یه مدت دیدم یادداشت های زیادی از قرآن توی گودریدز میبینم و حس کردم شاید یه چالشه... بهش پیوستم و گفتم چند کلامی در باب این کتاب بنویسم: ایده متمایز کننده اسلام یا حداقل ایده ای که خودش معتقده با اون از بقیه ادیان حسابش جداست تاکید شدید به معنای توحیده قرآن چنان که از متن پیداست نه مطالبی جدید و روایاتی جدید بلکه مدعی بازتفسیر گذشته است داعیه دار به چنگ آوردن حلقه های گمشده گذشته است حلقه گمشده کیست؟ ابراهیم تز اصلی که بر سراسر کتاب سایه انداخته بازگشت به ابراهیم نبی است. ابراهیم به عنوان نماد تمام و کمال یکتا پرستی معرفی میشه داستان معروف که اول به پرستش ماه و ستارگان و خورشید می پردازه و نهایتا میگه من افول کنندگان را دوست ندارم!
متن قران جوهره تمام ادیان رو در ابراهیم می بینه ... کسی که اندکی صفحات ابتدایی قران رو هم خونده باشه متوجه میشه که بارها و بارها دین حقیقی رو دین ابراهیم معرفی میکنه و اعتقاد داره ادیان به میزانی که از ابراهیم دور شدند دچار انحراف از مسیر جوهر واقعی دین شدند
اما در کنار این ایده اصلی دیگر چند ایده حاشیه ای دارد که بسیار جالب توجه هستند برای فهم نکته اول میتونید به پیکر گردانی اساطیر ایرانی در قبل از اسلام و در شاهنامه فردوسی نگاه بندازید و این تاثیر رو ببینید گناه جمشید جم در اساطیر کهن دروغ بود اما در شاهنامه این شخصیت پیکر گردانی میشه و گناهش غروره!
مادر گناهان در اسلام غروره علت گمراهی شیطان چی بود؟ غرور تواضع فضیل محوری در دین اسلام و سرچشمه هدایته! اما چرا هدایت؟ این بر می گرده به ایده دوم قرآن : قرآن کلمه «آیه» به معنی نشانه رو گسترده دامن استفاده میکنه همه چیز نشانه است... حتی گردش خورشید ماه امااااا: «برای آنان که ببینند» قران علت گمراهی رو نه کمبود دانش بلکه سختی قلب در پذیرش حقیقت میدونه اکر دل نرم باشه نشانه ها بر اون تاثیر میگذارن بارها از این صحبت میکنه که انسان ها رو به بلا مبتلا کردیم تا تواضع کنن و بعد با تعجب میگه چرا نکردن! میشه گفت به یک معنا متن قرآن مدافع تجربه گراییه تا عقل گرایی و به یک معنا قرآن فهم حقیقت رو از دلالت پیشینی تهی میکنه _این نظر منه_:) این ایده قران رو بعد از مواجهه با اشعار حافظ متوجه شدم و برداشت های آزاد خواجه از متن قرآن شما رو متوجه نکات جالبی میکنه که بکیش اینه شما با تواضع و اظهار نیاز با نشانه ها که کم هم نیستن مواجه میشید و این راه هدایته و نه تفکر استدلالی
چون جا نیست بقیه چیزای جزیی تری که در مواجهه با متن میشه دید رو نمیگم اما این سه ایده بسامد بالایی در قرآن داشتن