ایران درّودی نامی آشنا در عرصه نقاشی امروز ایران است که بیشتر با رنگها و فضاهای خاص و منحصر به فردش که ملهم از نورهای درونی اویند، شناخته میشود؛ نورهایی که هر بار به شکلی در قلم موی نقاش، خود را یافته و بر زمینهای از بیتابیها و رویاهای او یاس و امیدهای ما را نمایاندهاند.
به این خاطر است که شکلها و حجمها از خود، بیرون زدهاند و در هیچ قاب و قالبی نمیگنجند. همچنان که پرنده را شاید اما پرواز را نمیتوان در هیچ قفسی حبس کرد.
رنگ و فضا در نقاشیهای درّودی بیش از همه با حس و حال نقاش و مخاطبانش سر وکار دارد. این حس و حالها در نقاشیهای او ساکن و یکسان نیستند و مدام جا عوض میکنند و به شکلی دیگر در میآیند. از غمها به شادی میگریزند و از مرهم به درد. به همین دلیل در نقاشیهای او هیچ رنگی فارغ از حس و حال نیست.
تجربه یک زندگی زیسته بود.در کل خیلی از نگاههای انسانی ایشان به زندگی نگاه قابل ستایشی بود. اما در صفحات واپسین کتاب نگاه ایشان به سبک کار خودشان و نگاه از بالا به پایین ایشان نسبت به پرسشگر که می نمایاند که شما چیزی از نقاشی نمیدانید و فرهنگ نقاشی در ایران نیست و ... خوب جالب نبود! این مصاحبه دوسال طول کشیده و از ۶۰۰ صفحه به قول خودشان به کمتر از ۲۰۰ صفحه تقلیل یافته...جاداشت پرسشگر در این دوسال از ایشان میپرسید که این فرهنگ نقاشی که ما نداریم در ایران و وارداتیست و وارد هم نشده گویا ، چیست و چه تعریف و اطراف و کناف و ویژگیهایی دارد!
🌸طرز نگاه آدمها به زندگی، مفهوم بدبختی یا خوشبختی را تعبیر میکند. 🌸با دردهای زندگی باید رودررو ایستاد و آنها را تجربه کرد. انسان از دردها و زخمهای زندگیاش میآموزد.
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد هم رونق زمان شما نیز بگذرد آن کس که اسب داشت، غبارش فرو نشست گرد سم خران شما نیز بگذرد سیف فرغانی ***** :تو خطوط شباهت را تصویر کن آه و آهن و آهک زنده دود و دروغ و درد را که خاموشی تقوای ما نیست شاملو
داستان زندگی خانم درودی بسیار جذاب بود.عشق او به فرهنگ کشورش و تلاشی که برای زنده نگه داشتن آن بخرج داده ستودنی است.و ضمن افسوس خوردن از اینکه هنرمندانمان شادمان نیستند.برای داشتن چنین گوهر هایی به خود می بالم.
اسم کتابی که من خوندم «نقاشی با نور»؛ گفتگو با ایران درودی درباره شاملو، نیما، فروغ، سهراب و اخوان بود. انتشارات کتاب دیدآور ولی اینجا پیداش نکردم و فهمیدم از این کتاب منشعب شده
خلاصه؛ من شناخت بهخصوصی از خانم درودی نداشتم. در واقع شناختی داشتم کلی و براساس دیدن نقاشیهاشون -چیزی که فکر میکنم خودشونم ترجیح میدادن- و چند مورد نقل قول. توی این کتاب هم بیشتر موضوع معاشرتهای ایشونه و برام خوندنی بود که توی همین کشوری که الان هنر توش جرمه، چطور زندگی این آدمها شبانهروز حول محور هنر و ادبیات میگذشت و میتونستی از همین راه هم امرار معاش کنی. بهشخصه قسمت مفید خوندن این مصاحبهها برام دیدی بود که ایرانخانم بخاطر معاشرت و دوستی نزدیکش از شاملو و سهراب و گلسرخی بهم داد. چیزی که فقط میشد از زبان یه دوست بشنوی و همجنس روایتهای دیگه نبود. از میان حرفزدنش راجع به شاملو و نیما و سهراب و فروغ و گلسرخی و ... بود که خودشم میشناختم و این شناخت چون حالت کشف داشت برام جالبتر بود تا خوندن زندگینامهی ایشون. در واقع کتابو هم به قصد تماشای اون افرادی که نام بردم از نگاه دوست نقاششون خریدم و خوندم ولی قاطی حرفها و داستانها چند جا راجع به نقاشی یا مرگ چیزهایی میگفت که خیلی تحت تأثیرشون قرار گرفتم. بعضیوقتها هم کتاب به شنیدن یه گفتگوی معمولی تبدیل میشد، سؤالات ناپخته بود یا سه چهارصفحه فقط میشد شعری که مال شاعری دیگر بود که میشد فقط ازش یاد بشه نه اینکه کلش باز نوشته بشه... من فکر میکردم بیشتر ا اینها باید با روایتهایی از نقاشی طرف باشم که خب اینطور نبود.
اما در کل خوندنش خوب بود. و اینکه باز همون حسرت رو توی دلم حس کردم که کشور و جامعه ما چطور انقدر به عقب برگشته؟ فکر اینکه اینهمه راه رفته رو چطور تونستن نرفته کنن اینا مغزمو میجوید حین خوندن. امکانات و احوالی که الان داشتنشون آرزو شده، تو همین مملکت و بدون اینترنت و این چیزها..
كتاب گفتگو با ايران درودي مصاحبه اي از مهدي مظفري ساوجي كتاب در فاصله دو نقطه مرحوم استاد ايران درودي، شرح زندگي استاد در فاصله زماني بين تولد او تا زمان انقلاب را روايت ميكرد و اين مصاحبه تلاش ميكند كه ضمن مرور جسته و گريخته اي از كتاب قبل، به اين بخش روايت نشده از بيوگرافي خانم درودي نيز اشاره كند و در ادامه نظرات ايشان را در مورد هنر، خلاقيت، شعر، شاملو، خدا، مرگ، زن، سياست، نقاشي و در واقع همه چيز جويا مي شود كه باعث پراكندگي و عدم انسجام و يكپارچگي شده است. در كل مكملي بر فاصله دو نقطه نيست اما از نظر بررسي نظرات و آرا يكي از برجسته ترين هنرمندان تاريخ معاصر خالي از لطف نيست. روحشان شاد، مسيرشان مستدام
«جمله ای که در کتاب در فاصله دو نقطه ...! می نویسم: سهم انسان از خوشبختی به اندازه عشقی است که ایثار میکند.» قشنگ بود. اما گیرایی مجموعه مصاحبه کمتر از حد انتظارم بود. برعکس آنچه که توقع میرفت مصاحبه گر بیشتر روی ادبیات تمرکز کرده بود تا نقاشی.
کتاب خوب و جذابی بود در کل. گرچه همونطور که خودشون آخر مصاحبه گفتن بهتر بود از ایشون درباره نقاشی و هنرهای تجسمی سوال میپرسیدن.اما ایشون خیلی خوب بودن. ارزش خوندن داره این کتاب