Jump to ratings and reviews
Rate this book

جستار روایی - نشر اطراف #5

البته که عصبانی هستم

Rate this book
دوبراوکا اوگرشیچ نویسنده‌ای یوگسلاو است. بعدِ تجزیه‌ی یوگسلاوی، هویت ملی‌اش به یغما رفت و برای کروات‌شدن زیر فشار قرار گرفت. چرا؟ چون زاگرب خانه‌اش بود. وقتِ تصمیم‌گیری بود: آیا هویت تازه‌اش را می‌پذیرفت؟ آیا به نبردِ تفوقِ کرواسی می‌پیوست؟ آیا از فرصت استفاده می‌کرد، بی‌صدا از کشور می‌زد بیرون و از نو در کشوری دیگر ریشه می‌دَواند؟ یا نه، می‌گفت «هر چه بادا باد! من یوگسلاو‌اَم!» اوگرشیچ از همین دسته‌ی هر چه بادا بادها بود. او قلمش را چون اسلحه‌ای بالا گرفت، و علیه کسانی که برای ربودنِ هویت یوگسلاوش دست‌به‌یکی کرده بودند، اعلام جنگ کرد.
اوگرشیچ به کرواتی می‌نویسد و به ترجمه‌ها برای معرفی آثارش به دنیای انگلیسی‌زبان بَسنده می‌کند. او در هیچ مصاحبه یا متنی اصرارش را به نوشتنِ صرف به زبان مادری توضیح نداده اما می‌شود با در نظر گرفتن مجموع آثار او اینطور برداشت کرد که نوشتن به زبانِ کرواتی مقاومت شخصی و همیشگی اوست در برابر انکار هویت یوگسلاوش. می‌توانند گذرنامه‌اش را بگیرند، لقب جادوگر بهش بدهند، مجبورش کنند حرفه‌اش را در کشورهایی دیگر ادامه بدهد اما نمی‌توانند زبانی را تغییر دهند که برای نوشتن انتخاب کرده. او شهروند ادبیات است و یک یوگسلاو که به کرواتی می‌نویسد. کتاب‌های او در کنار نویسندگانی صرب، بوسنیایی، اسلوونیایی و مقدونیه‌ای در قفسه‌ی کتاب‌های اسلاویک کتابخانه‌ها می‌مانند تا آخرین گواهی‌های به‌جامانده از یوگسلاوی‌ای باشند که روزگاری وجود داشت.

136 pages, Unknown Binding

First published January 1, 2018

15 people are currently reading
202 people want to read

About the author

Dubravka Ugrešić

54 books652 followers
Dubravka Ugrešić was a Yugoslav, Croatian and Dutch writer. She left Croatia in 1993 and was based in Amsterdam since 1996. She described herself as "post-Yugoslav, transnational, or, even more precisely, postnational writer".

Dubravka Ugrešić earned her degrees in Comparative Literature, Russian Language and Literature at the University of Zagreb, and worked for twenty years at the Institute for Theory of Literature at Zagreb University, successfully pursuing parallel careers as a writer and a literary scholar.

She started writing professionally with screenplays for children’s television programs, as an undergraduate. In 1971 she published her first book for children Mali plamen, which was awarded a prestigious Croatian literary prize for children’s literature. Ugresic published two more books (Filip i Srecica, 1976; Kucni duhovi, 1988), and then gave up writing for children.

As a literary scholar Dubravka Ugrešić was particularly interested in Russian avant-garde culture. She was a co-editor of the international scholarly project Pojmovnik ruske avangarde, (A Glossary of the Russian Avangarde) for many years. She rediscovered forgotten Russian writers such as Konstantin Vaginov and Leonid Dobychin, and published a book on Russian contemporary fiction (Nova ruska proza, 1980). She translated fiction into Croatian from Russian (Boris Pilnyak, Gola godina; Daniil Kharms, Nule i nistice), and edited anthologies of both Russian contemporary and avant-garde writing (Pljuska u ruci, 1989).

Dubravka Ugrešić was best known in the former Yugoslavia for her fiction, novels and short stories: Poza za prozu, 1978; Stefica Cvek u raljama zivota, 1981; Zivot je bajka, 1983; Forsiranje romana reke, 1988.

Her novel Forsiranje romana reke was given the coveted NIN-award for the best novel of the year: Ugrešić was the first woman to receive this honor.
Croatian film director Rajko Grlic made a film U raljama zivota (1984) based on Ugrešić’s short novel Stefica Cvek u raljama zivota. Ugrešić co-authored the screenplay, as she did with screenplays for two other movies and a TV drama.

In 1991, when the war broke out in the former Yugoslavia, Ugrešić took a firm anti-nationalistic stand and consequently an anti-war stand. She started to write critically about nationalism (both Croatian and Serbian), the stupidity and criminality of war, and soon became a target of the nationalistically charged media, officials, politicians, fellow writers and anonymous citizens. She was proclaimed a “traitor”, a “public enemy” and a “witch” in Croatia, ostracized and exposed to harsh and persistent media harassment. She left her country of origin in 1993.

