ارزش چنین کتابهایی به صحت خاطرات بازگوشده مربوط است . چندین وچندکتاب ازهرمقطع تاریخی باید درکناریکدیگر مطابقت شوند تا شاید بتوان ازمیان آنها اصل وصحت وقایع را فهمید. من تنها خواننده ام وچنین صلاحیتی ندارم . به هرحال دراین خاطرات می خوانیم که شکنجه درزندانهای پیش ازانقلاب بوده وبه وفور..اشتباهات مکرر گروههای سیاسی وحکومت که به نوعی همه از اشکالات ساختاری یکسانی برخورداربودند..ممنوعیت چاپ کتابهایی چه بسا بی ارزش ، بجای ایجادفضای باز و فضای انتقادی ، باعث شد که گروههای سیاسی با حداقل اطلاعات و کتابهای محدودی که به آن دسترسی داشتند ، جان عزیز بهترین فرزندان مملکت را قربانی آرزوی رسیدن به ناکجا آبادی کنند که امروزشاهدیم..تصوراینکه زمانی درمدارس علوی و رفاه کسانی که بعدها به قتل و کشتاریکدیگرپرداختند ، درصلح وصفا وهمکاری به کارمشغول بودند باورپذیرنیست ولی حقیقت دارد..کارازیک بسترو دو رویا گذشته وهرگروهی درذهن خود رویایی ساده انگارانه می دید که همه به کابوس مبدل شدند. .. همه اعم ازحاکمان و روشنفکران و..از تنگ نظری و کوتاه بینی و..رنج میبردند ورنج می بریم ..
محشر. بازنویسی سرگذشت زندان سیاسی زن، یک مسئله مهجور و بدیع برای نوشتن است. قلم عالی، پژوهش عالی، پرفکت. بهترین کتابی که در زمینهی مطالعات زنان خواندهام.
پزشک برگشت و گفت: «جناب سروان از جلو کاملاً قابل تشخبص نیست، مشکوکه. اما از عقب بارها به او تجاوز شده.» اول حرفش را نفهمیدم. فقط وقتی افسر گفت:«می بینین! بی شرمها خجالت نمیکشن!» تازه دوزاریم افتاد. توی ماشین هم مرتب به من ناسزا میگفت که:«هزار کثافتکاری میکنین و حالا میخواین نگهبانهای ما رو بدنام کنین؟» یک راست بردنم به اتاق تیمسار و قضیه را وقیحانه با آب و تاب برایش تعریف کردند.
از آن همه اهانت به خود میلرزیدم ، اما خاموش مانده بودم و قدرت اعتراض نداشتم. تیمسار هم با یک مشت فحش حرفشان را تاکید کرد و فرستادنم به سلول. تنها که شدم بی اختیار افتادم به هق هق گریه.
* تاجایی که به یاد دارم مرا بیش از یک شب در بهداری کمیته نگه نداشتند. روز بعد به سلول انفرادی انداختند. بیش از یک ماه قادر نبودم روی پاهایم راه بروم، مجبور بودم دستهایم را توی دمپایی بکنم و روی زمین بخزم. انگشتهایم زیر فشار پرس «آپولو» بی حس شده و از کارافتاده بود. چشمهایم را خون گرفته بود و درست نمیدیدم. زخمهای دست و پایم بعد از چند روز بر اثر آب آلوده و کثیف کف دستشویی و مستراح، چرکین شده و بوگرفته بودند. با اینحال اینکه استفاده از سیانور را هنگام دستگیری قبول نکرده، بعد از شکنجه هم زنده مانده بودم، راضی بودم.
شرح احوال زندانیان زن عمدتاً از گروه های چپ که به جرم فعالیت های سیاسی و مبارزاتی به زندان افتاده اند وضعیت بازجویی از آنها شکنجه ها، تجاوزها و فشارهایی که به اونها در این زندان ها وارد شده از زبان تعداد نسبتاً زیاد بعضی با اسم واقعی بعضی با اسم مستعار یا بدون اسم با روایت های متنوع و بسیار دردآور که توسط ویدا حاجبی که خود و خانواده اش از مبارزان چپ بوده اند جمع آوری و در دو جلد منتشر شده فکر نمی کنم غیر از این کتاب مگر به صورت پراکنده چنین روایاتی را بشه جایی پیدا کرد
سلام.اگر کسی می خواهد وضعیت زندانای سیاسی را قبل از انقلاب را بداند و خلق و خوی چپهای زندانی_بهتر است نام توهم بر آنها بگذارم_و اگر کسی می خواهد با وضعیت یک فرد سیاسی آشنا شود می تواند به ای کتاب مراجعه کند.برای شخص بنده آموزنده،جالب و دوست داشتنی بود.پویان
ارزش ادبی چندانی ندارد ولی به رغم کمبودهای اطلاعاتی اش، که دلیل آن نیز کاملا واضح است، نکاتی را به زندان ندیده ها می شناساند که با ارزش است و دانستن شان لازم.