در مجموعه فیلم به مثابۀ فلسفه به دنبال بیان نظریه های مختلف فلسفی دربارۀ فیلم نیستیم، بلکه بیشتر در نظر داریم هر فیلمی را که می بینیم یا به تعبیری هر فیلمی را که میخوانیم، به عنوان یک متن فلسفی ورق بزنیم. در اینجا فیلم ها را متنی فلسفی قلمداد می کنیم. مواجهه ای که متفاوت از نقد فیلم عمل می کند.
همشهری کین (1941) عصارهٔ تمام هالیوودِ پیش از خودشه. قشنگ انگار تاریخ سینما و مشخصا هالیوود رو برداشته و چگال کرده توی یه فیلم واحد.
صالح نجفی هم جزو نقطه ضعفهای بنده است و سخت میتونم ضعفهای متنهاش رو برای خودم بولد کنم و به نظرم جز مواردی اندک خیلی باهاش همدل و همراه هستم توی فهمی که از همشهری کین داره.
فکر کنم دوباره باید منکِ (2020) فینچر رو ببینم. فکر کنم تازه بفهمم چی به چیه. این بازبینیِ همشهری کین خیلی لازم بود.
در ضمن کتاب خوب بود ولی 5 از 5 نیست و بخوام دقیق باشم 4.5 میشه.
صادقانه بگم نمیدونم چجوری باید به این کتاب امتیاز بدم :( بعد از دیدن فیلم همشهری کین، این کتاب؟ رو خوندم و فیلم برام روشن تر و جذابتر هم شد. فقط اینکه قیمت حدود ۵۰ صفحه مفید این کتاب توی فیدیبو، ۷۹ هزار تومنه. اصلا اینو درک نمیکنم و بنظرم بسیار غیرمنطقیه اینجور قیمت گذاری. بقول دوستان: حتی قیمت کتاب چاپیش هم اینقدر نمیارزه
خوندن این شماره هم برای من جالب و جذاب بود. نجفی به خوبی تونسته ابعاد مختلف یه فیلم رو در قالب تحلیل در بیاره. برای من ارتباط میان مارکسیسم و اموزههای فروید با این فیلم خیلی جالب بود.
به شدت از دیدن فیلم و خواندن کتاب لذت بردم. بازم میشه گفت تحلیل هایی که راجع به تابلوی ورود ممنوع میداد گاهی به نظر زیاده روی میومد، اما بالاخره قابل تامل و تفکره.
جدا این سریِ کتابهای صالح نجفی رو پیشنهاد میدم بخوانید.