Dubravka Ugrešić continued writing since she began living abroad. She published novels (Muzej bezuvjetne predaje, Ministarstvo boli) and books of essays (Americki fikcionar, Kultura lazi, Zabranjeno citanje, Nikog nema doma).

Her books have been translated into more then twenty languages. Dubravka Ugrešić has received several major European literary awards. In 2016, Ugrešić won the Neustadt International Prize for Literature.

On March 17th of 2023, one of Europe's most distinctive essayists, Dubravka Ugrešić, died in Amsterdam at the age of 73.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
16 (7%)
4 stars
45 (20%)
3 stars
85 (37%)
2 stars
60 (26%)
1 star
19 (8%)
Displaying 1 - 30 of 46 reviews
Profile Image for sAmAnE.
1,373 reviews155 followers
July 10, 2021
اوگرشیچ نویسنده‌ای یوگسلاو است. او راوی جنگ یوگسلاوی است و از تمام دغدغه‌های ماحصل جنگ و اثرات اجتماعی و سیاسی آن، بخصوص در حوزه‌ی زنان نوشته است. بخاطر موضع ضدجنگی که داشت مجبور شد کرواسی را ترک کند چرا که به او لقب وطن‌فروش دادند لذا عنوان کتاب هم درباره‌ی شکایت او از این وضع است. پنج جستار درباره‌ی وطن و انزوای خود خواسته...
Profile Image for Rana Heshmati.
639 reviews884 followers
October 18, 2021
کتاب مجموعه‌ پنج جستاره. پنج جستاری که‌ احتمالا هیچ‌کدوم مخاطبش ما نیستیم؛ (البته جستار آخر کمی متفاوته) و بنظر من مشخصا برای کروات‌ها، برای یوگسلاوها نوشته شده. اما خوندنش برای من خالی از لطف نبود. قلمش بسیار روون بود. احساسات آدمی رو می‌شناخت و روی نکته‌هایی دست می‌گذاشت که من هیچ‌وقت بهشون اینطور منسجم فکر نکرده بودم.
نوشته‌ها همه‌شون از زخم‌های عمیق دراومدن. رنج پذیرفته‌نشدن در وطن. حتی مشخص نبودن اینکه چه ملیتی داره. زندگی در سرزمین‌های جنگ‌زده و سانسور ادبیات.
Profile Image for Ellie.
103 reviews64 followers
January 30, 2020
جستارهای کتاب «البته که عصبانی هستم» به قلم نویسنده‌ی یوگسلاوی که از میهنش طرد شده و تنها سلاحی که براش باقی مونده، نوشتنه. همه‌ی جستارهای کتاب زبانی تند و اعتراضی دارن و واقعیتی که بر نویسنده گذشته رو شرح می‌دن؛ البته دو جستار آخر کمتر شخصی هستن اما در مجموع همشون برام زیبا و قابل درک بودن.
Profile Image for Mori.
41 reviews11 followers
February 3, 2022
به نظرم این نوشته‌ها ابدا محدود به منطقه‌ی جغرافیایی یا فرهنگ و زبان و قوم خاصی نیستن
این نوشته‌ها به شدت جهانی هستن
به شدت جهانی و به شدت انسانی و مفهوم و قابل لمس
منتها قطعاً برای کسایی که تشنه‌ی مباحث پیرامون این دست موضوعاتِ به شدت انسانی باشن!
Profile Image for Tahmineh Baradaran.
570 reviews139 followers
March 24, 2022
نویسنده دانش آموخته ادبیات ومدرس دانشگاه دریوگسلاوی سابق بوده است که ازآنجاخارج و درکشورهای مختلف چرخیده و نوشته . یوگسلاوی را به زیبایی طبیعتش می شناسم و تعدد قومیتها ، مسلمان ، صرب ، کرُوات و..جنگهای سیاه داخلی پس از فروپاشی وتجزیه آن به هفت کشور( فروپاشی وتجزیه از ترس های من وآرزوهای برخی هم هست ) . تاریخ قابل توجهی هم درنسل کشی دارد.نام اصلی مجموعه در چاپ انگلیسی " فرهنگ کارائوکه " است که شاید اشاره به بستریک آهنگ و اجراهای متفاوت هریک ازقومیتها دارد ؟ بدلیل عدم آشنایی کافی با منطقه ، با چهارجستاراول که تقریبا" اختصاصی است ارتباط نگرفتم . دوجستارپایانی درباره خشونت درکودکان و بایگانی خوب بود. ترجمه می توانست بهترباشد .

