What do you think?
Rate this book


136 pages, Unknown Binding
First published January 1, 2018
چند سال بعد دوست زاگربی ام پیشنهاد داد کتاب هایی را که جدا کرده بودم بسته بندی کند و با ماشین حمل بار به آمستردام بفرستد . برای رسیدن شان مراسم خوشامدگویی ترتیب دادم : زیرزمین خانه ی آمستردامم را تمیز کردم و دادم قفسه هایی مخصوص شان ساختند. فکر کردم اول تمام جعبه ها را توی زیرزمین می گذارم و بعد، آهسته و یکی یکی ، به آپارتمان می آورم شان. بعد باز کردن چند جعبه ی اول وا دادم. دوباره که کتاب ها را دستم گرفتم، دیگر آن معنایی را نداشتند که خیال میکردم داشته باشند. نظم شان برای همیشه از بین رفته بود؛ امکان نداشت همان ترتیبی را بهشان بدهم که در کتابخانه ی قبلی ام در زاگرب داشتند؛ اهمیت شان در سوراخ سنبه های خاطره گم شده بود، انگار به زبان مرده ای ناخوانا نوشته شده باشند. ده بازنشده هنوز در زیرزمین خانه ی آمستردامم خاک می خورد .
از کتاب
ذات فرّار بایگانی
جستار آخر