کتاب نیچه، عرفان و جهان ایرانی مجموعهی نوزده مقاله و متن سخنرانی دکتر حامد فولادوند است. وجه اشتراک این نوزده بخش نیچه است. تعدادی از بخش ها به تبارشناسی اندیشهی نیچه و رابطهی اندیشه اش با حکمت شرق میپردازند. بخشهای دیگری هم مثل «نیچه و آلبرکامو» و «پروست و نیچه» به تاثیرپذیری فلسفه و ادبیات از . اندیشههای نیچه میپردازند
در کتابی از نگاه یک فیلسوفی خوانده بودم که برای آشنایی کامل با فلسفه درکنار مطالعه پراکنده از مهمترین آثار همه فیلسوف های شناخته شده بهتر است برحسب نزدیکی با سلیقه اتان از یک فیلسوف ولی همه آثار آنرا به همراه نقد و تفسیر های مرتبط با وی را مطالعه کنید این جمله روی من تاثیر گذاشت و باعث شد از فلسفه نیچه که به نوعی خودم را با او همزاد میبینم شروع کنم بعد از مطالعه تقریبا همه آثار نوشته شده توسط خود نیچه به کتاب های تفسیر نیچه رسیدم از تفسیر های هایدگر، دریدا ، دلوز گرفته تا اینکه در نهایت به این کتاب حامد فولادوند در ارتباط با ربط نیچه و عرفان ایرانی.
برداشت شخصی من از مطالعه خود آثار نیچه این بوده که درست است نیچه همزمان بعد عرفانی آن هم از نوع شرقی هم داشته اما همانطور که خود نیچه میگوید: مثل مسافری میماند که ساعتش را برای صبح زود بلند شدن و عازم سفر شدن کوک میکند و بعد از آنکه صبح کمی زود از خواب بلند شده است برای مدت کوتاهی با علم به اینکه قدرتی در درونش هست که او را به زنگاه مجدد از خواب بلند کند به خواب میرود
بنابراین طبق این جمله که در پیشگفتار کتاب حکمت شادان آمده است و اتفاقا پروست هم در کتاب در جستجوی زمان از دست رفته خیلی به آن توجه داشته است بایست دقت داشت که شرط عرفانی گری از نگاه نیچه این سه مساله بوده است: 1- مسافر بودن یعنی همواره در حال حرکت و شدن بودن 2- از خواب بیدار شدن اولیه 3- ارتقای این قدرت درونی که بعد از خوابیدن مجدد قدرتی درونی آنرا برای گریز از خیال پردازی زیاد از خواب مجدد بیدار کند
با این تفسیر من فکر میکنم بله درست است که بر خلاف دکارت و کانت و هگل در دید نیچه همانند شوپنهاور دیدی عرفانی هم بوده است اما توجه کنیم که نیچه در اراده معطوف به قدرت به خدای درونی از نوع اسپینوزا توجه دارد یعنی چطور میشود افراد با اراده درونی خود را به مرتبه بالا برسانند تعریف لغت عرفان برای ما ایرانی ها با آنچه در اروپا از روی ترجمه gnosticism معنی میشود متفاوت است و به هیچ وچه منظور مطلقا خداباوری یا خداناباوری نیست بلکه تلفیقی از آن است به همراه توسل به استعاره و چند وجهی گرایی به جهت عدم امکان مطلق به حقیقت الهی
میدانیم نیچه در کتاب چنین گفت زرتشت و تقریبا در کل آثار خود دو حرف اساسی دارد یکی "اراده معطوف به قدرت" و دیگری "بازگشت جاودانه همان" در موضوع مرموز بازگشت جاودانه که البته نیچه هیچ وقت به طور مستقیم از آن حرفی به میان نمیاورد و عمدا آنرا زیاد تشریح نمیکند، بله درست است در این قسمت با نیچه ای عرفانی آنهم از روی اجبار به فراموشی و توسل به خیال به جهت ناتوانی عقل و ذهن برای رسیدن کامل به حقیقت روبرو هستیم اما در موضوع اراده معطوف به قدرت یعنی همان اراده ای که ما را از خواب مانده و نرسیدن به سفرمان نجات میدهد موضوع کاملا زمینی و عقلیست
در نهایت بر خلاف توجه یکسره عرفانی آقای فولادوند از آثار نیچه بایست جمله اولیه ای که از نگاه آن فیلسوف که در ابتدا گفتم را اینطور از دید خودم اصلاح کنم: برای آشنایی با یک فیلسوف بایست توجه آثار فیلسوف را در کنار توجه به زندگینامه شخصی خود وی، به حال و هوای زمان نشر آن اثر نیز معطوف کنیم یعنی بایست گفت بله نیچه مولف کتاب حکمت شادان نیچه ای عرفانی بوده است اما نیچه مولف کتاب فراسوی نیک و شر نیچه ای فیلسوف منتقد و تماما زمینی بوده است و این هم موضوع عجیبی نیست قابل درک است هر انسانی در طول زندگی اش مواقعی عرفانی فکر میکند حتی اگر انیشتنین هم در حل مساله نسبیت عام به اعتقادم نوعی معرفت درونی را جستجو میکند و اگر میشد مجموعه اشعار حافظ را هم از این نگاه خواند قطعا فرق حافظ زمینی و آسمانی برای ما روشن تر میشد
بنابراین به طور خلاصه "ابر انسان" نیچه منظور هم ابر انسان توان خواه با اراده معطوف به قدرت است و هم ابر انسانی که از راه شناخت و کشف شهود و اعتقاد همزمان به غریزه به دنبال تعالی و رشد فردی خود است برای پی بردن به همه ابعاد نیچه بایست انسان نیچه ای بود، انسانی بسیار انسانی...
در کتاب ”هفت زائر وادی عشق”، آقای دکتر ”حامد فولادوند” کوشیده اند در ترجمهی این اشعار به فرانسوی تا حد ممکن به متن اصلی وفادار باشند. در این مجموعه برخی از اشعار هفت تن از بزرگترین شعرای ایرانی گردآوریشده است. این اثر با نقاشیهای زیبای شادروان ”جعفر روحبخش” مصور شده است.