What do you think?


بیتابوت
بیتابوت دومین اثر لاله زارع در این مجموعه است. رمان اول او با نام جمجمهی جوان هم به معمای قتلی ده ساله میپرداخت.
این رمان، داستانی پلیسی است با دو کاراگاه دایره دهم اداره آگاهی تهران. ماجرا از ایستگاه راهآهن آغاز میشود جایی که یک چمدان مشکوک در سرویس بهداشتیِ آنجا پیدا میشود. هویت مقتول نامعلوم است و کشف آن ناممکن. تنها سرنخ سروان روزبه افشار و همکارش همین بسته مشکوک است که آنها را به سفری زیرپوستی در شهر تهران و حومه آن میبرد.
این رمان پیوندی برقرار میکند بین معمای قتلی مرموز و نوع نگاه جامعه ایرانی به آدمهای حاشیهای شهر. پیوندی نامرئی اما محکم که گاه بنیان اخلاقی جامعه را زیر سؤال میبرد.
این رمان، داستانی پلیسی است با دو کاراگاه دایره دهم اداره آگاهی تهران. ماجرا از ایستگاه راهآهن آغاز میشود جایی که یک چمدان مشکوک در سرویس بهداشتیِ آنجا پیدا میشود. هویت مقتول نامعلوم است و کشف آن ناممکن. تنها سرنخ سروان روزبه افشار و همکارش همین بسته مشکوک است که آنها را به سفری زیرپوستی در شهر تهران و حومه آن میبرد.
این رمان پیوندی برقرار میکند بین معمای قتلی مرموز و نوع نگاه جامعه ایرانی به آدمهای حاشیهای شهر. پیوندی نامرئی اما محکم که گاه بنیان اخلاقی جامعه را زیر سؤال میبرد.
- GenresCrime
218 pages, Paperback
First published January 1, 2017
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 25 of 25 reviews
January 3, 2019
تاثیر اولیهای که متن رو من داشت گرتهبرداری نویسنده بود. صفحه اول خیلی برای ورود به داستان مهمه و وقتی میخونی نوکیایش میلرزد، حس میکنی یه مترجم این متن رو ترجمه کرده، بدون اینکه بدونه ما تو محاورهمون نمیگیم اپل یا سامسونگم میلرزه. اگر اصراری به اشاره اسم برند باشه کلمه گوشی یا تلفن یا تلفن همراه یا موبایل باید بیاد قبلش. دلیلشم گفتم. فارسی زبون این جوری حرف نمیزنه.
بتمن هم کمیک استریپ نیست محض رضای خدا.
چشمزخم هم با طلسم فرق داره. کی با گرز روی طبل میکوبه؟
نویسنده شخصیتپرداز خیلی خوبیه. وقتی که روی جزئیات شخصیتهای فرعی گذاشته و تیپهایی که وارد داستان کرده باورپذیر و جذابن. شناختش از ژانر کارآگاهی عالی و بهکارگیری دانستههاش تو شکلدهی داستان جنایی با ریتم نسبتا تند قابل تحسینه.
من روایت داستان رو یکدست ندیدم ولی جابهجا تکنیکهای روایی جذابی ازش دیدم که حالم رو خوب کرد واقعا. تنوع ستینگ و شخصیتها هم جذاب بود.
از اینکه نویسندههای تازهکار کمفروشی ندارن و دار و ندارشونو میریزن وسط خیلی وقتها اثرشونو جذاب میکنه. تنوع و تعدد اتفاقات و ایدههای نویسنده خیلی زیاد و خوب بود، در حد یک چیز جدید و جالب تو هر چهار پنج صفحه. همین رو مقایسه کنید با یکی مثل موراکامی که هر پنجاه صفحه یک اتفاق مهمی تو داستانهاش میفته. اگر بخوام داستان جنایی ایرانی بخونم، حتما از آثار آینده این نویسنده خواهد بود و حتما بهتون پیشنهاد میدم خوندن این کتاب رو.
پ.ن: ضعفهایی که گفتم بیشتر به ناشر برمیگرده که یه ویراستار ادبی با سواد بالای سر کار نمیذاره تا مشورتی به نویسنده بختبرگشته برسونه.
بتمن هم کمیک استریپ نیست محض رضای خدا.
چشمزخم هم با طلسم فرق داره. کی با گرز روی طبل میکوبه؟
نویسنده شخصیتپرداز خیلی خوبیه. وقتی که روی جزئیات شخصیتهای فرعی گذاشته و تیپهایی که وارد داستان کرده باورپذیر و جذابن. شناختش از ژانر کارآگاهی عالی و بهکارگیری دانستههاش تو شکلدهی داستان جنایی با ریتم نسبتا تند قابل تحسینه.
من روایت داستان رو یکدست ندیدم ولی جابهجا تکنیکهای روایی جذابی ازش دیدم که حالم رو خوب کرد واقعا. تنوع ستینگ و شخصیتها هم جذاب بود.
