کتاب اشرف مخلوقات روایاتی از اتفاقات زندگی یه سری ادم که تو حال و هوای ایران قدیم(یحتمل پهلوی اول) رو برامون داره. جایی که محمد مسعود تو کتابش دوست داره روایتگر دنائت و پستی جنس بشر باشه و یجورایی با گذاشتن اسم کتاب بعنوان اشرف مخلوقات، داره به آدما طعنه میزنه.این حس و حال و بیانش رو تو کتابای دیگهش هم میشه دید. نویسنده انگار علاقه داره که تقریبا تمام اشتباهات و انحرافات بشر رو به جنس مونث بچسبونه و توی تمام حکایاتش یه تشری به زن جماعت زده و اونارو یجوری دست به آتیش توی تمام بدبختیای پیش اومده نشون داده. من قلم محمد مسعود رو دوست دارم، از خوندنش تلخی همراه با حسرت عجیبی بهم دست میده که برام جالب و البته گزندهست.