از زمانهای گذشته سرگذشتنویسی در ادبیات و حتی در سینما جایگاه خاصی برای خود داشته است. به علت واقعی بودن رخدادها و حوادث، خواننده بیشتر از هر داستان برآمده از تخیل نویسندهای با این نوع رمانها همدردی و همراهی میکند. گرگ تنها نیز از همین دسته از رمانهاست. با این تفاوت که قلم آشوت آقابابیان آنقدر به روایت داستانی نزدیک است که گاهی خواننده مردد میشود که آیا واقعاْ این اثر برگرفته از واقعیت است؟ گرگ تنها روایتگر زندگی دانشمندی است با تمام فراز و فرودها، سردرگمیها، خطرات و… ، و هر بار حادثهای در کتاب او را با چالشی روبهرو میکند. او دانش را در خدمت جنگ نمیخواهد و با تمام محدودیتها مبارزه میکند تا راه درستی را برای دانش خود انتخاب کند اما اوضاع همیشه دگرگون میشود و همین حوادث علت جذابیت کتاب میشود که ما را مجبور میکند تا پایان داستان پابهپای دانشمند همراهیاش کنیم.
برشی از رمان گرگ تنها:
اما نکند تنها برای علم به دنیا آمدهای و عشقها از کنارت گذشتهاند؟ مردم به تو حسودی میکنند، متنفر میشوند، علیهات توطئه میکنند، دوستت دارند، میپرستندت، افترا میزنند و تمجیدت میکنند. اما چی گیر تو میآید؟ هیچی. تو هستی و موشکهایت و ستارهشناسی. به آنانی که به تو اظهار عشق کردند و آمادهی هر کاری بودند گفتی آخر من چی هستم که دوستم دارید؟ از همه فرار کردی. به معنای واقعی کلمه. و منتظر آنی هستی که نمیآید؟ کسی که بیرحمانه دیر میکند.
Հրաշալի գիրք, հրաշալի մարդու մասին: Մեկ անգամ ևս համոզվում ես, որ գործի մարդու համար ավելորդ են բոլոր կոչումները, ինչ որ տեսակի տիտղոսները: Ապրել և չիմանալ նման հայ ազգի գիգանտների մասին կարելի է մեղք համարել: Գրիգոր Գուրզադյան՝ իմանալ, ճանաչել... և իհարկե գնահատել նրա մարդ տեսակը:
Մեծ հետաքրքրությամբ կարդացի։ Ընթացքում լիքը բացահայտումներ արեցի, նոր բաների մասին մտածեցի, ու կարևորը, հասկացա` ամեն ոք միայն արտաքինից է ինքն իր հետ ԲԱՑԱՐՁԱԿ ներդաշնակ թվում։
Հերոսն էլ ասում է. "Ես միշտ մենակ եմ Բայց ո՞վ մենակ չէ։ Միայն նա, ով դա չի գիտակցում..."
اولین تجربه ام از ادبیات ارمنستان این رمانِ کم نظیرِ آشوت آقابابیان است. رمانی که به زعم من در مرز بین فیکشن و نان فیکشن به سر می برد و در عین حال که روایت تخیلی و پرداخته ی ذهنِ نویسنده بخصوص در مورد زندگی شخصیِ «گریگور گورزادیان» اخترفیزیکدان برجسته ی ارمنی را در خود جا داده، به واقعیت ها و رویدادهای جهان علم در زمان زندگی این دانشمند و فعالیت های علمی او نیز پایبند بوده و در نهایت با پایانِ درجه یکی که نوشته، تجربه ی خیلی خوبی را برای مخاطب رقم می زند.
پ.ن: به نظرم حق این رمان خیلی بالاتر از این حرفهاست که این چنین نادیده گرفته شده و یا در میان سیلِ عظیمِ کتاب های بی ارزش دیگه ای که توسط ناشران مختلف بارها و بارها چاپ شده اند، گم شده. به طوری که چاپ اول این رمان که خودم هم آن را خواندم متعلق به سال 96 است.
شبیه رمانای سایت نودوهشتیا بود،توصیفاتش و ایدهآل بودن و همهچی تموم بودن شخصیت اصلیش دقیقا منو یاد اونا مینداخت.کتابو صرفا چون چاپ قدیم بود و قیمتش خوب بود و به توصیه کتابفروش گرفتم :) کاش یاد بگیرم وقتی با کتابی ارتباط نمیگیرم بزارمش کنار و وسواس تموم شدنشو نداشته باشم