از اینکه نویسندههای تازهکار کمفروشی ندارن و دار و ندارشونو میریزن وسط خیلی وقتها اثرشونو جذاب میکنه. تنوع و تعدد اتفاقات و ایدههای نویسنده خیلی زیاد و خوب بود، در حد یک چیز جدید و جالب تو هر چهار پنج صفحه. همین رو مقایسه کنید با یکی مثل موراکامی که هر پنجاه صفحه یک اتفاق مهمی تو داستانهاش میفته. اگر بخوام داستان جنایی ایرانی بخونم، حتما از آثار آینده این نویسنده خواهد بود و حتما بهتون پیشنهاد میدم خوندن این کتاب رو.
پ.ن: ضعفهایی که گفتم بیشتر به ناشر برمیگرده که یه ویراستار ادبی با سواد بالای سر کار نمیذاره تا مشورتی به نویسنده بختبرگشته برسونه.
December 27, 2018
چیزهایی داشت که اینقدر تو کتابهای فارسی کم دیدهم که صرفِ مواجهه باهاش هیجانزدهم کرد. مثلن قصهی پلیسی که تقریبن تا آخر از نفس نمیافته و نه خیلی زود لو میره و نه میفرستدت دنبال نخودسیاه. نثر تروتمیزی که بیویژگی نیست و توش توصیفهای دستمالیشده نمیبینی (یا کم میبینی). پرداختِ مفصل صحنهها و فکر کردن به جزئیات اجزای مختلف هر صحنه. هوشمندی تو انتخاب مکانها و شخصیتهای درگیر.
فقط میمونه حسرتِ رها شدن یه سری خط قصه (مثل قصهی پگاه یا ماجراهای خانودگی کارآگاه)؛ در عین اینکه حضورشون تو یه داستان پلیسی خوب و ضروری بود، انگار تأثیری روی چیزی نمیذارن، نه روی کارآگاه، نه روی خط قصه. ها، این تلاشش برای انسانیکردن روابط هم در عین اینکه لازم بود، دم دستی بود.
خلاصه بعد مدتها یه کتاب فارسی خوندم بعدش اسم نویسنده رو سرچ کردم ببینم چه کارهایی تا الآن کرده.
فقط میمونه حسرتِ رها شدن یه سری خط قصه (مثل قصهی پگاه یا ماجراهای خانودگی کارآگاه)؛ در عین اینکه حضورشون تو یه داستان پلیسی خوب و ضروری بود، انگار تأثیری روی چیزی نمیذارن، نه روی کارآگاه، نه روی خط قصه. ها، این تلاشش برای انسانیکردن روابط هم در عین اینکه لازم بود، دم دستی بود.
خلاصه بعد مدتها یه کتاب فارسی خوندم بعدش اسم نویسنده رو سرچ کردم ببینم چه کارهایی تا الآن کرده.
December 29, 2018
به به! یک کتاب پلیسی غیر قابل پیش بینی با جمله های ناب! فقط کاش روزبه و پگاهش بیشتر بود! پرستوهماهل آشیانه ساختن!
آنهایی که بخوانند می فهمند من چه می گویم!
آنهایی که بخوانند می فهمند من چه می گویم!
October 27, 2022
کتاب داستان پردازی نسبتا خوبی داشت. خواننده پا به پای کارآگاه جلو میره و گره داستان باز میشه.
اما بعضی جاها حجم توصیف های غیر ضروری باعث میشد داستان از روند پرونده دور بشه و جایی که نیاز به توصیف خیلی خوب و جزئیات داشت، این اتفاق نیفتاده بود.
همینطور رها شدن یه سری خط داستان یا شخصیت ها.
مثلا نقش پگاه چی بود؟
حضورش توی داستان بد نبود اما تاثیری روی روند داستان نداشت.
در کل برای یک بار خوندن بد نبود.
اما بعضی جاها حجم توصیف های غیر ضروری باعث میشد داستان از روند پرونده دور بشه و جایی که نیاز به توصیف خیلی خوب و جزئیات داشت، این اتفاق نیفتاده بود.
همینطور رها شدن یه سری خط داستان یا شخصیت ها.
مثلا نقش پگاه چی بود؟
حضورش توی داستان بد نبود اما تاثیری روی روند داستان نداشت.
در کل برای یک بار خوندن بد نبود.
February 21, 2019
این کتاب دومین اثر جنایی پلیسی نویسنده با شخصیت کارآگاه روزبه افشار است. چیزی که در این کتاب جالب بود و دوست داشتم، پیدا کردن قاتل از یک سرنخ کوچک است. داستان پیچیدگی های یک پرونده پلیسی را داشت و همچنین یکی دو خرده داستان مرتبط با موضوع. شخصیت پردازی قوی و اینکه نویسنده به خوبی از عهده تحلیل های آدمهای قصه اش به خصوص قاتل و سایر مجرمان برآمده، از ویژگی های بی تابوت است.
