هستند و در این بین داروی تاریخ‌مصرف‌گذشته هم در بین وارداتشان یافت می‌شود.

این درونمایه اصلی داستان است. مرزوقی در داستانش سراغ یکی از موضوعات روز رفته و روایت انسان‌های قربانی را برای خواننده‌اش بازگو کرده است. انسان‌هایی که قربانی می‌شوند و صدایشان به کسی نمی‌رسد. پدری که دخترش به خاطر تزریق داروی تاریخ‌مصرف‌‌گذشته نمی‌تواند و نمی‌داند به کجا باید اعتراض کند و اینکه آیا اعتراضش به نتیجه می‌رسد؟ مرزوقی در داستانش نشان می‌دهد دور زدن تحریم‌ها بهانه‌ای برای دور زدن انسان‌ها شده، قانون در این فضا کارکردی ندارد و مصالح بر سایر شئون حکم می‌رانند و در این موقعیت است که قربانی‌ها اهمیتی پیدا نمی‌کنند و هرکس بخواهد در این مسیر خللی وارد کند، خطری تهدیدش می‌کند.

حبیب یاوری وقتی به اهداف و پشت پرده باندی که ارکانی یکی ازاعضای آن است و به زودی قربانی خواهد شد، پی می‌برد، تلاش می‌کند مسیر را اصلاح کند ولی کاری از دستش بر نمی‌آید و منزوی می‌‌شود و حتی در آستانه از دست دادن شغلش است و به مسافرکشی پناه می‌برد. او می‌خواهد «گرازها» را بکشد؛ ولی تفنگش تیر ندارد! شاید بتوان گفت قهرمان منفعل داستان را در داستان مرزوقی شاهد هستیم، قهرمانی که حتی از انتشار فیلم اعترافات ارکانی عاجز است زیرا آنهایی که علیه‌شان اعتراف شده «قدرت» دارند. شاید باید بین حبیب و نویسنده داستان ارتباط منطقی برقرار کرد؛ همانطور که حبیب جسارت برملا کردن همه‌چیز را ندارد شاید داستان‌نویس هم چنین جسارتی در خود ندیده و تلاش کرده است در همین حد اشاره‌ای به فساد در سیستم کرده باشد.

ترسوها زنده نمی‌مانند

زبان داستان مرزوقی سالم است. او بدون پیچیده‌گویی قصه تعریف کرده و برای قصه‌اش شخصیت‌هایی ساخته؛ ولی گاهی شخصیت‌ها سالم نیستند یا شاید ظرف داستان مجال خودنمایی بیشتر به آنها نداده است. حبیب شخصیت سرکشی دارد ولی کمتر این سرکشی را می‌بینیم و در پایان هم دیدیم که سرخورده به مسافرکشی پناه برد. «خسروی» که رئیس زندان است، انسان ترسویی است که به فکر خودش است و او را می‌توان نماد طیفی از جامعه دانست که آرامش خود را بر هرچیز دیگری ترجیح می‌دهند و بیشتر مطیع هستند تا چیز دیگری! ارکانی و انصاری به خوبی از کار درآمده‌اند؛ ارکانی یک قربانی است که توسط انصاری که پشت پرده روشنی ندارد وارد بازی شده و حالا که دیگر نیازی به او نیست باید حذف شود. پول در این داستان نقش بسیاری دارد تا جایی که گردن‌کش‌های زندان را هم در برابر خود رام می‌کند. در این داستان مرزوقی نشان می‌دهد که فساد چطور می‌تواند در همه‌جا رسوخ کند و باید این داستان را یک رمان مطالبه‌گرانه با موضوع روز معرفی کرد که نویسنده کوشش کرده با زبان داستان گوشه‌ای از آن را بازگو کند.

در مجموع در رمان «دور زدن در خیابان یک‌طرفه» شاهد اثری متوازن و متعادل هستیم که نویسنده هم قصه تعریف کرده، هم حرفی که می‌خواسته را با زبان داستان بیان کرده است.

Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books243 followers
July 5, 2021
حدس زده بود مردک چه می‌خواهد. اشتباه نکرده بود. سخت نبود. می‌توانست با آن کنار بیاید. اما چرا این‌قدر راحت قبول کرده بود؟ نه شرطی نه حرفی. جز این‌که خیلی سرشان تو کار هم نباشد. این را هم ارکانی گفته بود. با لحنی که انگار همه خط و ربط‌ها را او تعیین می‌کرد، که کرده بود. اما چرا این‌قدر راحت اعتماد کرده بود؟ فقط چون حبیب گفته بود کلی لنج‌دار می‌شناسد که می‌توانند از هر راهی هر چه بخواهد بیاورند یا ببرند؟ کار ساده‌ای نبود. تازه اگر می‌زد و توزرد از آب در می‌آمد، چه؟ فکر کرد و فکر کرد چه دارد تو خودش که این‌قدر راحت همه بهش اعتماد می‌کنند؟

پیشنهاد کوچکی نبود. تهش هم چیز کمی برایش نمی‌ماند. می‌توانست زندگی‌اش را از این‌ رو به آن ‌رو کند. پس چرا وسوسه نشده بود؟ می‌دانست می‌تواند با این پول از این فلاکت خلاص شود. اوضاع زندگی صباح بهتر شود و برای سلیم آینده‌ای بخرد که هر کسی برای بچه‌اش آرزو دارد. با همچین پولی می‌توانست بکند و از این‌جا برود. چرا باید هر روز گرد و خاک و کثافت به خورد خودش و خانواده‌اش می‌رفت؟ می‌شد بکنند و بروند و از این وضع نکبت خلاص شوند. دیگر مثل قدیم نبود که طایفه مجبور بودند همه دور هم جمع باشند. حالا هر کس گوشه‌ای افتاده بود. یکی شیراز، ده تا اصفهان و عده‌ای هم تو تهران و دور و اطرافش پلاس بودند. طایفه کدام بود؟ کی به طایفه فکر می‌کرد، وقتی از آسمان ادبار می‌بارید؟ اصلاً کدام طایفه وقتی نخلستانی نمانده بود. چهار تا نخل ورم‌کرده و پوسیده که نخلستان نمی‌شد. اگر می‌کند و می‌رفت، اصلاً کار غلطی نکرده بود.

رفتن پول می‌خواست. کندن اگر قرار بود کندن باشد و رسیدن به آسایش و خوشی، خرج داشت. نه این‌که تو شهر خودت بدبختی بکشی، تو غربت هم مصیبت. این مردک پول داشت. نمی‌فهمید چقدر، اما معلوم بود از آن‌هاست که می‌تواند با پولش شهری را بخرد. چقدرش قمپز بود نمی‌دانست، اما اگر یک کلام از صد کلامش راست بود معلوم بود دستش خیلی جاها بند است.

گفته بود: «فقط یه همکاری کوچیک!»
Profile Image for مصطفا جواهری.
106 reviews23 followers
October 1, 2022
«_می دونی بدبختی ما چیه ارکان؟
ارکانی دمغ و گریان و بی حوصله نگاهش کرد:
_چه می‌دونم...
_آدم بدامون هموقدر کُندذهن و احمقن که آدم خوبامون. لاقل بد بودن یه کم تیزی می‌خواد. اما این‌جا بدبودنم مث خوب‌بودن خلاصه شده تو کودنی.»

این پاراگراف بالا چقدر این چند روز توی ذهنم اومد و رفت و اینکه ناگهانی توی کتاب بهش رسیدم برام جالب بود.

ماجرای یک زندانبان که دخترش با داروهای تقلبی قاچاق مرده و در زندان با یک قاچاقچی دارو آشنا میشه و درگیری‌های بعدش...
رمان تلاش داره جنایی و معمایی باشه ولی نیست. لذا از این جهت نمره قابل قبولی نمی‌گیره.
اما در زمینه دغدغهٔ اجتماعی و مدنی نمره خوبی می‌گیره. شمّه‌هایی از عدالت‌خواهی هم وجود داره.
و چقدر خانواده، پاکیزه و تمیز بود در این رمان.

و چقدر زشته که در متن و حتا پشت جلد، ایراد ویرایشی وجود داره. اونم ه‌کسره!
Profile Image for Ali Zafari.
32 reviews11 followers
March 4, 2020
داستانی به روز با یه قهرمان درجه یک
Profile Image for ح جیمی.
104 reviews12 followers
September 8, 2023
موضوع جالب و جدیدی بود و خوب هم پرداخته شده بود
Displaying 1 - 6 of 6 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.