Morteza Motahhari (Persian: مرتضی مطهری) was an Iranian Twelver Shia scholar, philosopher, and lecturer. Motahhari is considered to have an important influence on the ideologies of the Islamic Republic, among others. He was a co-founder of Hosseiniye Ershad and the Combatant Clergy Association (Jāme'e-ye Rowhāniyat-e Mobārez). He was a disciple of Ruhollah Khomeini during the Shah's reign and formed the Council of the Islamic Revolution at Khomeini's request. He was chairman of the council at the time of his assassination.
اخلاق، موضوع ساده و همه فهمی به نظر می رسد، همه ی انسان ها رفتار اخلاقی و غیر اخلاقی را درک می کنند. با تمام این ها اخلاق یکی از بزرگ ترین چالش های فلسفی است. مکتب های فلسفی معمولا تئوری های اخلاقی خود را با دو محور "تعریف اخلاق" و "منشا" آن تعریف می کنند. مکتب هندی اخلاق را هرگونه "غیر دوستی" می داند، اما این تئوری با توجه به این که بعضی از اعمال غیردوستانه مانند محبت مادری امری غریزی ست رد می شود. فلاسفه ی اسلامی عمل اخلاقی را هر نوع عمل غیردوستانه ای می داند که به فرمان عقل و ارادی انجام گرفته و سرمنشا آن به دور از عواطف انسانی باشد. کانت اما اخلاق را تماما امری فطرت می داند، او می گوید انسان هرگاه ندای وجدان خود را گوش دهد امری اخلاقی انجام داده است. کتاب در نظریه کانت به عنوان یکی از بزرگ ترین فلاسفه ی اروپا تامل بیشتری می کند و به زوایای گسترده تری می پردازد. در نهایت با توضیحات استاد مطهری، مطلق بودن معنای عمل اخلاقی و دیدگاه کانت در مورد تفاوت سعادت و کمال جنبه هایی از نظریه ی کانت هستند که به آن ایراد وارد است.
استاد مطهری توضیح می دهد هیچ کدام از این نظریه ها نادرست نیستند، آن ها تنها جامعیت مورد نیاز یک تئوری را ندارند.
یکی از مهم ترین مسائل بشر دعوی این امر است که اخلاق از دین جداست و می توان فردی قائل به اخلاق و در عین حال غیر معتقد به دین بود. استاد مطهری پس از توضیح این امر که امور اخلاقی در "فطرت" تمام انسان ها ولو غیرمتعقد، وجود دارد، موضوع گرایش به اعمال اخلاقی را با کمک گرفتن از آیات قرآن این گونه توجیه می کند که تمام مخلوقات که انسان را هم دربرمی گیرد، بدون این که لزوما خدا را بشناسند و بدانند او را پرستش می کنند و این امراخلاقی برخواسته از همان فطرت پرستشگرانه ست. آیت الله مطهری با این توضیحات نتیجه می گیرد که اخلاق تنها در چارچوب خداشناسی قابل توجیه است.
ایشان در ادامه در مورد وجود دو نوع "خود" در انسان توضیحاتی را ارائه می دهد. خودی که به دنبال کارهای غیراخلاقی ست و وجدانی که مانع آن کارها و یا سرزنش کننده ی انسان بعد از انجام اعمال غیراخلاقی ست. او با توجه به این که ما بعد از گوش کردن به ندای وجدان و اراده مان احساس خوبی داریم و از شکست اراده مان در مقابل اعمالی غیراخلاقی و خلاف عقلمان احساس ناراحتی می کنیم، نتیجه می گیرد که ما در چارچوب اراده و وجدان مان تعریف می شویم و آن ها را اصیل و شکل دهنده ی انسانیت می داند. نقش دین را هم در کنترل غرایز انسانی و چارچوب دهنده به آن ها می داند. چند مثال تاریخی هم برای این ادعا ارائه می شود.
