این کتاب از اونجایی که نویسنده ی اصلی غزالی بوده توجه به این موضوع که نویسنده کیست خیلی مهم است.
به عنوان مثال غزالی با تعریف داستان زیر گرسنگی را مدح میکند:
«
علی جرجانی را دیدم که سویقی را می مکید، به او گفتم: چه چیز تو را به این کار واداشت؟ گفت: من محاسبه کردم که در فاصله ی میان جویدن و مکیدن هفتاد بار میتوان ذکر گفت: از این رو چهل سال است که نان را نجویده ام پس اورا ببینی که چقدر به وقت خود توجه داشت و عمرش را به جویدن ضایع نکرد و هر نفسی از عمر گوهر ارزنده ای است که نتوان قیمتی برایش در نظر گرفت پس سزاوار است از آن گنجینه کاملی فراهم شود که در آخرت بماند و تمام نشود، یعنی عمر در یاد خدا و بندگی او سپری شود.
»
اما در پاورقی فیض کاشانی که بازسازی کننده ی کتاب غزالی بوده میگوید:
«
خدا به فریاد برسد از این عقیده ی نابخردانه و فکر و اندیشه پست ناقص و بافته ریاکارانه و عبادت بی مغز و کهنه و زهد بی محتوایی که خود خلاف زهد است و این نیست جز خودرایی، و دوری از پیامبر و خاندانش و از علوم و حکمتهای آنان، و گناه تمرد از پیروی کردن آنان و گرفتن از آنها چگونه چنین نباشد در حالی که هزاران روایت بر خلاف این درک غلط و عرفان نکوهیده و مخالف عقل سالم رسیده است و خدا هیچ عضوی را بیهوده و باطل نیافریده است خدای ما را از این بی حیاییها در امان بدارد.
»
و یا در جای دیگر غزالی میگوید که کسانی که در کارهای دنیا ابله و کودن هستند بزرگ مرتبه ترند زیرا به دنیا مشغول نیستند.
یک انسان چگونه میتواند همچین کلامی را بپذیرد؟! در صورتی که همین تفکر باعث شد مسلمین با تقوا و پارسا! صدر اسلام چشم و گوش خود را در برابر حرکات اشتباه خلیفه های نماینده خدا!! ببندند و حقانیت کسی را که پیامبر گفته بود را نادیده بگیرند.
به صورت خلاصه با اینکه این کتاب توسط یک عالم شیعه بازسازی شده اما بازم هم اصل متن برای غزالی است به همین منظور باید این کتاب را بخش بخش خواند و خیلی از قسمت های کتاب به هیچ صورت با منطق جور درنمی آید. و به صورت کلی این کتاب برای فقها به نظر بنده مناسب است نه شخصی مثل من برای همین از این کتاب لذت نبردم!