در یک تحلیل از تحلیلهای ممکن جامعهشناختی، یکی از بارزترین تفاوتهای میان اهلسنت و تشیع، وجود «نهاد روحانیت» در تشیع است. در اهلسنت اگرچه «علما»ی مسلمان وجود داشتهاند، نهادی بهعنوان نهاد روحانیت با ویژگیهای شیعی آن شکل نگرفته است. حتی دانشگاه الازهر نیز علیرغم سابقۀ چند قرنی خود، معادلی برای نهاد روحانیت شیعه نیست. این تفاوت را در جایگاه منزلتی، کارکردهای اجتماعی، تمرکز سرمایههای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، نحوۀ ایفای نقش سیاسی علمای اهلسنت و نهاد روحانیت شیعه و موارد دیگر میتوان مشاهده کرد. آنچه در این میان از اهمیت تحلیلی دوچندان برخوردار است، این است که نهاد روحانیت شیعه را چه متقدم چه متأخر، چه زادۀ صدر اسلام چه نتیجۀ تطور تاریخی نهاد وکالت شیعه، و چه برخاسته از دورۀ صفویه چه مولود قاجاریه بدانیم، انقلاب ایران در سال 1357 نقطۀ عطف مهمی در مطالعات اجتماعی نهاد روحانیت است؛ چراکه روحانیت برای نخستین بار در تاریخ شیعه، خود در رأس قدرت سیاسی جامعه قرار گرفته است؛ موقعیتی جدید و بیسابقه حتی در مقایسه با معدود دورههای تاریخی چون دورۀ صفویه که بخشهایی از روحانیت شیعه در نقش مشاور، همراه یا در کنار قدرت سیاسی غیرحوزوی قرار داشته است. این وضعیت جدید، مثلث جدیدی را در ساحت قدرت شکل داده است: مثلث ولایتفقیه، دولت اسلامی و حوزه/مرجعیت. بررسی تعاملات، تغییرات و تحولات این مثلث جدید در ساحت قدرت، یکی از موضوعات مهم مطالعۀ گرایش «جامعهشناسی تشیع» است. در شرایط پساانقلابی، یکی از مهمترین وجوه ممیزۀ اجتماعی تشیع یعنی نهاد رسمی دین متحول شده است. توصیف این تغییرات روحانیت در موقعیت پسانقلابی، نخ تسبیح مفهومیِ پیوند بخشهای مختلف تشکیلدهندۀ کتاب پیش روست.
عناوین مقالات کتاب عبارتند از: • پل تا جزیره: تحلیلی بر تغییر شبکۀ اجتماعی روحانیون در موقعیت پساانقلابی • حوزۀ بوروکراتیزه • شریعتی و نظام آموزشی حوزه: چهل سال بعد • خودی و دیگریهای حوزۀ علمیه: نگاهی توصیفی به متن ولایت فقیه؛ حکومت اسلامی • بهسوی جامعهشناسی فتاوا و استفتائات * این کتاب از مجموعه کتابهای سرو (مجموعه مطالعات شیعی) است که به دبیری محسن حسام مظاهری توسط نشر آرما منتشر میشود