فاطمه سیاح نخستین استاد ایرانی است که با آگاهی از نظریات نقد ادبی جدید جهان نسل جوان ایران را با مبانی و معیارهای نقد ادبی علمی آشنا کرد. گفتارهای او در نقد و سنجش ادبیات با تسلط و آگاهی بر زبان و ادبیات روسی و فرانسوی و انگلیسی و آلمانی و ایتالیایی دارای آن چنان ارزش و اعتباری است که میتواند فصل مهمی از تاریخ نقد ادبی ایران را به خود اختصاص دهد. او بود که نخستین بار در رای و نظر شرقشناسان اروپایی دربارۀ ادبیات ایران تردید کرد و در ارزیابی اسناد و مدارک ایشان تحلیلهای انتقادی به دست داد. فاطمه سیاح گذشته از پژوهشگری در کار درس دانشگاهی استادی دانا و دانشمند بود. او شاگردانی چون پرویز ناتل خانلری، زهرا کیا (خانلری)، سیمین دانشور، احمد سمیعی گیلانی، ابوالحسن نجفی و بسیاری دیگر را پرورد که گذشته از آموزش و فرهنگ قدیم حاکم بر دانشگاه در جستجوی کسب مفاهیم نوین جهانی از ادبیات و هنر بودند. در این کتاب از آرا و نظریات فاطمه سیاح در ادبیات و هنر، که گاه در تاثیر معیارهای رئالیسم سوسیالیستی بوده، تحلیلی انتقادی شده است
پارسی نژاد متولد ۱۳۱۷ آبادان است.نوشتن را به جد و جهد از دوران دبیرستان آغاز كرده و از همان آغاز نیز گرایش نقد ادبی داشته است.زنده یاد سیروس طاهباز كه او نیز متولد آبادان بود، از تأسیس انجمن ادبی دبیرستان رازی آبادان یاد می كرد كه مهم ترین كار آن تهیه یك روزنامه دیواری بود و ایرج پارسی نژاد با آن همكاری داشت. پس از پایان تحصیلات متوسطه در زادگاه ،برای ادامه تحصیل در رشته ادبیات به تهران می آید و موفق به اخذ مدرك فوق لیسانس زبان شناسی دانشگاه تهران می شود.شوق تحصیل اما ماجرای تحصیلات پارسی نژاد را به این مختصر ختم نمی كند و او را ترغیب به عزیمت به انگلستان می كند.او به دانشگاه آكسفورد می رود تا در رشته ادبیات تطبیقی ادامه تحصیل دهد.پارسی نژاد موفق به اخذ مدرك دكترای ادبیات تطبیقی از دانشگاه آكسفورد انگلیس می شود. پس ازبازنشستگی به آمریكا عزیمت می كند و در دانشگاه UCLA به تدریس « مروری بر ادبیات كلاسیك فارسی » به زبان انگلیسی می پردازد.
واقعاً فلسفهی نوشتن این کتاب را نفهمیدم. تقریباً هیچ فرقی با این نمیکند که خود مجموعهمقالات فاطمه سیاح را بخوانید و تازه آن خیلی هم بهتر است، چون به این نتیجهگیری سادهانگارانه نمیرسید که نظریات فاطمه سیاح به دلیل ایدئولوژی مارکسیستی بیارزش هستند. به این میماند که کسی مقالات سیاح را بخواند و بعد بخواهد آنها را برای دیگران شرح کند، در حالی که مقالات آنقدر پیچیده نیستند که نیازی به شرح داشته باشند. خلاصه آنکه به نظرم مجموعهمقالات فاطمه سیاح را بخوانید و این کتاب را نخوانید، مگر به قصد عبرت