" فرمانده عراقی که از حاضر جوابیام خوشش نیامده بود، اخمی کرد و پرسید: «بچه جان! شما نترسیدی اومدی جنگ؟ چطور به خودت اجازه دادی با جیش العراق با اینهمه قدرت بجنگی... ببین این فرمانده ها چقدر قوی و بَطَل(پهلوان) هستند، آخه تو به این کوچیکی نمیترسی با اینا بجنگی؟» یک لحظه مکث کردم، در ذهنم کلمه ها را سبک سنگین میکردم، دلم میخواست جوابی بدم که از سوالش پشیمان شود، ازخدا کمک خواستم و گفتم:«من اومدم بجنگم، نیامدم با شما کشتی بگیرم که از هیکل های درشتتون بترسم... فقط فرقش اینجاست که شما چون بزرگ هستید، من راحت میتونم با صلاحم شمارو نشونه بگیرم و بزنم امام من چون کوچیک هستم شما راحت نمیتونید منو ببینید و بهم تیر بزنید.» سرباز به تته پته افتاده بود اما با این حال حرفهایم را ترجمه کرد. لبخند روی لبهای فرمانده ماسید."
کتابی قطور و پرحجم از سرگذشت یک نوجوان 13 ساله که انقدر جذاب بود در حدود سه چهار روز در ایام عید مطالعش به پایان رسید. در وصف این کتاب جذاب و شگفتانگیز و تعجب آور همین جمله مقام معظم رهبری بس که فرومدند: «خوب است سستپیمانهای مغلوبدنیاشده، نگاهی به امثال این نوشتهی صادقانه و معصومانه بیندازند، شاید رحمت خدا شامل آنان شود.» بخوانید تا بیشتر بدانید که این انقلاب چگونه و با چه زحمتها و خون دلهایی به دست ما رسیده است. زحمتهایی که حتی نوک انگشتی از آنها برای ما غیر قابل تحمل است.
همیشه معتقدم که باور به کار و هدفی و اعتقاد بهش میتونه یه جلوه دیگهای از انسانیت ما رو نشون بده و این باور سن نمیشناسه! ممکنه شصت ساله باشی و بدون باور و الزام به هدفی یا ممکنه سیزده ساله باشی و سراپا اعتقاد و صلابت! داستان داستان فضاییای نیست! کاملا معمولی و از دل داستانهایی است که درباره جنگ میشنویم اما باور قهرمان داستان، گاهی آدم را شوکه میکنه!
بنظرم سرگذشت این نوجوان ایرانی پر است از جهاد و آرمان خواهی درست و حقیقی این قسمت از زندگی آقای طحانیان یک الگویی برای نسلهای انقلابی، که ما میتوانیم را به نحو احسن به تصویر تاریخ می کشد، می تواند باشد. در طول این نوشتار شما ذره ای خمودگی در مقاومت نمیبینید. هر چه هست استادگی تمام و کمال هست. انقلابی که از دوران مدرسه انفجار نور را در محو کردن تاریکی نشان میدهد.
سرباز کوچک امام خاطرات آزاده(اسیر ۱۳ ساله جنگ تحمیلی) مهدی طحانیان به قلم فاطمه دوستکامی است. دو مسئله در این کتاب برای من تاملبرانگیز بود: . درک و فهم نوجوانی که در اصل به جوانی فهمیده میمونه و ادمی را در عجب فرومیبره که چگونه به این درجه از بزرگی میرسه که فارغ از سنش و از روی رضای خاطر، دنیای کودکانه خود را با سختی و رنج در راه خدا عوض میکنه و تا آخر ثابتقدم میمونه!!؟ . و در برابرش چگونه حقد و کینه انسانی را به رفتارهایی که حتی از حیوانات هم سرنمیزند، وامیداره!؟ رفتار بعثیهای عراقی نسبت به اسرا واقعا تهوعآوره و اینکه چرا در دنیای امروز این دست انسانها رشد فزایندهای داشتند(مثل داعش)!!؟ این کتاب دوست داشتم و سطر سطرش را با غم و اندوه خوندم.
وقتی که میخواستم کتاب سرباز کوچک امام را شروع کنم اول دو دل بودم. می دانستم موضوع کتاب درباره ی اسارت است. با خودم میگفتم حوصله ی فضای سیاه و دلگیر دوران اسارت را ندارم. ولی با این حال شروع کردم به خواندن. کتاب بسیار جذابی بود و خیلی چیزها یاد گرفتم. اینقدر کتابِ جذابی بود که دلم خواست من هم اسارت را تجربه می کردم. ولی جدای از این حرف ها اسیر های ایرانی بیشتر از آن چیزی که فکر می کنیم سختی کشیده اند و نامِ آزاده برازنده ی آنهاست. ۱۴۰۰/۸/۴
من این کتاب رو خیلی دوست دارم جلد کتاب رو که دیدم روحم تازه شد دلم برای این کتاب تنگ شده واقعا این آزاده عزیز در دوران اسارتش چه ها که نکرده دلم میخواد دوباره این کتاب رو بخونم چند جای کتاب واقعا غیر قابل وصف بود یک نوجوون چه قدر میتونه بزرگ باشه ( البته از این نوجوانان و جوانان کشور ما کم نداشته و نداره ) https://taaghche.com/book/42802