در مجموعه فیلم به مثابۀ فلسفه به دنبال بیان نظریه های مختلف فلسفی دربارۀ فیلم نیستیم، بلکه بیشتر در نظر داریم هر فیلمی را که می بینیم یا به تعبیری هر فیلمی را که میخوانیم، به عنوان یک متن فلسفی ورق بزنیم. در اینجا فیلم ها را متنی فلسفی قلمداد می کنیم. مواجهه ای که متفاوت از نقد فیلم عمل می کند.
اینجوری بگم که خیلی به مردم اعتماد نکنید، یعنی اسگل مسگل و سادهلوح نباشید. زرتی خیانت میکنن. به نویسندهها و مشتقاتشون که ابدا؛ حماقت مضاعف و مرکبه. قرار نیست که هرکی هرچی نوشت خیلی خوب باشه که براش سینه بزنیم! حکم صالح نجفی و این مقاله/گفتار/کتاب همینه. آدم کار درستیه، ولی اینجا نتونسته اونجوری که باید از اون تمثیل بنیادین غار افلاطون به سینما نقب بزنه.
یه نکته جالبی که داشت این بود که فهمیدم ویتگنشتاین بعد کلاسهای سخت فلسفهای دانشگاه میرفته سینما و میکیماوس رو خیلی دوست داشته. خیلی خیالم راحت شدم وقتی اینو خوندم، یعنی با عذاب وجدان کمتر فیلم میبینم. دیگه ویتگنشتاین فیلم میدیده، من یابوی کی باشم ژست بگیرم که فیلم اَخه؟ البته بعدش که فکر کردم دیدم نه من ویتگنشتاین هستم و نه اون کلاسهایی که توش شرکت میکنم برای کمبریج هستش. (به آرامی لای کتب درسی و زبان را باز میکند که پارو بزند)
مختصر و مفید به معنای واقعی کلمه. میتونست مثل خیلی نویسنده های دیگه همین محتوا رو در دو یا سه برابر حجم بنویسه و این کار رو نکرده. ارجاع های مفیدی داره و به نظرم در کل مجموعه ی فکرشده ایه.
مقدمهی بسیار خوبی بود برای این مجموعه. تحلیل و تفسیر بسیار جالبی از سینما با آرای فیلسوفان و افراد مشهوری همچون اورسون ولز بدست مخاطب میده. البته که من دارم کتاب "فیلم به مثابه فلسفه" رو میخونم که متشکل از تمام ده قسمت این مجموعهاس اما خب توی گودریدز هنوز اد نشده گویا.
واسه خوندن اين مجموعه شما بايد به يك اندازه هم به سينما و هم به فلسفه علاقه و آشنايى داشته باشين! اين مجموعه اصلا فيلمها رو "نقد" نميكنه بلكه فقط اونا رو مطالعه ميكنه به عنوان يك اثر فلسفى! همچنين، پيشنهاد ميكنم اين مجموعه رو به ترتيب و بعد از ديدن هر فيلم مربوطه مطالعه كنيد. (فيلمهايى رو هم كه ديديد هم حتما دوباره ببينيد!) اميدوارم نويسنده بتونه اين كارو ادامه بده و فيلماى بيشترى رو بررسى كنه.
سینما به مثابه تمثیل غار افلاطون نخستین کتاب از مجموعۀ فیلم بهمثابۀ فلسفه است که شامل ده کتاب در مورد ده فیلمِ مهم و اثرگذار تاریخ سینمای جهان است که از منظر فلسفی و با نگرشی نو مورد مداقه قرار داده شدهاند، و هر کدام از کتابها مستقل از هم هستند. مجموعۀ حاضر در سال ۱۳۹۷ بهعنوان کتابهای برتر سال سینمای ایران در حوزۀ تألیف برگزیده شدند، که لوح زرین بهترین تألیف به آقای صالح نجفی مؤلف مجموعه تعلّق گرفت.
صالح نجفی در مقدمۀ مجموعۀ حاضر مینویسد: … مجموعۀ فیلم بهمثابۀ فلسفه کوششی است (هرچند ناکام) برای تأمل در آنچه فیلمها بیان میکنند و با ذات سینما نسبت دارد. و البته که میتوان گفت تأمل در سینما، به تعبیری، تأمل در همهچیز است: تأمل در نحوۀ ادراک دنیایی که در آن زندگی میکنیم و کمتر چیزی در آن یافت میشود که بهنحوی با سینما مرتبط نباشد. هر رابطهای که برقرار میکنیم مادۀ بالقوهای است برای فیلمنامهای که شاید روزی به فیلمی بدل شود. هر تنشی که از سر میگذرانیم ممکن است وجهی دراماتیک داشته باشد. آیا میتوان رمانها را بهگونهای خواند و فیلمها را بهگونهای دید که دیگر انواع تنش در آنها برجسته شود؟ تنشهایی که بهجهت سیطرۀ تنش دراماتیک، یا بهقولی رژیم بازنماییگرا_ارسطویی، واپسزده میشوند. این در ضمن معیاری سلبی است برای سنجش ظرفیت فلسفی فیلمهای سینمایی: اگر فیلمهای سینمایی را منهای تنش دراماتیک آنها بخوانیم، چه چیز برای شان میماند؟…
«سینما از ابتدا آمده بود تا یادآوری کند تمام هنرها برای همهٔ آدمها هستند. سینما در ابتدای تاریخ خود وقفهای دلپذیر بود برای کسانی که زندگیشان عذاب و رنج بود و اگر این آدمها زندگی واقعیشان را از زندگی فیلمها تمیز نمیدادند تجربهٔ فیلم دیدن برایشان بیمعنی میشد.»
خیلی کتاب خوبیه. البته با توجه به حجم کمی که داره بهتر بگیم، جزوهی خوبیه. برای شروع این مجموعه حتما باید اول این کتاب رو بخونیم. تمام زیربنای صحبتهای نویسنده در اینجا گفته شده و درب ورودی به مجموعه این کتابه. از صفحه ۳۰ خیلی جذاب میشه. اگر به فیلم دیدن علاقه دارید بخونید حتماً این مجموعه رو. آقای نجفی فیلم ها رو بازخوانی کردند، مثل ورق زدن یک متن فلسفی. "سینما همان سرمایهداری است، نقد سرمایهداری همان نقد سینماست و مبارزه با سرمایهداری یعنی فیلم ساختن."
در کل به نظرم یه مقاله جمع و جور 10 صفحهای بود با روده درازی 30 صفحه ای تشبیه سینما به غار افلاطون جالب بود و جذاب و برای من جدید، اما پاسداران فرهنگ و این که سرمایه تلویزون رو آورد تا سینما رو سانسور کنه؟ سرمایه نمیتونه تشخیص بده مردم عادی واقعاً درگیر فیلم نمیشن، اما کارگر میتونه اشخیص بده فیلم و زندگیش دو مقوله جداست؟ سرمایه اینقدر خنگه، اما باز داره رشد میکنه و دنیا رو میچرخونه؟