What do you think?
Rate this book


370 pages, Hardcover
First published January 1, 2004
«سنتگرا» در موسعترین معنای واژگانیاش، شاید صرفا شخصی محافظهکار باشد که احتمالا حسرت گذشته را میخورد و در اشتیاق عرف و رسم و رسوم ایام شبابش میسوزد، همین و بس.
از نظر گنون، هرآنچه به واقع ارزشمند است، دستخوش پسرفت است، با این حال، مردم ابلهانه بر این تصورند که آنچه پیش چشم دارند پیشرفت است.
مخالفت گنون نه با غرب که با جهان مدرن است و چشم امیدش نه به پیروزی شرق که به «بازگرداندن تمدن سنتی شایسته به غرب» است.
انقلاب اسلامی در ایران به وضوح به جهان نشان داد که لیبرالیسم غربی و تفاسیر غربی مدرن از ارزشهای روشنگری مقبول همهی جهانیان نیستند.
ایران از بسیاری از جهات بیش از جهان عرب به غرب نزدیک بود و در اواخر سدهی نوزدهم و اوایل سدهی بیستم، بخشهایی از طبقهی نخبهی ایرانی به نحوی فزاینده به غرب میگراییدند.
اهمیت انجمن در بیرون از ایران این بود که به سنتگرایی پایگاهی بسیار محترمانه بخشید. پایگاهی که از آن برای دعوت از میهمانان سرشناس و گاه نمایندهای برای شرکت در رویدادهای بینالمللی بهره میگرفتند.
سخنرانیهای نصر در دفاع از سنت و رد مدرنیته، در عمل به جریان عا�� برانگیختن عموم در حمایت از اسلام و اعتقاد به زوال غرب و در نتیجه تلویحاً به ستیز با رژیم شاه پیوست.
در جهان اسلام، ایران نخستین کشوری بود که با سنتگرایی مواجه شد. گرچه انقلاب اسلامی به فعالیتهای نصر را در آنجا پایان داد، سنتگرایی پس از انقلاب نیز به حیات خود ادامه داد و در اواخر سده بیستم در مباحثه عمومی درباره سمت و سوی آتی جمهوری اسلامی نقش داشت.
سازمان بسیج، مدافع بازگشت نصر به ایران است و آن را موضوعی حیاتی میداند. این احساس وجود دارد که نصر میتواند با نسل جدیدی که فروید میخواند و پیداست به انقلاب تعهد چندانی ندارد، سخن بگوید، سخن گفتنی که از دیگران برنمیآید.