Profile Image for Sondos.
56 reviews
March 12, 2019
ارتباط گرفتن با کتاب برایم سخت نبود. شاید چون با کتاب‌هایی مثل «۱۹۸۴»، «کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم.» و «بالکان اکسپرس» متوجه می‌شدم راوی از چه حرف می‌زند. البته این کتاب‌ها هم اگر نبودند، باز می‌شد ردِ خشم فروخورده را لا‌به‌لای سطور پیدا کرد. خشمِ ناشی از «چرا این‌گونه بودن؟» یا «چرا آن‌گونه نبودن؟». خشمِ ناشی از «اماها» و «اگرها». ردِ خشمِ آدم‌هایی که نمی‌دانند ملال، نفرت و آرزوهای برباد رفته‌شان را کجا و چگونه خالی کنند؛ برای همین رو می‌آورند به خشونت علیه دیگری؛ کسی که نمی‌خواهد با آنها در این باتلاق دست و پا بزند یا همرنگ جماعت شود. نمی‌دانم باید برایشان افسوس بخورم و دل بسوزانم یا خشمگین شوم و نفرینشان کنم.
آدم‌های بدون گذشته، آدم‌های بدون آینده، آدم‌های بدون آرزو، بدون عشق، بدون دفتر خاطرات... آدم‌هایی که همه جا هستند و فکر می‌کنند چون اکثر جمعیت را تشکیل می‌دهند پس حق با آن‌هاست اما نمی‌فهمند چرا شاد نیستند. آدم‌هایی که قلم برایشان حکم آلت قتاله دارد و هر کس آن را در دست بگیرد و خلاف میلشان از آن استفاده کند، محکوم به نابودی است. دیگری را نادیده می‌گیرند چون این تنها راهِ حفظِ حسِ امنیتِ پوشالی آن‌هاست.
کاش بیدار شوند. کاش بی‌خیال شوند. کاش بگذارند بقیه زندگیشان را بکنند. کاش فریب همراهیِ اکثریت را نخورند.
فکر کنم دلم برایشان می‌سوزد، چون نمی‌توانند کمر راست کنند و با اطمینان به پیش رویشان نگاه کنند. از خودشان، از تاریخ و بیشتر از همه از مخالفانشان می‌ترسند. راستی، تاریخ را چه کسانی می‌نویسند؟

پ.ن: حالا سال ۲۰۱۹ است و «کریستیان بولتانسکی» دوام آورده...
Profile Image for Javad Azadi.
194 reviews87 followers
March 6, 2022
تا حدودی، به طرز ناامیدکننده ای شخصی بود. با توجه به موضوعاتی که نویسنده انتخاب کرده، که چیزای بکر و جالبی هستند، اگر به سمت بررسی و موشکافی ادبیات و فرهنگ محلیِ خود نویسنده نمیرفت، خیلی بهتر می بود. علارغم اینکه اخراشو تند تند و با زور خوندم، اما یه جاهایش حرفایی که راجع به غربت در وطن و... می زد، به دلم نشست.
Profile Image for Anoosha.
138 reviews38 followers
July 21, 2022
بعضی از جستارها پر بود از خشم و عصبانیت، البته عنوان کتاب هم خواننده رو برای چنین جستاری آماده می‌کرد ولی تصور می‌کنم اگر چندین سال دیرتر نوشته می‌شد می‌تونست خوندنی‌تر باشه. عواطف خواننده مقداری تلطیف می‌شد و بی‌طرفانه‌تر بود.
Profile Image for Peyman.
97 reviews20 followers
December 18, 2020
این اولین تجربه‌ی خواندن جستار بود و مهم‌تر از همه اسم کتاب برایم خیلی جذاب بود و اینکه روی جلد کتاب نوشته شده بود : «درباره‌ی وطن و انزوای خود خودخواسته» این موضوع هم که موضوع روز ما ایرانیان است. تصورم این بود که کتاب به صورت تحلیلی و خاطره‌گویی خانم اوگریچ درباره‌ی انزوای خودخواسته صحبت می‌کند. ولی صرفا به بیانیه‌های سیاسی و بیان زندگی شخصی و درگیری‌های نویسنده پرداخته شده بود. به‌همین دلیل هم انتظارات من برآورده نشد از کتاب و از یک جایی به بعد کتاب خسته کننده شده بود. یکی از دلایلی که کتاب خسته‌کننده هم شده بود این بود که وقایع کشور کرواسی و نویسندگان آن ‌‌برای ما در ایران کمی ناشناخته هستند برای همین خیلی از ارجاعات کتاب برای من ناآشنا بود. شاید کتاب از نویسنده‌ی کشورهایی که بیشتر می‌شناسیم بود انقد خسته کننده نمی‌شد.
Profile Image for Zoha Mortazavi.
157 reviews33 followers
April 20, 2022
«انتخاب قهرمان همیشه بازگشت به وطن است، به حاشیه، به شهرستان.»
Profile Image for محمدحسین.
73 reviews19 followers
June 4, 2023
خیلی فضای هفت بیجاری طوری داشت. از کل کتاب می‌تونم بگم فقط از دو تا پاراگرافش خوشم اومد که یکی از همون دو تا هم بخشی از نوشته‌ی یه نویسنده‌ی دیگه بود که عیناً تو این کتاب اومده بود.
Profile Image for Yegane.
132 reviews154 followers
December 24, 2021