April 12, 2019
نویسنده این کتاب که من شخصا احترام خاصی برایش قائلم تمام سعی اش را کرده است تا بدترین رمان پلیسی تاریخ بشریت را بنویسد. من رمان از این بدتر در زندگیام نخواندم. رمانی که از بد هم بدتر است. به چند دلیل این رمان یک اثر به غایت بد و به غایت بی ارزش است:
1. گمشده در میان توصیف ها:
نویسندهای که از قدرتِ زبان ادبیاش شگفت زده شود، محکوم به مرگ است. این رمان پر بود از عباراتِ ادبی و توصیف های نو. تا اینجایش بد نیست زیاد. ولی وقتی در یک رمان پلیسی که باید تمرکز خواننده بر روی صحنه ها و لحظه ها باشد در یک پاراگراف 5 خطی 8 توصیف نو می آوری و می خواهی هنرنمایی کنی، نتیجه اش می شود افتضاحِ رمان بی تابوت
2. توصیف های ضعیف:
این رمان یک جا نیاز به توصیف خوب و درجه یک داشت و به گمانم کشتارگاه بود. بروید و یک بار دیگر این صحنه را بخوانید. توصیف از این بدتر در زندگی تان خوانده اید؟ من که نخوانده ام . توصیف های این رمان در جاهایی شبیه رمانس های معمولی میشد، خوب بود. ولی نویسنده اصلا بلد نبوده، فضا ها را خوب در بیاورد
3. پگاه چی بود این وسط؟:
معشوقه کارآگاهان پلیسی همیشه سوژه جذابی است. نویسنده هم سعی کرده بود با تقلید از آثار خارجی یک معشوقه در این رمان بگنجاند. ولی متاسفانه نویسنده یادش نبود که در یک رمان پلیسی استاندارد باید معشوقه تاثیر حداقل غیر مستقیمی روی پرونده و روند آن داشته باشد. دو نمونه موفق که الان یادم می آید، رمان خداحافظی طولانی است و رمان سگ های ریگا. بخصوص در دومی که معشوقه پلیس همراه و همگامش می شود، نه یک لعبتک مسخره برای پر کردن صفحات رمان
4. درسی برای یک پایان بندی بد:
نویسنده می خواسته با ضربه دیدن پلیسش در آخر رمان دلمان برایش بسوزد و بشینیم و به گفته های همکارش و داستانِ او گوش دهیم. خیلی جالب است که بعضی دوستان نوشته اند پایان غافلگیر کننده! بله من غافلگیر شدم، چون پایانش از آن چیز بدی که در نظرم بود بدتر و ضعیف تر بود
بر خلاف جمجمه جوان که بنظرم رمانی از دل بر آمده است. بی تابوت ضعیف، پر از تقلید و چیزی دمِ دستی و گنگ بود. امیدوارم نویسنده اش در رمانِ بعدی بهتر عمل کند و ما باخواندن رمانش کیفور شویم.
1. گمشده در میان توصیف ها:
نویسندهای که از قدرتِ زبان ادبیاش شگفت زده شود، محکوم به مرگ است. این رمان پر بود از عباراتِ ادبی و توصیف های نو. تا اینجایش بد نیست زیاد. ولی وقتی در یک رمان پلیسی که باید تمرکز خواننده بر روی صحنه ها و لحظه ها باشد در یک پاراگراف 5 خطی 8 توصیف نو می آوری و می خواهی هنرنمایی کنی، نتیجه اش می شود افتضاحِ رمان بی تابوت
2. توصیف های ضعیف:
این رمان یک جا نیاز به توصیف خوب و درجه یک داشت و به گمانم کشتارگاه بود. بروید و یک بار دیگر این صحنه را بخوانید. توصیف از این بدتر در زندگی تان خوانده اید؟ من که نخوانده ام . توصیف های این رمان در جاهایی شبیه رمانس های معمولی میشد، خوب بود. ولی نویسنده اصلا بلد نبوده، فضا ها را خوب در بیاورد
3. پگاه چی بود این وسط؟:
معشوقه کارآگاهان پلیسی همیشه سوژه جذابی است. نویسنده هم سعی کرده بود با تقلید از آثار خارجی یک معشوقه در این رمان بگنجاند. ولی متاسفانه نویسنده یادش نبود که در یک رمان پلیسی استاندارد باید معشوقه تاثیر حداقل غیر مستقیمی روی پرونده و روند آن داشته باشد. دو نمونه موفق که الان یادم می آید، رمان خداحافظی طولانی است و رمان سگ های ریگا. بخصوص در دومی که معشوقه پلیس همراه و همگامش می شود، نه یک لعبتک مسخره برای پر کردن صفحات رمان
4. درسی برای یک پایان بندی بد:
نویسنده می خواسته با ضربه دیدن پلیسش در آخر رمان دلمان برایش بسوزد و بشینیم و به گفته های همکارش و داستانِ او گوش دهیم. خیلی جالب است که بعضی دوستان نوشته اند پایان غافلگیر کننده! بله من غافلگیر شدم، چون پایانش از آن چیز بدی که در نظرم بود بدتر و ضعیف تر بود
بر خلاف جمجمه جوان که بنظرم رمانی از دل بر آمده است. بی تابوت ضعیف، پر از تقلید و چیزی دمِ دستی و گنگ بود. امیدوارم نویسنده اش در رمانِ بعدی بهتر عمل کند و ما باخواندن رمانش کیفور شویم.
