نخستین بارقههای اندیشه سوسیالیستی در آثار برخی روشنفکران صدر مشروطه از جمله میرزا آقاخان کرمانی و طالبوف تبریزی نمایان شد، اما این نه به معنای شکلگیری یک جریان و نه طرح یک گفتمان بود. صحبت از سوسیالیسم در مکتوبات سیاسی این دوره تنها در حد مترقی دانستن یک اندیشه بود و نه بیشتر. در کنار محدود بودن چنین آثاری در ادبیات سیاسی ایران و مخاطبان آنها در جامعه کمسواد ایران، نویسندگان آنها نیز اعتقاد به پیروی مطلق از سوسیالیسم نداشتند، بنابراین قویا به کار نظری گسترده در این زمینه نپرداختند. بهعلاوه خود این روشنفکران نیز شناخت کامل و جامعی از سوسیالیسم نداشتند تا بتوانند گفتمانی حول آن شکل دهند. جنبش سوسیالدموکرات در روسیه و اروپای غربی ایرانیان را از وجود سوسیالیسم آگاه ساخته بود، اما این آگاهی هنوز به شکلگیری یک جریان نینجامیده بود که با تعلق خاطر زمینههای طرح و گسترش نوعی گفتمان را فراهم آورد. پایههای نخستینِ ایجاد و گسترش گفتمان سوسیالیستی و مارکسیستی در ایران تنها پس از ظهور گروهها و احزاب سوسیالدموکرات بنیان نهاده شد. آشنایی اولیه ایرانیان با اندیشه مارکسیستی با فعال شدن گروهها و احزاب سوسیالدموکرات، اگرچه محدود، آغاز شد و شکلگیری این جریان به طرح گفتمان اولیه چپ در ایران انجامید. این گفتمان از دو طریق نفوذ خود را آغاز کرد: ۱. آمیختگی اندیشه سوسیالیستی با برنامههای حزبی و تشکیلاتی ۲. ترویج تئوریک این اندیشه از طریق مطبوعات حزبی و مکتوبات ایدئولوژیک. گفتمان اولیه چپ در ایران را میتوان حاصل طرح مبانی برخاسته از سوسیالیسم در برنامههای حزبیِ «اجتماعیون عامیون» و «حزب دموکرات ایران» و همچنین انتشار مطالبی درباره سوسیالیسم و مارکسیسم در مطبوعات و مکتوبات حزبی توسط گروههای سوسیالدموکرات ارمنی مستقر در تبریز و گیلان و بهویژه حزب دموکرات ایران دانست.
مهمترین نکته ای که تا حالا از این کتاب یاد گرفتم اینه که ایده اسلام انقلابی چیزی نبوده که صرفا توسط شریعتی یا خمینی مطرح شده باشه. تقریبا از اولین باری که ایده های چپ در ایران مطرح شدن بخاطر اینکه عوام و اقشار سنتی جلوی این مفاهیم جدید جبهه نگیرن همیشه سعی میشده سوسیالیسم به نوعی با اسلام ترکیب بشه فرقه ای با عنوان اجتماعیون اساسا به همین منظور تشکیل شد. یا مثلا میرزا کوچک خان به دلیل دور شدن حکومت انقلابی گیلان از اسلام باهاشون مشکل پیدا میکنه و جدا میشه
اگر علاقمند به تاریخ معاصر هستید حتما بخونیدش البته بعد از ایران بین دو انقلاب. اون کتاب فصل بلندی راجع به حزب توده داره که از سال 1320 تا سال کودتا فعالیتهای حزب توده رو توضیح میده اما چیز زیادی راجع به جزییات نحوه شکل گیری حزب نمیگه. ولی گفتمان چپ یک فصل کامل راجع به تقی ارانی نظریه پرداز اصلی حزب توده داره. ارانی علاوه بر تسلطی که به مبانی نظری مارکسیسم و ماتریالیسم داشت آدم کاملا وطن پرستی هم بود و همیشه از دخالت شوروی به عنوان قطب کمونیسم در مسایل داخلی ایران بیزار بود. اما بعد از خیانت کمونیست های خودفروخته به شوروی دستگیر و در زندان میمیره. این آدمها حتی بعدا حرفای ارانی رو به نفع خودشون تحریف کردن. و این طور بود که یک انحراف بزرگ در جنبشهای چپ ایران ایجاد شد ارانی خوب میدونست وابستگی به شوروی نه تنها منجر به رهایی از امپریالیسم نمیشه بلکه فقط ایران رو دچار شکل دیگری از امپریالیسم خواهد کرد. چیزی که انقلاب 57 تونست جلوشو بگیره