چند سال بعد دوست زاگربی ام پیشنهاد داد کتاب هایی را که جدا کرده بودم بسته بندی کند و با ماشین حمل بار به آمستردام بفرستد . برای رسیدن شان مراسم خوشامدگویی ترتیب دادم : زیرزمین خانه ی آمستردامم را تمیز کردم و دادم قفسه هایی مخصوص شان ساختند. فکر کردم اول تمام جعبه ها را توی زیرزمین می گذارم و بعد، آهسته و یکی یکی ، به آپارتمان می آورم شان. بعد باز کردن چند جعبه ی اول وا دادم. دوباره که کتاب ها را دستم گرفتم، دیگر آن معنایی را نداشتند که خیال میکردم داشته باشند. نظم شان برای همیشه از بین رفته بود؛ امکان نداشت همان ترتیبی را بهشان بدهم که در کتابخانه ی قبلی ام در زاگرب داشتند؛ اهمیت شان در سوراخ سنبه های خاطره گم شده بود، انگار به زبان مرده ای ناخوانا نوشته شده باشند. ده بازنشده هنوز در زیرزمین خانه ی آمستردامم خاک می خورد .
از کتاب
ذات فرّار بایگانی
جستار آخر



قصه ی تکرای همه ی ما و کتاب هایی که روزهایی با عشق و سختی خریدیمشون...
Profile Image for Sepehr Omidvaar.
93 reviews38 followers
May 23, 2022
فقط توانستم با جستار دوم و آخر مجموعه ارتباط بگیرم
جستار سوم را هم نتوانستم بخوانم
احتمالا ض��یف‌ترین کتاب از مجموعه جستارهای نشر اطراف همین کتاب باید باشد
Profile Image for Hamed Ho.
29 reviews1 follower
July 7, 2025
وقتی خانه‌ای دارد فرو می ریزد، آدم‌ها می‌خواهند جان‌شان را نجات بدهند و نجات کتاب های محبوب دورترین چیزی است که به ذهن‌شان خطور می‌کند.
Profile Image for آوانگارد| معرفی و بررسی کتاب.
275 reviews67 followers
Read
April 17, 2020
«من از نسل متولدان جنگ جهانی دومم، جنگی که مستقیم از پدر و مادرم و فرهنگ بعدِ جنگ یوگسلاوی به‌تدریج تجربه‌اش کردم، و نسلی که به‌رغم جهت معلوم آینده‌اش در واقع عمیقا در گذشته‌ی جنگی‌اش غرق بود. من شاهد تجزیه و جنگ یوگسلاوی (جنگ رسما پانزده سال پیش تمام شد)، تغییر نظام‌های سیاسی و ایدئولوژیک و فروپاشی نظام فرهنگی‌ام. من شاهد استراتژی‌های چندگانه‌ای هستم که برای زدودن گذشته سازمان‌دهی شده: سوزاندن کتاب‌ها، حذف شرح‌حال‌ها، بازنویسی کتاب‌های درسی و حقایق رسمی، تغییر زبان، پرچم و گزینه‌های ایدئولوژیک، کاوش و دفن استخوان‌ها، تاریخ‌سازی و جداسازی و نام‌گذاری دوباره‌ی یک منظره‎‌ی کامل. من شاهد ناپدید شدن یک‌شبه‌ی بی‌شمار آدم هم هستم.»