May 15, 2019
خب این کتاب اولین کتاب جنایی ایرانی ای بود که خوندم. من خودم رو تقریبا فن ژانر جنایی میدونم و خب به نظرم این کتاب خوب بود. نکته خیلی مثبتش همین ایرانی بودنش بود. خیلی خوب تونسته بود حس و حال تهران رو در بیاره. شخصیت اصلی شخصیت جالبی بود و دوست داشتم که بیشتر راجع بهش گذشته و این که روابطش با مادرش چطوری بوده میفهمیدیم. روند حل ماجرا هم جالب و معقول بود مخصوصا برای من که از اون جنایی هایی که چند صد صفحه ان اما کل اتفاقا توی پنجاه صفحه آخر میوفته خوشم نمیاد. اگه طرفدار این ژانر هستید و دنبال یکم تنوع میگردید این کتاب کوتاه سبکیه و خوندنش خیلی کیف میده. من احتمالا بعدا کتاب های دیگه همین مجموعه رو هم بخونم.
January 30, 2019
خیلی امید داشتم در ادامه جمجمه جوان مسیر رو به جلوتر و جهش عظیم تری را مشاهده کنم که متاسفانه این گونه نشد...
July 16, 2022
بیتابوت. داستانی در ژانر جنایی و معمایی،به معنای واقعی. این کتاب ماجرای قتلی رو روایت میکنه که هیچ سرنخی نداره، حتی جنازه. تو یکی از روزهای عید، جسد مثله شدهای تو توالت ایستگاه قطار، تو چمدونی پیدا میشه. جسدی که نه سر داره، نه دست. تنها سرنخ برای کارآگاههای پرونده، دعای رمالی هست که تو چمدون مونده. دعایی که معلوم نیست از قصد تو چمدون بوده، یا سهوی. کتاب نثر روون و داستانی سرگرمکننده داره. به خوبی خواننده رو با معما درگیر میکنه و خیلی خوب و بهجا، سرنخها یکی یکی کشف و راز قتل برملا میشه. اگر دوست دارید داستانی ایرانی، جنایی و معمایی بخونید، این کتاب انتخاب خوبیه.
March 7, 2024
برای رمان ژانر ایرانی با توجه به تمام محدودیتها بد نبود البته که چندان هم پرقدرت نبود و توصیفات اضافی زیادی داشت.
August 9, 2024
از خیلی از کتاب های جنایی خارجی مشابه اگه بیشتر نداشت مسلما چیزی هم کن نداشت
May 18, 2019
لاله زارع اولین زنیه که در ایران داستان پلیسی_جنایی نوشته و البته از طرف برخی روزنامه نگاران لقب آگاتا کریستی ایران رو گرفته.
داستان بی تابوت در مورد سروان روزبه افشاره که روز اول عید با پرونده عجیبی رو به رو میشه.
چمدانی مشکوک در سرویس بهداشتی ایستگاه راه آهن پیدا میشه که داخلش جسد مثله شده زنی قرار داره و تنها سر نخ موجود تکه کاغذیست که در چمدان بوده.هویت مقتول نامشخصه و سروان افشار با همون تکه کاغذ هم باید قاتل رو پیدا کنه و هم هویت مقتول رو کشف کنه.
اتفاقاتی که در طی داستان رخ میده،مخاطب رو حسابی غافلگیر میکنه و تمام حدسیات خواننده رو رد میکنه.هرکدوم از رویدادها درست و سرجای خودش پیش میاد و داستان روی روندی معقول و منطقی پیش میره.
شخصیت پردازی بسیار قویه و شخصیت ها باور پذیر و واقعیان.خصوصا سروان افشار که نمونه تمام و کمال یک مامور تمام عیاره و مخاطب رو حسابی درگیر خودش میکنه.
ایده داستان بسیار جذاب و پر کششه.نویسنده سبک نوشتار خاصی داره و قلمش انقدر روانه که میشه کتاب رو توی کمتر از یک روز تموم کرد.