پس از این بحث ها، چند سری سخنرانی دیگه در مکان های دیگه وجود داره که به نقد و شرح اخلاق راسل و اخلاق مارکسیستی پرداخته. و در سخنرانی آخر به طور دقیق و مشخصی به ادعای اخلاق بدون دین پاسخ داده شده و اثبات می شه که دین پایه و اساس اخلاق ه و اخلاق بدون پایه و اساس، امری با ثبات و دائمی نیست و پایبندکننده نیست.
× این کتاب مجموعه ی سخنرانی ست و این موضوع در عین مزیت بودن، یک ایراد هم هست. مزیت ش این ه که برای همه قابل فهمه و به شدت برای شروع فلسفه مناسب ه. اما ایرادش این ه که بحث ها مثل یک کتاب تخصصی فلسفی جزئی نگرانه و دقیق نیستند. هرچند که به نظرم این کتاب کاملا ارزش خوندن رو داره و به ویژه سخنرانی آخرش که توی یک مجلس نسبتا تخصصی ایراد شده، به شدت قابلیت این رو داره که اطلاعات انسان رو توی این حوزه ی فلسفی به طرز قابل توجهی گسترش بده و زاویه دید جدیدی رو برای انسان باز کنه.
فلسفه اخلاق جلوهای روشن از ذهن منظم و ژرفاندیش مرتضی مطهری است؛ اثری که در آن، اخلاق از حصار پند و اندرزهای متعارف فراتر میرود و به عرصه تأملات عقلانی و فلسفی قدم میگذارد. نویسنده با بیانی استوار و استدلالی سنجیده، خواننده را به سفری در بنیادهای ارزشهای اخلاقی میبرد و میکوشد نسبت میان عقل، فطرت، دین و فضیلت را با نگاهی دقیق واکاوی کند.
آنچه این اثر را ممتاز میسازد، قدرت کمنظیر مطهری در تبدیل دشوارترین مباحث فلسفی به گفتوگویی روان و قابلفهم است. استدلالهای منسجم، نثر شفاف و تسلط نویسنده بر موضوع، سبب شده است که کتاب، با وجود پرداختن به مفاهیمی عمیق، هرگز از همراهی خواننده بازنماند. در پس هر صفحه، میتوان دغدغه حقیقتجویی و ایمان راسخ نویسنده به توانایی عقل در کشف حقیقت را بهروشنی احساس کرد.
البته کتاب، فرزند روزگار خویش نیز هست. برخی از مباحث، متناسب با فضای فکری زمان نگارش اثر شکل گرفتهاند و ازاینرو، گفتوگوی گسترده با بسیاری از نظریههای معاصر فلسفه اخلاق در آن دیده نمیشود. با این همه، این کاستی از ارزش اندیشهای اثر نمیکاهد؛ زیرا هدف اصلی نویسنده، بنا نهادن چارچوبی عقلانی برای فهم اخلاق از منظر اندیشه اسلامی است و در تحقق این هدف، کتاب کامیاب و اثرگذار ظاهر میشود.
«فلسفه اخلاق» از آن دسته آثاری است که نهتنها دانشی بر اندوخته خواننده میافزاید، بلکه او را به اندیشیدن، پرسیدن و بازنگری در مبانی باورهای اخلاقی خویش فرا میخواند. کتابی که پس از پایانش، پرسشهایش همچنان در ذهن باقی میمانند و همین، نشانه ماندگاری یک اثر ارزشمند است.
