خب وقتی مثل این حقیر با #دشت_های_سوزان و #نامیرا سراغ #کرمیار رفته باشید یحتمل #درد و همین #مستوری برجک ذوقتان را با خاک یکی خواهد کرد. کار اخیر صادق خان ملغمهایست از #تولید_ملی و آنتی واردات و #مفاسد_اقتصادی و ور رفتن با هولدینگهای اقتصادی به همراه مقاویر معتنابهی #زین_الدین|لوژی بهعنوان یکی از سرداران بزرگ #جنگ و رفت و برگشتهای شخصیتها به حال و گذشته. ریتم و سرعت خوبی دارد و از دور نمیافتد. خرده روایتها در فرم خوب نشستهاند و شکافهایشان با مهارت گرفته شده. مستوری هم مثل دیگر آثار #صادق_خان بیشتر به #فیلمنامه شبیه است که باید گذاشت به پای سناریست بودن جناب #نویسنده و بالا و پایین رفتن از پلههای #بنیاد_سینمایی_فارابی. با همه این احوالات به نظرم اگر قدری از حجم کار و ایضا تعدد کاراکترها کمتر شود میشود آن را بهعنوان یک رمان قابل قبول نوجوان و تینایجری توصیه کرد. در گوشی و بین خودمان باشد؛ کمّاً و کیفاً به این تلهفیلمهایی شبیه است که به رنگ #سینما درآمدهاند. اجمالا دو و نیم سه از پنج.
كرميار در 26 آذر سال 1338 در تهران متولد شد و تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در محله امامزاده حسن و سپه غربی گذرانده و بعد از پيروزي انقلاب در امور تربيتي دو سال فعاليت كرده و سپس به عنوان خبرنگار روزنامه اطلاعات مشغول به كار شد. همزمان در رشته الهيات دانشگاه آزاد نيز به تحصيل ادامه داد و اولين داستان خود را در سال 1367 در روزنامه اطلاعات به چاپ رساند. در سال 1369 مجموعه داستان ايشان به نام "فرياد در خاكستر" به زير چاپ رفت و بعد از يك سال مجموعه داستان نوجوانان به نام "انتقام در اردوگاه" منتشر شد. اولين فيلمنامه سينمايی كرميار كه در عرصه جنگ و محاصره آبادان بود در سال 1375 به نام "كوسه ها" ساخته شد. فيلم "سجده بر آب" و "جان سخت" و چند مجموعه تلويزيونی نيز از ديگر آثار او در زمينه فيلمسازی است. از كارهای اخير او مي توان به رمان "دشتهاي سوزان"، رمان "نامیرا" و رمان "خدا حافظ دوکوهه" اشاره كرد. کرمیار مسئول ویژه نامه اطلاعات جبهه در مناطق جنگی در سالهای ۶۵ -۶۷ بود و از ۷۲- ۷۵ مسئول صفحه ادبی جوانههای اندیشه روزنامه اطلاعات و همچنین معاون سردبیر نشریه سینمایی مردم و سینما وابسته به بنیاد سینمایی فارابی بوده است.
كرميار لوح تقدیر نخستین جشنواره جایزه هنر و ادبیات دفاع مقدس را از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال ۱۳۶۷دريافت كرد. وی همچنينبه عنواننویسنده برتر جشنواره بنیاد شهید برای نگارش مجموعه داستان "فریاد در خاکستر" در سال 1370 معرفی شد.در سال 1385 نيز برنده تندیس ویژه و لوح تقدیر برای بهترین فیلم جایزه سال پیامبر اعظم (ص) برای تلهفیلم "زیارت" در جشنواره فیلم پلیس شد. همچنين برای فيلم اخيرلوح تقدیر بهترین فیلمنامه نويس را از جشنواره کوثر در سال 1386 دريافت كرد. كرميار دیپلم افتخار بهترین فیلمنامه سریال "دریا در غربت" از جشنواره تولیدات صدا و سیما در سال 1386دريافت كرد وشایسته تقدیردر سومین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد در سال 1389 برای نگارش رمان "نامیرا"شد. همچنينشایسته تقدیر در بيست و هشتمين دوره جايزه كتاب سال جمهوری اسلامی ایران در سال 1389 به خاطر نگارش رمان "نامیرا" و شایسته تقدیر به خاطر نگارش رمان اخير به عنوان اثر برگزیده چهارمين جشنواره كتاب دين و پژوهشهای برتر معرفی شد.