ریتم داستان کند و حوصله سربر نیست و از نقاط قوت داستان اینه که تا اواخر کتاب،داستان لو نمیره و نویسنده راز جنایت رو مخفی نگهمیداره و به اصطلاح دستش رو نمیشه.بی تابوت جزو کتابهاییه که حتی بعد تموم شدنش،همچنان ذهن مخاطب رو به چالش میکشه.
در نهایت اگر طرفدار این ژانر از رمان هستین قطعا این کتاب براتون جذاب و خواندنی خواهد بود.
داستان بی تابوت در مورد سروان روزبه افشاره که روز اول عید با پرونده عجیبی رو به رو میشه.
چمدانی مشکوک در سرویس بهداشتی ایستگاه راه آهن پیدا میشه که داخلش جسد مثله شده زنی قرار داره و تنها سر نخ موجود تکه کاغذیست که در چمدان بوده.هویت مقتول نامشخصه و سروان افشار با همون تکه کاغذ هم باید قاتل رو پیدا کنه و هم هویت مقتول رو کشف کنه.
اتفاقاتی که در طی داستان رخ میده،مخاطب رو حسابی غافلگیر میکنه و تمام حدسیات خواننده رو رد میکنه.هرکدوم از رویدادها درست و سرجای خودش پیش میاد و داستان روی روندی معقول و منطقی پیش میره.
شخصیت پردازی بسیار قویه و شخصیت ها باور پذیر و واقعیان.خصوصا سروان افشار که نمونه تمام و کمال یک مامور تمام عیاره و مخاطب رو حسابی درگیر خودش میکنه.
ایده داستان بسیار جذاب و پر کششه.نویسنده سبک نوشتار خاصی داره و قلمش انقدر روانه که میشه کتاب رو توی کمتر از یک روز تموم کرد.
ریتم داستان کند و حوصله سربر نیست و از نقاط قوت داستان اینه که تا اواخر کتاب،داستان لو نمیره و نویسنده راز جنایت رو مخفی نگهمیداره و به اصطلاح دستش رو نمیشه.بی تابوت جزو کتابهاییه که حتی بعد تموم شدنش،همچنان ذهن مخاطب رو به چالش میکشه.
در نهایت اگر طرفدار این ژانر از رمان هستین قطعا این کتاب براتون جذاب و خواندنی خواهد بود.
August 28, 2019
در راستای علاقهام به کتابهای پلیسی و معمایی، چهار یا پنج کتاب از نویسندگان ایرانی را که در سالهای اخیر در این ژانر منتشر شدهاند را نیز مطالعه کردهام (متاسفانه تا کنون آثار قدیمی ژانر جنایی و پلیسی را از نویسندگان بنامی چون حسینقلی مستعان و پرویز قاضیسعید نخواندهام.)
از بین آنهایی که خواندهام، دو اثر به کل متفاوت بودند و هر دو هم از یک نویسنده: این کتاب و جمجه جوان؛ از همین نویسنده.
هر دو کتاب، به ویژه اولی، به اعتقاد من آثار پرکشش و جذابی بودند که حتی بعد از اتمام نیز ذهنم را درگیر خود کردند. سروان روزبه افشار، شخصیت اصلی آنهاست.
توجه به وجوه روانشناسی شخصیتهای داستان، از جمله افشار از ویژگیهای مثبت هر دو اثر است؛ به گونهای که آنها را برای من مخاطب باورپذیر کرده بود.
به نظرم، گرهها و سرنخها نیز به خوبی در کنار هم چیده شدهاند. داستانها، روندی معقول و منطقی دارند. کنشها و واکنشهای شخصیتهای داستان، پیشبینیناپذیز و در عین حال پذیرفتنی است.
مدتی پیش مجید پاکزاد روزنامهنگار، در مطلبی با عنوان "چرا ایران ملکه جنایت ندارد"، که در بیبیسی فارسی منتشر شد، نوشت: "با توجه به قدرت نویسندگی لاله زارع در ترسیم فضای پلیس و جنایت در ایران و نیز معرفی شخصیت کارآگاه دنبالهدار در بیش از یک رمان، شاید بتوان او را اولین زن پلیسینویس سریالی قلمداد کرد. همچنانکه برخی روزنامهنگاران ایرانی عنوان آگاتا کریستی ایران را به او دادهاند. به اعتقاد من، این توصیف کاملا برازنده لاله زارع است.
از بین آنهایی که خواندهام، دو اثر به کل متفاوت بودند و هر دو هم از یک نویسنده: این کتاب و جمجه جوان؛ از همین نویسنده.
هر دو کتاب، به ویژه اولی، به اعتقاد من آثار پرکشش و جذابی بودند که حتی بعد از اتمام نیز ذهنم را درگیر خود کردند. سروان روزبه افشار، شخصیت اصلی آنهاست.
توجه به وجوه روانشناسی شخصیتهای داستان، از جمله افشار از ویژگیهای مثبت هر دو اثر است؛ به گونهای که آنها را برای من مخاطب باورپذیر کرده بود.