فلسفه اخلاق مطهری سه تا سخنرانی داره آخرش مجموعا پنجاه صفحه از کل دوشست و پنجاه صفحه کتاب
که بد نیست
تبیین اخلاق راسل و مارکسیست هاست و دو تا نقد به اخلاق فایده گرا ارزش بررسی داره مابقی کتاب رسما منبره
و خب دست آخر هم فلسفه اخلاق مورد نظر خودش را ارایه نمی کنه و به چند روایت از پیامبر و امامان بسنده می کنه
فلسفه اخلاق صدرایی مهمترین چیزیه که بهش نیاز داریم و تکلیف اقتصاد و سیاستمون هم کاملا وابسته به اونه
فلسفه صدرا چه ناقص و چه کامل اگر فلسفه اخلاق نده بیرون اخته و بیفایده است
توی مارکس فلسفه اخلاق روی نگاه تاریخی سواره در راسل روی نگاه پوزیتویستی
ما از اساس فلسفه اخلاق نداریم و به تبع اون نظریه سیاسی و اقتصادی هم نمیتونیم داشته باشیم توی تاریخ ما احکام فقهی عهده دار عمل دینی ما بودن و ما به فلسفه اخلاق حتی احساس نیاز نکردیم فارابی با فلسفه سیاسی اش یه کارهایی میخواست بکنه که خب ناتمومه
از صدرا هم که درنمیاد
خلاصه اوضاع بیخ داره و این طوری ما به لحاظ فکری تا هزارسال دیگه هم توان هضم مدرنیته رو پیدا نمی کنیم
چون مدرنیته، عقلانیت قابل توسعه رو در اختیار داره و ما احکام مبتنی بر اخبار با قابلیت توسعه ی یک نقطه در قرن
مدتها بود که دوست داشتم کتابهای مطهری رو بخونم اما نمیشد. به بهانه دوره کتابخوانی که ثبت نام کردم بالاخره کلید این کار زده شد و بابتش خوشحالم.
کتاب با جمله جالبی آغاز شد اینکه هر کسی اخلاق رو یک چیز میدونه باعث میشه اخلاق با اینکه همه میگن میدونن چیه از مشکلترین لغات برای تعریف کردن باشه! واقعا اینکه هر مکتبی اخلاق رو چی میدونن خیلی متفاوت و گسترده است و تو این کتاب مطهری به این نظریهها پرداخته و نقدهایی که به آن وارد هست و در آخر هم اخلاق رو در اسلام توضیح داده. با اینکه مبحثی سنگین بود ولی نثر کتاب برام روان بود و حین خوندن کتاب حس خوبی داشتم
An introduction to critical view to western and eastern morality ideologies. It's a little about Islam idea but its not so deep or disscusable. It's too easy and good for start learning.
كتابيست بسيار اموزنده و انسان را وادار به تفكر ميكند.. ترجيح ميدم بارها بخونم و يادداشت برداري كنم بنابراين تاريخ اولين خوانش :28مهر ماه نودوهشت حوزه علميه الزهرا (س)/كتابخونه ي خوابگاه
"ما معنى أن يكون أحد الأفعال "أخلاقيا"؟" يناقش هذا الكتاب عدة جوانب من فلسفة الاخلاق وذلك بطريقة مختصرة وجذابة كعادة الشهيد المطهري. وفي الاخلاق بصورة عامة هناك أربعة نظريات رئيسية تتكلم عن الاخلاق وهي : 1- النظرية العاطفية 2- نظرية الوجدان 3- نظرية الارادة 4- نظرية الجمال وقد خصص اغلب الكتاب للتكلم عن النظرية الاخيرة باعتبارها المعتبرة في الفلسفة الاسلاامية . واعجبني في الكاتب كثرة اطلاعه ودراسته للفلسفات الغربية والفلاسفة والكتاب الغربيين . لكن كان هناك الكثير من الاخطاء في الترجمة لكن لم يسبب اي خلل في الفكرة العامة
کتابی بسیار دلنشین از سخنرانیهای استاد شهید مرتضی مطهری. بخشهایی از کتاب پاسخی است به سؤالهایی که هنوز هم در ذهن امثال من وجود دارد. محتوای کتاب بیشتر به کتابهای دیگر استاد مانند «انسان کامل» و «اسلام و نیازهای زمان» شباهت دارد.
البته برخی توجیهات مانند مفهوم «من ملی» برای جوامع پیشرفته به نظرم قانعکننده نبودند. من نقدی بر نظریهٔ زیبایی و پرستش در کتاب ندیدم و به نظرم خیلی بهتر میشد که این نظریات هم مورد نقد قرار میگرفت.