کتاب بدی نیست. اتفاقاً جالب هم هست: اول اینکه قدر و شأن و بینش «ژورنالیست» عهد مشروطه را به دست میدهد گذشته از دهخدا که کمال روزنامهنگاریست، که در قیاس با امروز چیزی شبیه افسانه است؛ دوم از این جهت که مجدالاسلام عضو انجمن میکده است و نوع نگاهش بخصوص در تنافر با یحیی دولتآبادی و حاج سیاح محل توجه است؛ سوم اینکه طرز نگاه و نقدش به تندرویهای نشریاتی مثل مساوات اگر در کنار نگاه آزادیخواهی که در دستگاه دیپلماسی کار میکند مثل عبدالله مستوفی بگذاریم یا خاطرات و نظرات دوستعلی معیری چهرهی دقیقتری از مشروطه روشن میشود؛ چهارم اینکه برای من تمرین مداقه در محل نزاع بود، کجا با صوراسرافیل و دهخدا اختلاف نظر دارد کجای قضیه شاید متأثر از همشهریگری شده کجای کار را به سیاق پوشیده رد میشود و الی آخر.
نثر و زبان که اهمیت خودش را دارد. تصحیح هم به نظر میرسد بهتر از نسخهی ۵۱ باشد. تذکراتی که در پانویس داده موید همین است که زحمت برده. گرجه نسخهپردازی و حروفچینی کمی خامدستانه است.