به نظرم، گرهها و سرنخها نیز به خوبی در کنار هم چیده شدهاند. داستانها، روندی معقول و منطقی دارند. کنشها و واکنشهای شخصیتهای داستان، پیشبینیناپذیز و در عین حال پذیرفتنی است.
مدتی پیش مجید پاکزاد روزنامهنگار، در مطلبی با عنوان "چرا ایران ملکه جنایت ندارد"، که در بیبیسی فارسی منتشر شد، نوشت: "با توجه به قدرت نویسندگی لاله زارع در ترسیم فضای پلیس و جنایت در ایران و نیز معرفی شخصیت کارآگاه دنبالهدار در بیش از یک رمان، شاید بتوان او را اولین زن پلیسینویس سریالی قلمداد کرد. همچنانکه برخی روزنامهنگاران ایرانی عنوان آگاتا کریستی ایران را به او دادهاند. به اعتقاد من، این توصیف کاملا برازنده لاله زارع است.
July 8, 2020
این رمان اولین تجربه من از ژانر جنایی بود ، پیش بینی ناپذیر بودن اتفاقات تنها مزیت این کتاب بود شخصیت پردازی ضعیف افشار کاراگاه جوان اما ظاهرن باهوش که حتی نمیتوانست با یک دختر ارتباط برقرار کند یا صفحه اینستا داشته باشد، و رفتارهای تلافی جویانه کودکانه با همکارانش داشت . نگاه یاشاید هم بیان نویسنده در مورد زنان را اصلا نپسندیدم، لفظ مرده ای بدکاره ، مرد سالمی که شغل و زندگی خوب داشته چطور حاضر شده زن قوزی بگیرد؟ وروحیه ی زنانه ی بهمنی و......و برام سوال شد که چرا دختر فلج که رابطه ی پنهانی داشته، زنی که کارگر جنسی است و قربانی و چند بار با لفظ بدکاره خطاب شده، حتی زنی که نگران برملا شدن ارتباط پنهانی اش برای شوهرش است ..چرا این زنان که رفتارشان مطابق هنجارهای اجتماعی نیست همه جای داستان حضورشان پر رنگ است ، چرا این کنش ها از یک زن شروع میشد ولی درگیر شدن ما با مردان که مقابل این زنان بودند خیلی کوتاه بود...!!!!!
November 3, 2020
در این رمان به نظرم بیشتر از هرچیز توصیف گری نویسنده جالب توجه بود و شاید نقطه ی قوتش بود. داستان اگر چه شاید به نحوی کلیشه ای -خیلی کلیشه ای- بود اما گره هایی که در اون قرار داده شده بود تقریبا به شکل قابل توجهی این مسئله رو جبران کرده بود. در مورد شخصیتها دو مسئله وجود داشت که به نظرم جای کار داره:یکی اینکه روی بعضی میشد بیشتر کار کرد و پخته تر ساختشون اما در نیمه راه رها میشدن، دوم اینکه اگر بکگراندی از کاراکتری بیان میشه باید تا انتهای داستان اون بک گراند تصویرش برای خواننده کامل شه که مثلا برای خود شخصیت اصلی داستان و رابطه ش با پدرش این اتفاق نیافتاد. در خصوص محیط و فضای داستان هم به ویژه زمانی که در اداره آگاهی سپری میشد، این فضا برای من غیرواقعی به نظر می رسید و انگار در حال خوندن یه رمان پلیسی در فضای کشوری دیگه هستم.
اما در کل و فارغ از هر بحثی به نظرم کتابی هست که ارزش یک بار خوانده شدن رو داشته باشه.
اما در کل و فارغ از هر بحثی به نظرم کتابی هست که ارزش یک بار خوانده شدن رو داشته باشه.
June 20, 2024
بی تابوت یک داستان جنایی ایرانی است که با پیدا شدن یک جنازهٔ مثلهشده در چمدان و در دستشویی راهآهن شروع میشود...
داستان شخصیتپردازی خوبی داره و تعداد اتفاقات و ایدههاش زیاده. بهطوری که خواننده قدمبهقدم با کارآگاه پیش میره و دونه دونه معماها رو حل میکنه و این وسط داستان لوس و بیمزه نمیشه و لو نمیره.
از نقاط ضعف داستان:
توصیفات جانبی و زیادی داره که گاهی حوصلهسربر میشه که این توصیفات هرچند قشنگ اما مناسب ژانر جنایی نیست.
مورد بعدی بیانتها گذاشتن چند خط داستانی بود.مثلا به خاطرات بد کارآگاه از خانوادهاش اشاره میشه اما در ادامه توضیحی دربارهش نیست.
یا آوردن پگاه، معشوقهٔ کارآگاه در داستان که هیچ تاثیری توی داستان نداشت.
در کل برای یکبار خوندن جالب بود و من توی یک نشست تمومش کردم.
