وقتی واقعیت و افسانه با هم قاطی میشن
خواندن سفرنامه مارکو پولو مثل سوار شدن روی یه قطار زمانه که هم زمان میخوای ازش لذت ببری و هم شک داری به همه چیزش 😅. مارکو انگار ۲۴ ساعت شبانهروز مشغول دیدن عجایب دنیای شرق بوده و خب طبیعیست که بعضی چیزها دچار اغراق یا حتی توهم باشه.
به نظر من، نمیشه مطمئن بود که همه جزئیات سفرش دقیقاً واقعی بوده باشه، ولی همین تخیلات و شگفتیها باعث شده داستان بامزه باشه. برای من، این کتاب یه جورایی خاطره کارتون بچگیمو کمی خدشهدار کرد—آخه هیچ کس نگفت مارکو یه دقیقه مواد نزن شاید واقعیت هم جذاب باشه 😂.
در کل، اگر دنبال تاریخ هستید، ممکنه ناامید بشید، اما اگر دنبال یک سفر پر از عجایب، روایتهای هیجانانگیز و نگاهی طنزآلود (از نظر من) به شرق دور هستید، میتونید اگر وقت اضافه دارید بهش اختصاص بدید.