البته که عصبانی هستم شامل پنج جستار روایی از دوبراوکا اوگرشیچ، نویسنده‌ی یوگسلاو است که حول مفاهیمی همچون وطن و انزوای خودخواسته می‌گردد؛ بیشتر این جستارها از کتاب فرهنگ کارائوکه نویسنده انتخاب شده‌اند. «زندگی اوگرشیچ را جنگ‌های استقلال یوگسلاوی دو نیم کرد؛ » تا پیش از این جنگ‌ها، اوگرشیچ نویسنده‌ای یوگسلاو با مادری بلغار بود که در زاگرب در رشته‌ی ادبیات روسی تحصیل کرده بود و در دانشگاهی نظریه‌ی ادبی درس می‌داد؛ تا زمانی که استقلال‌خواهان جنگ را شروع کردند. در طول جنگ اوگرشیچ با موج ناسیونالیسم افراطی جدیدی که ظهور کرده بود، به مبارزه برمی‌خیزد و قلمش را به مثابه سلاحی کشنده در دست می‌گیرد تا از هویت یوگسلاوش دفاع ‌کند؛ اما کروات‌ها که در تلاش بودند هویت مستقل تازه به دست آمده‌شان را به هر قیمتی که بود حفظ کنند، هرگونه اندیشه‌ی مستقل و یا پرسش درباره‌ی درستی ایده‌های ناسیونالیستی‌شان را با انگ‌هایی چون خیانت به ملت و جادوگری و غیره می‌کوبیدند و اوگرشیچ نیز از این قاعده مستثنی نبود؛ اوگرشیچ و جمعی دیگر از نویسندگان زن که همگی مخالف جنگ و آرمان‌های افراطی نوظهور بودند، مورد حملات مطبوعاتی روزنامه‌ها و مجلات قرار می‌گیرند و هم‌زمان نیز فشارهای همکاران و همسایگان آغاز می‌شود؛ پس از مدتی تحمل شرایط و طردشدگی اجتماعی به قدری ناممکن می‌شود که اوگرشیچ کشور تازه استقلال یافته‌ی کرواسی را به مقصد هلند ترک می‌کند.
***
بخشی از مرور کتاب «البته که عصبانی هستم» در سایت آوانگارد که به قلم «الناز کاظمی» منتشر شده است.
برای خواندن کامل مطلب به لینک زیر مراجعه فرمایید:
https://avangard.ir/article/438
Profile Image for مسعود.
Author 5 books341 followers
June 30, 2019
کتاب را خیلی با دست‌انداز خواندم. جاهایی واقعا از دست نویسنده شاکی می‌شدم و گاهی هم، خیلی اندک گاهی هم، البته نوشته‌اش جذاب می‌شد و شگفت‌زده‌ام می‌کرد. من رمان‌ها و داستان‌های کوتاه دوبراوکا اوگرشیچ را نخوانده‌ام اما با جوایزی که برده حتما بهتر از این مجموعه است. حتما که بخشی از این نچسبیدن کار به من دلیلش مانیفست‌گونه بودن متن است. انگار که یک نفر ایستده و بسیار پرخاشگرانه و عصبانی فقط و فقط اعلام موضع می‌کند. چیزی که صدالبته شاید ضدحال اصلی برای من در هر متن روایی باشد.
جالب آن که نویسنده نثر روایی و تصویفی خوبی دارد اما تنها هر ازگاه و در واقع به ندرت از این نثر بهره گرفته است و باقی متن دقیقا مثل کسانی صحبت می‌کند که خودش می‌گوید هم‌میهنانش او را آن گونه توصیف می‌کنند!
انگار یک نفر عصبانی (و فقط و فقط عصبانی) ایستاده و یک بند فحش می‌دهد و تحقیر می‌کند و ناسزا می‌گوید
از حق نگذریم یکی دو جستار آخر جذاب‌تر بودند. اگرچه باز با مواضع نوسنده در آن جستارها هم مشکل بنیادی داشتم و نوعی چپ‌گرایی و جهان‌وطنی ارتجاعی در همه کار موج می‌زد اما شاید اگر این جستارهای آخری را اول کار آورده بود و آن فهرست بلند ناسزاها را آخر کار، سریع‌تر راحت‌تر و با علاقه‌تر کتاب را خوانده بودم. واقعا تردید جدی دارم که ساعاتی از عمرم را به خواندن کارهای دیگر این نویسنده اختصاص دهم و این یکی را هم تا آخر خواندم چون گمان می‌کردم انتخاب‌های نشر اطراف آن قدر خوب و قابل اطمینان هست که حتما بالاخره جایی شگفت‌زده‌ام می‌کند.
Profile Image for   Mr.M .
51 reviews1 follower
February 24, 2024
عنوان روی کتاب برای شخصی مثل من که مازوخیسم و درد وطن دارد، بسیار جذاب است. دلیلی که این کتاب نه چندان شناخته شده را خریدم هم همین است. جستار روایی سبکی است که بسیار میپسندم و همیشه خواندنش برایم لذت بخش بوده حال میخواهد از خنده پاره شوم یا تا چند هفته گریه کنم. جستارهایی در باب وطن و انزوای خودخواسته در اصل کمی دروغ است. دبراوکا از وطن و انزوا نوشته ولی هیچ جهان شمولی ایی ندارد. مانند اسلاونکا دراکولیچ(کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم) نمی‌نویسد. بیشتر ناله و شرح وقایع و کوبیدن منتقدانش است ( که به نظر می‌رسد حق با اوست). نمیدانم با چه فکری این جستارها را از او برای چاپ انتخاب کرده اند. به نظرم مخاطب ایرانی،با این کتاب ارتباطی برقرار نخواهد کرد. اگر شما هم به قصد تسکین، یا حتی بیشتر آزار دادن خود و بیدار کردن غم وطن، میخواهید این کتاب را تهیه کنید، اینکار را نکنید چون ناامید کننده است.
Profile Image for Nazila.
35 reviews4 followers
Read
November 23, 2019
یک سری جستار که فقط تشویقم کرد تاریخ یوگسلاوی رو بخونم
Profile Image for Mary 🍀.
170 reviews12 followers
November 10, 2020
نویسنده های کرواسی جنگ رو به خوبی و درستی روایت میکنن که بتونی لمس کنی .
البته من به عنوان یه خانوم خوندن نویسنده های خانوم کرواسی رو میگم .
از سختی های جنسیتی که داشتن .
تا تبعید و محدودیت .
Profile Image for Kowsar Bagheri.
454 reviews242 followers
September 12, 2024
اگرچه تمام جستارها مربوط می‌شد به تجربه‌ی زیسته‌ی نویسنده و تاریخ معاصر یوگسلاوی و کرواسی اما تک‌تک کلماتش مثل میخ تو قلبم فرو می‌رفت و درکش می‌کردم. زیست در کشورهای پساتوتالیتر به‌طرز عجیب و حتی بعضاً ترسناکی در تمام اکثراً شبیهه. مخصوصاً زن فمینیست بودن در حکومتی پساتوتالیتر. اینکه چطور هویت تو تحت لوای یکپارچگی ملت سانسور، انکار و حتی دزدیده می‌شه. اینکه وقتی علیه جنگ حرف می‌زنی، بدل می‌شی به دشمن دولت و ملت. اینکه وقتی سعی می‌کنی حرف‌هات رو بزنی و اعتراض مسالمت‌آمیز داشته باشی، چون یه زن فمینیست دگراندیشی سعی می‌کنن به هر نحوی سرکوبت کنن و بهت هر انگی بزنن. از برچسب «جادوگر» گرفته تا «ناقص‌العقل» و غیره. اینکه تو رو به مرز جنون می‌رسونن، عرصه رو آن‌چنان بهت تنگ می‌کنن که به مهاجرت اجباری / تبعید خودخواسته تن بدی و بعدش با وقاحت بگن «ما فراری‌ش ندادیم خودش رفت».
+ طرد و سرکوب رو در تمام عناصر زیست اجتماعی به کار می‌گیرن. اوگرشیچ تو یکی از جستارها می‌گه کار به‌جایی رسیده بود که همکارهاش (بعضاً از روی نفرت و اکثراً از روی ترس) حتی باهاش سلام‌وعلیک نمی‌کردن.
+ من به احترام چنین زنی می‌ایستم. زنی که اهل مطالعه و دانشه، فکر می‌کنه، صداش بلنده، قوی و مقاومه و قلمش اسلحه‌ست در جنگ با ظلم و نابرابری.
+ و خب البته که عصبانی هستم.
Profile Image for Masiesmaili.
42 reviews2 followers
May 3, 2019
....
‏همه‌ی ما، هر کسی که هستیم، خودمان را در زمانه‌ای نو می‌یابیم که در آن شنیده ‌شدن از گوش سپردن، دیده‌ شدن از تماشا‌ کردن، خوانده شدن از خواندن مهم‌تر است.‌ ‏مقالات کتاب «البته که عصبانی هستم»، تجربه‌ی زن نویسنده‌ای است در کرواسیِ بعد از فروپاشی یوگسلاوی.
‏تجربه در افتادن با اوج‌گیری احساسات ناسیونالیستی تند در جمهوری‌های تازه تاسیس بعد از تجزیه یوگسلاوی، در نهایت
دوبراوکا اوگرشیچ را وادار به ترک وطن کرد.