داستان شخصیتپردازی خوبی داره و تعداد اتفاقات و ایدههاش زیاده. بهطوری که خواننده قدمبهقدم با کارآگاه پیش میره و دونه دونه معماها رو حل میکنه و این وسط داستان لوس و بیمزه نمیشه و لو نمیره.
از نقاط ضعف داستان:
توصیفات جانبی و زیادی داره که گاهی حوصلهسربر میشه که این توصیفات هرچند قشنگ اما مناسب ژانر جنایی نیست.
مورد بعدی بیانتها گذاشتن چند خط داستانی بود.مثلا به خاطرات بد کارآگاه از خانوادهاش اشاره میشه اما در ادامه توضیحی دربارهش نیست.
یا آوردن پگاه، معشوقهٔ کارآگاه در داستان که هیچ تاثیری توی داستان نداشت.
در کل برای یکبار خوندن جالب بود و من توی یک نشست تمومش کردم.
September 20, 2019
بی تابوت با یک ایده ی جذاب شروع میشه ... جسد مثله شده ی یک زن در ایستگاه راه اهن تهران ان هم در اوایل عید نوروز ... خب همه چیز برای فضاهایی ناب جاضر و اماده ست .خیابان های تهران از حوالی ناصر خسرو شوش تا معمای پیچیده قصه . سروان روزبه افشار افسری که از دوسال پیش تر با رمان جمجمه جوان پا به ادبیات فارسی گذاشته حالا اینبار پرونده پیچیده ای را دست گرفته ... همه چیز خوب پیش می رود و گره ها ارام ارام گشوده می شوند اما پایان کتاب دل چسب نیست .انگار نویسنده خودش هم تا اخرین لحظات نمی دانسته باید چطور ان را به پایان ببرد و بدون انکه حتی یک بار فرصتی به خواننده برای حدس زدن قاتل بدهد صرفا برای پیچیده نشان دادن رمانش به آن پایان بندی دست زده است ...
June 28, 2024
My rating: 3
در ادامه داستانهای کاراگاه روزبه افشار سراغ پرونده دیگه ای رفتیم . داستان به نسبت جلد قبل پیچیدگی و شخصیتهای بیشتری داشت . نویسنده موقعیتها و فضای داستان رو بیشتر توصیف کرده و این جلد نسبت ب جلد اول حجیم تره ولی در کل خوانشش سریع و روانه.
ولی من از داستان جمجمه جوان بیشتر خوشم اومده و تا چند روز منو درگیر خودش کرده بود مخصوصا حرکت آخر نویسنده در صفحات پایانی داستان. ولی در بی تابوت داستان اونقدر کشش نداشت برام داستانهای فرعی مثل ارتباط افشار با بهمنی یا افشار با پگاه هم خیلی مجذوب کننده نبود. فکر میکنم نویسنده بی دلیل شخصیت پگاه رو وارد داستان نکرد چون پایانی هم براش قرار نداد یه جور پنجره باز برای ورود به جلد سوم.
در ادامه داستانهای کاراگاه روزبه افشار سراغ پرونده دیگه ای رفتیم . داستان به نسبت جلد قبل پیچیدگی و شخصیتهای بیشتری داشت . نویسنده موقعیتها و فضای داستان رو بیشتر توصیف کرده و این جلد نسبت ب جلد اول حجیم تره ولی در کل خوانشش سریع و روانه.
ولی من از داستان جمجمه جوان بیشتر خوشم اومده و تا چند روز منو درگیر خودش کرده بود مخصوصا حرکت آخر نویسنده در صفحات پایانی داستان. ولی در بی تابوت داستان اونقدر کشش نداشت برام داستانهای فرعی مثل ارتباط افشار با بهمنی یا افشار با پگاه هم خیلی مجذوب کننده نبود. فکر میکنم نویسنده بی دلیل شخصیت پگاه رو وارد داستان نکرد چون پایانی هم براش قرار نداد یه جور پنجره باز برای ورود به جلد سوم.
This entire review has been hidden because of spoilers.