كرميار در رمان"خدا حافظ دوکوهه" سعی دارد به نوعی مدیریت جنگ و نقش فرماندهان در حوادث آن دوران را روایت کند. داستان این رمان از سال 63 آغاز میشود و تا پایان جنگ نیز ادامه دارد. نويسنده طی قصه روندی از فعالیت فرماندهان جنگ را روایت میكند. وی در "دشتهای سوزان" نیز این تجربه را داشته است که بدون مدیریت فضای قصه نمیتوان فهمید که چه اتفاقی در شرف رخ دادن است. كرميار معتقد است کار اصلی داستان این است که رفتار عوام و خواص را توامان به دید مخاطب خود برساند. چون بدون تحلیل رفتار عوام نمیتوان به تحلیل رفتار خواص رسید و بدون نگاه به رفتار خواص نیز نمیتوان به درک صحیح از رفتار عوام دست یافت و رمان رمان "خدا حافظ دوکوهه" نیز در واقع در ادامه روند تالیف رمان "دشتهای سوزان" و به دنبال ایجاد چنین نگاهی است."دشتهای سوزان" پیرامون زندگی شیخ خزعل از سران قبایل خوزستان در دوره قاجار است و داستان آن به برهه تاریخی کشف نفت توسط نیروهای انگلیسی در جنوب خوزستان بر میگردد.
قبل از خوندن این کتاب فکر میکردم انتشارات جمکران یا صادق کرمیار فقط کتاب های مذهبی و دینی مینویسند. تا اینکه این کتاب رو خوندم. یک رمان اجتماعی عالی که در زمان حال اتفاق میوفته. داستان خیلی ساده و خوب نوشته شده. خاطراتی که از شهید زین الدین تعریف میکنن بر جذابیت داستان اضافه میکنه. ولی به نظرم میتونست جذابیت و گیرایی داستان بیشتر میشد. مخصوصا اینکه قسمتی از داستان در زمان جنگ اتفاق میوفته. میتونست احساسی تر و تاثیرگذار تر میبود. ولی در کل خوب بود
از آنجا که از سه ستاره دادن واهمه دارم، دو ستاره می دهم امّا این به معنای آن نیست که از خواندن کتاب راضی نبودم. راستش را بخواهید، مستوری آن چنان که باید مرا در خودش غرق نکرد. بیش از هر چیز به ساختاری برای نمایش و فیلم شبیه بود تا داستان. چرا، کنجکاوی برای پیدا کردن علّت ها و سرنخ هایی که در طول داستان ذهنم را به خود مشغول کرده بودند، مرا پای کتاب نگه داشته بود. امّا از یک جایی به بعد تنها ورق می زدم تا هرچه زودتر تمام شود. نویسنده گفت و گو نویس قهّاری است امّا به همان اندازه از کنار پرداخت صحنه ها گذشته و ریتم تندی به داستان بخشیده. از طرفی تعداد زیاد شخصیت ها مرا سردرگم می کرد و ربط دادن ماجراها و آدم ها به یکدیگر بیش از پیش بر حیرتم می افزود. ابهری که بود؟ مازیار از کجا پیدا شد؟ نوروزی چه جور شخصیت و شکل و شمایلی داشت؟ بخشی از این انتقادات به سبک نوشتن مؤلف بر می گردد که نمایشی است. ممکن است این سبک برای بقیه محبوب باشد امّا برای من نه آنچنان که باید. به یاد بیاوریم سبک نوشتن احمد محمود را، با آن لحن گرم و گیرایش! با این حال از خواندن کتاب پشیمان نیستم. رزق من بود.
لو رفتن اختلاس مالی بابای سیامک و زندان رفتنش باعث میشود سیامک با گذشته خودش آشنا بشود.گذشته ای که شهید مهدی زین الدین توش نقش دارد. خب قسمت های مربوط به جنگ و خاطرات و کارهای حالبی که شهید مهدی زین الدین انجام دادند،خیلی خواندنی و دلنشین بود.اما ماجرای اختلاس بابای سیامک و پیدا شدند خانواده اصلی سیامک تکرار داستان های قدیمی و حوصله سربر ایرانی بود که آخر داستان یک پلیس بازی لوس و کسل کننده
This entire review has been hidden because of spoilers.
از صادق کرمیار رمان خوب نامیرا رو خونده بودم و ازش خوشم آمده بود ولی این کتاب تمام دید خوبی که داشتم رو خراب کرد. یک داستان به شدت کلیشه ای و همین طور خسته کننده که به زحمت خوندش رو تموم کردم وقتی یک نویسنده توانایی نوشتن یک قصه پلیسی مانند رو نداره، بهتره اصلا سراغش نره تا اینطوری داستان شاید قشنگ دفاع مقدسیش رو هم خراب نکنه
نه یک کتاب جنگی خوب ونه کتاب امروزی... دومین اثری که از آقای کرمیار خوندم کتاب بیشتر شبیه سریالهای زرد تلویزیونی که آخرش همه چی با خوبی و خوشی تموم میشه و همه خوشبخت میشن...