Profile Image for Mostafa Rezaei.
181 reviews4 followers
December 14, 2021
به نام خدا
به هیچ عنوان از کتاب راضی نبودم که البته میتواند به خاطر عدم آشتایی بنده با این نوع کتاب ها فرض کرد ولی به نظر میرسد نویسنده در این کتاب عقده گشایی میکند و فقط میخواهد از رنجی که طی سالیان تحمل کرده کم کند.البته برای مردم کرواسی و یوگوسلاوی سابق و افرادی که میخواهند درباره این کشور بدانند بسیار مفید خواهد بود
Profile Image for فاطمه.
9 reviews
June 29, 2023
قلم نویسنده خیلی خوب نبود و زیاد ارتباط نگرفتم اما بسیار مفهوم خوبی داشت کتاب؛ باهاش احساس نزدیکی کردم.
Profile Image for طاقچه.
183 reviews52 followers
Read
October 13, 2021
https://taaghche.com/book/97578/%D8%A...
در این کتاب جستارهایی از دوبراوکا اوگرشیچ نویسنده کروات درباره وطن و انزوای خود خواسته را می‌خوانید. جستارهای این کتاب از مجموعهٔ فرهنگ کارائوکه (۲۰۱۱) انتخاب شده‌اند که دیوید ویلیامز به انگلیسی برگردانده است.

