فکر میکنم این کتاب در انتخاب «افراد» متفاوت، موفق عمل کرده بود و دامنۀ متنوعی را دربرگرفته بود از این حیث؛ از شاعر و نویسنده گرفته تا محقق و پژوهشگر و تاریخدارن و همینطور از شیعه و سنی گرفته تا مسیحی و ... . برای ما قطعاً جالب است که بدانیم یک مسیحی دربارۀ امام حسین (ع) چطور نوحهخوانی میکند.
مثلا:
بولس سلامه / حقوقدان مسیحی
حق چنان در منِ مسیحی جوشید که از شدت محبتش مرا شیعۀ علی خواندند؛ ای آسمان گواه باش و ای زمین شهادت بده که من علی را دوست میدارم. من مسیحی را حسین به گریه انداخت و قطرات اشک از افق چشمانم تابید و درخشید . هرگز حال آن که از دور به آتش مینگرد با حال آن که بر روی هیزم میسوزد، یکسان نیست.
و یا یکی از بزرگان اهل تسنن چطور در سوگ ایشان نشسته است. سهزبانه کردن کتاب هم (فارسی، عربی و انگلیسی) نسبتاً با موضوع کتاب تناسب داشت و میتوان گفت از جنس کارهای اضافه و بیربطی که مثلاً در برخی کتاب شعرها میبینیم، نبود.
اما نکتهای که هست، انتخاب جملات این کتاب بود. گاهی به نظر میرسید که یک جمله از یک شخص بدون این که هیچ مضمون خاصی داشته باشد و صرفاً چون نام امام حسین در آن جمله برده شده است، آورده شده . انگار هدف مجموعه صرفاً آوردن نام آن شخص بوده است و خرج کردن آن شخص برای فرهنگ عاشورا،بدون این که لزوماً ارتباط مناسبی بین اینها باشد!
طراحی جلد زیبا و شکیل بود.
مجموعاً به نظرم هدیۀ شکیلی برای یک دوست غیرمذهبی است که بخواهی به او ثابت کنی فرهنگ عاشورا چقدر تأثیرگذار است و گسترده! اما برای کسی که خودش احتمالاً مطالعات بیشتری در زمینۀ عاشورا داشته، کتاب جالبی نیست و کسلکننده است درواقع.