Jump to ratings and reviews
Rate this book

نگین سخن

Rate this book

524 pages, Unknown Binding

11 people want to read

About the author

عبدالرفیع حقیقت

10 books3 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (33%)
4 stars
2 (66%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 of 1 review
Profile Image for Peiman E iran.
1,436 reviews1,098 followers
September 20, 2018
‎دوستانِ گرانقدر، این کتاب از 520 صفحه تشکیل شده است که نویسندهٔ آن، اشعاری از شاعرانِ سدهٔ چهارم تا شاعرانِ معاصر را جمع آوری نموده است که به انتخاب از میانِ اشعارِ این کتاب، ابیاتی را در زیر برایِ شما ادب دوستانِ گرامی، مینویسم
---------------------------------------------
‎به کسرا، چه خوش گفت بزرگمهر
‎که تا میخرامد بکامت سپهر
‎مبادا به کس کینه ورزد دلت
‎ملرزان دلی تا نلرزد دلت
****************************
‎گفتم: دل و دین، بر سرِ کارت کردم
‎هرچیز که داشتم نثارت کردم
‎گفتا: تو که باشی که کنی یا نکنی؟
‎این من بودم که بی قرارت کردم
****************************
‎جفا مکن که جفا رسمِ دلربایی نیست
‎جدا مشو که مرا طاقتِ جدایی نیست
‎مدام آتشِ شوقِ تو در درونِ منست
‎چنانکه یک دم از آن آتشم رهایی نیست
****************************
‎بیا که عمر چو بادِ بهار میگذرد
‎بکار باش که هنگامِ کار میگذرد
‎هزار صیدِ نشاطست در کمینگهِ عمر
‎مرو بخواب که چندین شکار میگذرد
****************************
‎مپسند که دور از تو، برایِ تو بمیرم
‎صیدِ تو شدم من که به پایِ تو بمیرم
‎هر عضو زِ اعضایِ تو غارتگرِ دلهاست
‎ای آفتِ جان، بهرِ کجایِ تو بمیرم
‎گر عمرِ ابد خواهم از آنست که خواهم
‎آنقدر نمیرم که به جایِ تو بمیرم
****************************
‎جان زِ تن بردی و در جانی هنوز
‎دردها داری و درمانی هنوز
‎مُلکِ دل کردی خراب از تیرِ ناز
‎وندرین ویرانه سلطانی هنوز
****************************
‎دلِ بی تابِ من با دیدنت آرام میگیرد
‎اگر دوری زِ آغوشم، نگاهم کام میگیرد
‎مرا گر مست میخواهی، نگاهت را مگیر از من
‎که دل از ساقیِ چشمانِ مستت، جام میگیرد
****************************
‎خوشا دردی که درمانش تو باشی
‎خوشا راهی که پایانش تو باشی
‎خوشا چشمی که رخسارِ تو بیند
‎خوشا جانی که جانانش تو باشی
****************************
‎گر به تو افتدم نظر، چهره به چهره، رو به رو
‎شرح دهم غمِ تو را، نکته به نکته مو به مو
‎مهرِ تو را دلِ حزین، بافته بر قماشِ جان
‎رشته به رشته، نخ به نخ، تار به تار، پو به پو
****************************
‎تا دیده دهد نور، به رویت نگرم
‎تا قوّتِ پا بُوَد، به کویت گذرم
‎چون دیده زِ نور و پا زِ قوت مانَد
‎بنشینم و جان به یادِ رویت سپرم
****************************
‎آمدی جانم به قربانت، ولی حالا چرا؟
‎بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟
‎نازنینا، ما به نازِ تو جوانی داده ایم
‎دیگر اکنون با جوانان ناز کن، با ما چرا؟
****************************
‎شبِ آدینه و من مست و خراب
‎عاشقی بر سر و در دست شراب
‎عاشق و مست و خرابم چه کنم؟
‎عاشق آن بِه که بُوَد مست و خراب
****************************
‎مست آمدم امشب که سرِ راه بگیرم
‎یک بوسه به زور از لبِ آن ماه بگیرم
‎هرچند بکوشد که به بیگاه بیاید
‎من نیز بکوشم که زِ ناگاه بگیرم
---------------------------------------------
‎امیدوارم این انتخاب ها را پسندیده باشید
‎<پیروز باشید و ایرانی>
Displaying 1 of 1 review

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.