اوگرشیچ در جستارهایش از تجربهٔ هیجان بیمارگونهٔ ملی‌گرایی جمعی می‌نویسد، از وجوه تاریک جوامع مدرن و همگن‌سازی مردم به اجبار رسانه، سیاست، مذهب و باورهای مشترک. رمان‌های موزهٔ تسلیم بی‌قید و شرط و وزارت دردِ او هم به کنکاش تروماهای حاصل از تبعید می‌پردازند. گرچه گذشت زمان شکل نگارش او را تلطیف کرده، زخم‌هایش عمیق‌اند و او هم لحظه‌ای از وَر رفتن با این زخم‌ها دست برنمی‌دارد. آثار او ترکیبی است از مسائل شخصی و سیاسی که بر جهانی بودن مفاهیمی چون وطن، بی‌جاشدگی و تجربهٔ انزوای خودخواسته تأکیدی ویژه دارند.
Profile Image for Zara Karami.
87 reviews10 followers
August 20, 2020
◀️فلسفه شرارت و تبعید
دوبراوکا اوگرشیچ داستانگوی زندگی بسیاری از شکست خورده های جنگ یوگسلاوی است.در سال ۱۹۸۰ بعد از گذار دردناک از تجربه فاشیسم جنگ جهانی دوم، یوگسلاوی به ورطه فروپاشی سیاسی می افتد و جنگ داخلی شروع می شود. در نهایت یوگسلاوی تجزیه و اوگرشیج بی وطن می شود. او که از ابتدای جنگ، موضعی ضد جنگ و ضد ملی گرایی گرفت و بلاهت جنگ افروزان را با قلم رسوا کرد، به عنوان عامل ضد خودی با لقب "جادوگر" هدف رسانه ها و چهره ها قرار گرفت و به اتهام وطن فروشی زیر فشار رفت.
او در جستارهایش از تجارب هیجان انگیز ملی گرایی جمعی می نویسد، از آن هایی که هیچ نبودند و با استفاده از تب و تاب شرایط زمانه خودشان را به بالاها کشاندند، همان هایی که بدون خواندن نوشته های اوگرشیچ، تحت تاثیر اخبار رسانه به او حمله ور شدند. اوگرشیچ ناچار به ترک کشور تازه تاسیس کروات می شود و در کتاب هایش از ترومای حاصل از تبعید می نویسد.
جرم اوگرشیچ از نظر مردمش در درجه اول این است که چرا او همرنگ جماعت نشده و اصرار دارد آنهایی را که به خواب رفته اند، بیدار کند. از نظر آنها بدترین کاری که می توان انجام داد این است که دست به کار شوید. تبعید نسخه ای است که آنها برای نویسنده های ناهمگن می نویسند. سپس محکم به طبیعت برده وارشان در خو کردن به چیزها می چسبند. چیزهایی چون تراوش تنفر، متنفر بودن در سکوتی طولانی و مصمم، بی دلیل مشخص و فقط برای همراهی با سنت.
◀️ادبیات انتقادی و تئوری ضربه روحی در ادبیات
ضربه روحی روانی (تروما)، نمایش آن به زبان و نقش حافظه در شکل دادن هویت فردی و فرهنگی، کانسپت اصلی است که زمینه مطالعات آسیب را تعریف می کنند. تئوری های روان کاوی در مورد آسیب ها با چارچوب های نظری مانند پساساختاری ، اجتماعی - فرهنگی و پسااستعماری، پایه و اساس انتقاد را شکل می دهند که تجربه و اثرات آن بر هویت و حافظه را تفسیر می کند. هویت و چگونگی شکل گیری، تغییر و زوال آن از دغدغه های اصلی اوگرشیج است.
مفهوم ضربه روحی، به نوبه خود یک مسئله انتقادی است، و به عنوان یک تجربه مختل کننده یاد می شود که عمیقا سازمان عاطفی و درک دنیای خارجی را تحت تاثیر قرار می دهد. مطالعات تروما، تاثیر ضربه روحی در ادبیات و جامعه را با تجزیه و تحلیل اهمیت روانی و فرهنگی آن مورد بررسی قرار می دهد. نویسنده های بسیاری هستند که در قالب داستان، غیرداستان و آکادمیک اقدام به طرح تروماهای گوناگون در نوشتارهایشان کرده اند. "البته که عصبانی هستم" جستاری از اوگرشیچ است که در آن جز انتقاداتش بر مسائل فرهنگی به ترومای وطن گریزی نیز پرداخته.