June 11, 2025
زمان جنایی نوشته لاله زارع نازنین
با نویسنده ی این کتاب از طریق کانال یوتیوب جنایی خوانی آشنا شدم
در اون کانال به بررسی پرونده های جنایی اغلب ایرانی میپردازن
ایشون حدود ۲۰ سال خبرنگار جنایی بودن
نکته ای که در خیلی از کتاب های جنایی ایرانی که اغلب هم بسیار ضعیف هستن آزار دهنده ست اینه که خواننده احساس میکنه نویسنده نه تنها با یک پلیس و کارآگاه مشورت نکرده بلکه تا حالا یک فیلم یا سریال یا کتاب جنایی خوب هم از نزدیک ندیده
مشکلی که در این کتاب اصلا دیده نمیشد
کتاب ریتم خوبی داشت
شخصیت اصلی داستان به خوبی معرفی شده بود
تنها مشکلی که میتونم بهش اشاره کنم کلیشه ی بستری شدن قهرمان پلیس داستان در عملیات گیر انداختن مجرم بود که توسط مجرم زخمی میشه
با نویسنده ی این کتاب از طریق کانال یوتیوب جنایی خوانی آشنا شدم
در اون کانال به بررسی پرونده های جنایی اغلب ایرانی میپردازن
ایشون حدود ۲۰ سال خبرنگار جنایی بودن
نکته ای که در خیلی از کتاب های جنایی ایرانی که اغلب هم بسیار ضعیف هستن آزار دهنده ست اینه که خواننده احساس میکنه نویسنده نه تنها با یک پلیس و کارآگاه مشورت نکرده بلکه تا حالا یک فیلم یا سریال یا کتاب جنایی خوب هم از نزدیک ندیده
مشکلی که در این کتاب اصلا دیده نمیشد
کتاب ریتم خوبی داشت
شخصیت اصلی داستان به خوبی معرفی شده بود
تنها مشکلی که میتونم بهش اشاره کنم کلیشه ی بستری شدن قهرمان پلیس داستان در عملیات گیر انداختن مجرم بود که توسط مجرم زخمی میشه
September 3, 2026
کتاب های لاله زارع من رو یاد کتاب های کاراگاه مگره میندازه
یه شخصیت واحد، کارآگاه افشار، در هر کتاب با جنایتی تازه مواجه میشه که به دایره اون ها ارجاع شده و به کمک همکارانش اون رو حل میکنه
در سبک داستانی کتاب با کارگاه جلو میری و داستان و معماها حل میشه، و تو در داستان قرار نداری که بتونی حدسی بزنی و معما برات روشن باشه
تو این کتاب یک چمدون با جنازه زنی پیدا میشه که قسمت هایی از بدنش جدا شده همراهش نسخه داروها و یک شماره برای یک دعانویس پیدا میشه
یه شخصیت واحد، کارآگاه افشار، در هر کتاب با جنایتی تازه مواجه میشه که به دایره اون ها ارجاع شده و به کمک همکارانش اون رو حل میکنه
در سبک داستانی کتاب با کارگاه جلو میری و داستان و معماها حل میشه، و تو در داستان قرار نداری که بتونی حدسی بزنی و معما برات روشن باشه
تو این کتاب یک چمدون با جنازه زنی پیدا میشه که قسمت هایی از بدنش جدا شده همراهش نسخه داروها و یک شماره برای یک دعانویس پیدا میشه
May 29, 2020
اولین کتابی بود که از این نویسنده میخوندم و میتونم بگم که یه جورایی فقط از سر وظیفه تمومش کردم. به هیچ وجه درگیر داستان و حل معمای مطرح شده نکرد من رو و خب از نظر من این مهمترین کاریه که یه داستان جنایی باید انجام بده. اما تلاش نویسنده برای نوشتن تو این ژانر قابل تقدیر بود و امیدوارم که در آینده شاهد آثار بهتری ازشون باشیم.
August 22, 2020
داستان خیلی جذاب پیش میره. شاید نتوان از داستان ایرانی دهه نود انتظار شرلوک هلمز و پوآرو داشت، اما انقدری کشش وجود داشت که در دو نشست کتاب رو تموم کنم. پیچدگی های داستای جنایی و اصول تعلیق خیلی خوب درش رعایت شده و شخصیت سروان افشار که از کتاب قبلی شروع شده خیلی خوب پرورده شده. منتظر ادامه کتابهای سروان افشار هستم.
January 11, 2019
چه نثر مرتب و چه داستان پرکششی. بسیار سرپا و جذاب بود و از پا نمی افتاد. پیشنهاد برای عاشقان ژانر.
November 15, 2021
زارع در ترسیم کارآگاه ایرانی از خیلی از نویسندگان جلوتر است اما پلات این رمانش به قوت اثر قبلی این مجموعه نیست
August 29, 2025
روند پیشرفت در پیدا کردن سرنخها گاهی انقدر دور و غریب بود که انگار بخش قابل توجهی از اون، توی ذهن نویسنده مونده و نتونسته با کلمات، بشینه روی کاغذ و بعد بیاد توی ذهن ما.
توصیفات دقیق و سنجیده پیش میرفت.
فضای ذهنیِ کارآگاه دوستداشتنی، تیره و بامزه بود.
نکتهی جذاب برای من این بود که نویسنده قلمی آمیخته با واقعیتهای جامعه داشت.
توصیفات دقیق و سنجیده پیش میرفت.
فضای ذهنیِ کارآگاه دوستداشتنی، تیره و بامزه بود.
نکتهی جذاب برای من این بود که نویسنده قلمی آمیخته با واقعیتهای جامعه داشت.
Displaying 1 - 25 of 25 reviews























