قسمت اول از مجموعهی گربهزاد به نام دمار در حقیقت داستان تولد ابرقهرمانی شر به نام دمار است. اینکه او چگونه به قدرت غیر عادیاش پی میبرد و کمپ برزخیها برای او وقدرتش چه خوابی دیدهاند؟
در سال ۸۵ در رشته مهندسی شیمی صنایع پتروشیمی از دانشگاه آزاد اراک فارغالتحصیل شدم. از سال ۸۶ شروع به نوشتن داستان کردم. سال ۹۱ اولین مجموعه داستانم را برای انتشار به ناشر سپردم و از همان سال شروع به نوشتن در روزنامهها کردم. در حال حاضر دبیر داستان ایرانی یک انتشارات هستم و در تمام این سالها افتخار همکاری با روزنامهها و مجلات زیادی را داشتهام.
ظاهراً خیلی جدی قرار بوده کتاب کمیک دنبالهداری باشد اما متاسفانه احتمالاً به دلیل هزینهها به همین یک جلد بسنده کردند که خب، یک مقدمه است و چیزی از داستان مشخص نیست. صرفاً یک آشنایی اولیه است. برای همین دربارۀ خود قصه چیز زیادی نمیشود گفت البته که معرفی جالب و ترسناکی از شخصیت داشت. دربارۀ تصویرسازی هم فضای سیاه و کمی رعبآور دارد که با قصه هماهنگ است. ای کاش بشود جلدهای دیگر را حتی الکترونیکی درآورد.
تصویرگری و شروع داستان عالی بود. یه کتاب کمیک به سبک کارهای دی سی اما با یه قهرمان که از اسطوره های ایرانی اومده بیرون. حتی ترکیب حیاط خونه ایرانی با حوض هم به کار نشسته. خیلی خوشم اومد. فقط اینکه جلدهای بعدیش رو پیدا نکردم:-!