#گزیده_کتاب
موقعیتی را تصور کنید که در آن زنی که به تازگی به او تجاوز شده می کوشد تجربه مصیبت بارش را گزارش دهد اما به جای راه های معمول (پلیس، دادگاه، نظام قضا) مجبور است ماجرا را با استفاده از تنها راه موجود، "از این گوش به آن گوش"، منتقل کند. زن بینوا دم گوش همسایه اش نجوا می کند "بهم تجاوز کرده ن..." جمله گوش به گوش می چرخد تا نفر آخر زنجیره با خیال تخت می گوید "بهم تعارف کرده ن..." همه می زنند زیر خنده. زن باز سعی می کند و هر بار کلمه های تازه ای از دهان آخرین نفر خارج می شود. به همه دارد حسابی خوش می گذرد. زن بینوا جیغ می کشد "هیولاها!" آخرین نفر داد می زند "خل و چل ها!" و باز همه از خنده پخش زمین می شوند.
زبان "از این گوش به آن گوش" که به تمام حوزه های زندگی راه پیدا کرده همه جا و همه وقت حاضر است: در رسانه ها، در زندگی اداری، سیاست، شیوه اندیشیدن مردم، روابط بین فردی و زندگی روزمره. در نتیجه بسیاری از جرائم سربسته مانده اند؛ بسیاری از قربانیان به سکوت وادار شده اند؛ بسیاری از مجرمان قهرمان جا زده شده اند؛ بسیاری از سارقان، تاجر؛ بسیاری از ابلهان، روشنفکر؛ بسیاری از دیوانگان، عادی؛ و بسیاری از آدم های عادی دیوانه
Profile Image for Vasta gorgij.
95 reviews183 followers
October 11, 2020
📍من کرواسی را ترک کرده بودم، کرواسی من را ترک نمی‌کرد. فکرش مدام برمی‌گشت و طور هیستیریکی این حقیقت را به خاطرم می‌آورد که به او تعلق دارم؛ یعنی همیشه به او تعلق خواهم داشت و همیشه با اوست که تصمیم بگیرد به من آسیب بزند یا عزیزم بدارد. قبیله همه جای اروپا پشت سرم راه می‌افتاد، سر چیز‌های بی‌اهمیت بگومگو راه می‌انداخت و اظهارنظرهای نیش‌دار می‌کرد. قبیله در هیئت پیرمردی موسفید در وین پدیدار می‌شد که مثل خبرچین کهنه‌کار پلیس توی دفترچه‌اش یادداشت برمی‌داشت؛ در هیئت نماینده پرافاده جامعه کاتولیک‌های کروات در برلین که در جلسه‌هایم متهمم کرد به نابود کردن صنعت گردشگری کرواسی. البته که هیچ‌کدام این آدم‌هل هیچ‌وقت نام کوچک یا خانوادگی‌شان را نگفتند. قبیله خودش را با ضمیر «ما» معرفی ‌می‌کرد...
📍این کتاب مجموعه‌ای از جستار روایی‌های نویسنده‌س که تمرکز اصلی نویسندگیش موضوع فروپاشی یوگوسلاوی و جنگ و مهاجرته.
📍جستار‌ روایی چیه؟
جستار روایی متنی غیرداستانی و تقریبا شبیه به مقاله‌س با این تفاوت که به زبان شفاهی نزدیک‌تره و سعی میکنه مباحث مهم و هدفمند رو کمی ساده‌تر بیان کنه.
📍دوبراوکا نویسنده‌ کرواسی‌الاصلیه که طبق گفته خودش در پی انزوای خودخواسته کشور و مردمش رو ترک می‌کنه. او در این کتاب، تجربیاتش از زندگی در جامعه‌ و در کنار مردمی رو بیان می‌کنه که هیچ‌وقت تلاشی برای حل مشکلات سیستم نکردن و در عوض خودشون تبدیل به مشتی شدن که افراد معترض رو سرکوب کردن. از هم‌وطنانی میگه که نظاره‌گرن، ملتی که انگار غرورشون دزدیده‌ شده و تشنه قربانی کردن افراد بی گناه هستند.
📍دوبراوکا از مردم می‌نویسه و از جامعه‌ش عصبانیه! جامعه‌ای که در برابر فهمیدن مقاومت می‌کنه و ملعبه دستگاه حکومت فاسده. اون از مخالفانش می‌نویسه که روزگاری همکارانش بودن، از دشمنانش که با افتخار میگن تابحال هیچکدوم از کتابهاش رو نخوندن.
📍این کتاب سخت‌خوانه و شخصا برای شروع مطالعه در این حوزه توصیه‌ش نمی‌کنم. قلم دوبراوکا سنگین و کنایه‌آمیزه و شاید برای همه سلیقه‌ها جذاب نباشه.
📍چرا باید این کتاب رو بخونیم؟
خوندن این کتاب به درک فضای حاکم بر کرواسی قبل و بعد از فروپاشی یوگوسلاوی خیلی کمک می‌کنه. اگر در حوزه فمنیسم مطالعه می‌کنید این کتاب براتون مفید خواهد بود. در نهایت اگر به فضای ادبیات اروپای شرقی علاقه دارید و خوندن ناداستان‌ها رو می‌پسندید این کتاب رو بهتون توصیه می‌کنم.
و خب در نهایت من دوستش داشتم.
Profile Image for א.
26 reviews10 followers
May 17, 2019
۱. آدمی هماره به هنگام سخن گفتن از رنج خویش پرگوست. پرگو نه بدان معنی که به تطول سخن می‌گوید پرگو در معنی آشفته گویی و قصه مکرر گفتن: آشفتگی و مکرر گویی بلای جان جستارهای این‌مجموعه است.
۲. دو جستار ابتدایی کتاب با وجود پرگویی‌شان در حیطه جستارهایی که «باید» خواند قرار می‌گیرند: توصیف دقیق و پرجزئیاتی از رابطه ادبیات و سیاست، ادبیات و مردم و نیز ادبیات و اهالی آن در بزنگاه‌های -همیشگی؟- تاریخ، به روایت شاهد عینی. این دو جستار سرشارند از ارجاعاتی ناخواسته به احوال ادبیات امروز (بخوانید ۴۰ سال اخیر) ایران که نمی‌شود از نظر دور نگه‌شان داشت.
۳. ترجیح جستارنویس عمومن بر آن است که گزاره‌ یا فرضیه‌ای را بی افتادن در سلسله اثبات علمی مطرح کند. اوگرشیچ نشانه‌ها را فراهم می‌آورد اما ایراد مهم آن‌جاست که او گزاره‌ای برای مطرح کردن ندارد و در نهایت از انباشت نشانه‌ها جز استنتاجی سطحی که عموم ابنا بشر بدان توانا هستند، چیزی حاصل نمی‌گردد. آن ریسمان طلایی که تاروپود نشانه‌ها را پیوند می‌زند هرگز نمایان نمی‌‌شود: مسئله همان چیزی‌است که اوگرشیچ در یکی از بهترین جستارهای این مجموعه به آن اشاره می‌کند: زاویه بسته دید و افق نگاهی که کوتاه می‌افتد.
Displaying 1 - 30 of 46 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.