Charlie Castle is a top movie star and an idealist whose years of compromise with his beliefs for the sake of a Hollywood career have resulted in the slow destruction of his personality. We see his struggles to escape from the net of insincerity and falsehood in which he has trapped himself, and his ultimate defeat.
Clifford Odets (July 18, 1906 – August 14, 1963) was an American playwright, screenwriter, and director.
Odets was born in Philadelphia to Louis Odets (born Gorodetsky) and Pearl Geisinger, Russian- and Romanian-Jewish immigrants, and raised in Philadelphia and the Bronx, New York. He dropped out of high school after two years to become an actor.
In 1931, he became a founding member of the Group Theatre, a highly influential New York theatre company that utilized an acting technique new to the United States. This technique was based on the system devised by the Russian actor and director Constantin Stanislavski. It was further developed by Group Theatre director Lee Strasberg and became known as The Method or Method Acting. Odets eventually became the Group's primary playwright.
هل من الممكن أن يفلت إنسان من العقاب على جريمته مهما كانت قدرته و مكانته في المجتمع؟ على الرغم من أن تشارلز بطل العمل استطاع أن يفلت بجريمة قتل أحد الأشخاص حيث دبرت شركة الإنتاج السينمائي التي يعمل بها أمر تقديم شخص برئ للعدالة بدلا منه إلا أنه يشعر بالتعاسة والحصار واضطراب في علاقته بشركة الإنتاج السينمائي التي تفرض عليه شروط مجحفة ويضطر للموافقة والاستسلام. وفي علاقته بزوجته التي ترفض ضعفه واستسلامه. وزملاء عمله. الكاتب كليفورد اوديتس وُلد أوديتس في فيلادلفيا عام 1906. من أصول يهودية روسية. ترك دراسته في المرحلة الثانوية ليعمل ممثل وكاتب. ارتبطت أعماله لفتره بهوليود والعمل السينمائي ثم تحول إهتمامه بتقديم أعمال مسرحية بنيويورك كتب العديد من المسرحيات الاجتماعية المؤثرة خاصة في فترة الكساد وألهمت أعماله اجيال لاحقة من اشهر الكتاب امثال أرثر ميلر
did a scene from this for acting class, knowing clifford odets life and how he sold out to Hollywood made this play resonate differently and a lot more sad than it already is.
one of Odet's last plays, he made also a film manuscript of the play when he was working for Hollywood, but the film got better reviews than the play...
درباره نمایشنامه چاقوی بزرگ نوشته کلیفرد اودتس ترجمه خاطره کردکریمی کلیفرد اودتس را نمیشناختم ولی میبینم از نمایشنامهنویسان عصر طلایی هالیوود و معاصر و همتراز آرتور میلر و تنسی ویلیامز بوده و از این بابت خوشوقتم. از سال انتشار نمایشنامه 1949 حدس میزدم این هم از انتشارات قدیم بنگاه ترجمه و نشر کتاب در زمان شاه است که انتشارات علمی و فرهنگی به چاپ جدید رسانده اما چاپ نخست است در سال ۱۳۹۷ و مترجم آن خانم کردکریمی بسیار جوان است. مایهدار بودن نمایشنامه از استحکام و پیچیدگی و قوت متن دیالوگها به خوبی پیداست با این وجود تم داستان برای امروز که هفتاد و چند سال از نوشته شدن آن گذشته تازگی و جذابیت بالایی ندارد ولی به لحاظ تاریخی فکر میکنم کماکان ارزشمند است. چالشهای سیستم استودیویی تولید فیلم با بازیگران و کارگردانها در دوران اوج سینمای کلاسیک داستان بهنسبت آشنایی است و نمونههای پرشماری از آن شنیدهایم ولی در همان زمان بیتردید از تازگی و جذابیت بالایی برای مردم برخوردار بوده است و فکر میکنم نوشتن چنین نمایشنامهای به دست کسی که خود در سینما و تئاتر آن دوران نقشی فعال و مهم داشته شجاعت بالایی میطلبیده است و شاید نشانهای از کوشش نویسنده برای مبارزه علیه نظام حاکم در سیستم استودیویی بوده است. خواندم که در همان مقطع انتشار به دست لی استراسبرگ بزرگ به روی صحنه رفته و بعدتر هم یک فیلم سینمایی به کارگردانی رابرت آلدریچ از روی آن ساخته شده که نشان میدهد در همان مقطع بهخوبی مورد توجه بوده است. ترجمه فارسی خانم کردکریمی به نظرم انشایی بسیار خوب و مستحکم دارد و نشان میدهد ایشان تسلط خوبی بر زبان انگلیسی و همینطور زبان فارسی دارد. از نحوه نگارش جملات گفتگوها میتوانم گفت که روی انتخاب کلمات و عبارتها خوب فکر شده و نتیجه روان و سلیس است. یک اشکال ویرایشی که دیدم و مکرر به چشم آمد و جای گلایه از ناشر نامدار دارد این است که همهجا "رو"ها را به "را" تبدیل کرده اند و این کار ویرایشی هم "رو"های محاورهای به معنای "را" را در بر گرفته هم بهاشتباه "رو"های محاورهای به معنای "رویِ". حتی "روبهراه" را تبدیل کردهاند به "رابهراه" (ص 101) و "رو" به معنای صورت را (ص 104). انگار همه "رو"ها را select all و replace کرده و دیگر بازبینی نکردهاند که اگر چنین بوده، برای ویراستار شرمآور است.
الممثل الاول لشركة انتاج سينمائي كبيرة في هوليود يرتكب جريمة ويتم التغطية عليها. وكان هناك شاهدٌ واحد يبتز الممثل وشركة الانتاج فتبدأ الاحداث بالتصاعد حتى حدوث النهاية السيئة. مسرحية لها مغزى يجب أن يفهمه القارئ بنفسه.. أن لا سر ممكن أن يبقى سرًا إلى الأبد. ويجب أن يعاقب المجرم على أفعاله اذا لم يتم بالقضاء العادل فالضمير احكم القضاة.
The last book in my reading challenge! My local theater group wants to do this as a play once COVID goes away, so I grabbed a copy offline. It’s overly dramatic and a bit overwritten. Should be interesting.