حدود سه دهه پیش وقتی نجف دریابندری کتاب چنین کنند بزرگان را ترجمه کرد، آن چنان مخاطبان و منتقدان مجذوب نثر شیرین و روان کتاب شدند که کم کم شایعه ای شکل گرفت. این شایعه که خیلی ها شاید الان هم به آن باور دارند این بود که اصلا این کتاب نوشته خود نجف دریابندری است و نویسنده ای به نام ویل کاپی وجود خارجی ندارد. کتاب به صورت طنز شرح تاریخ تمدن بود با محوریت جنگجویان، سیاست مدران، رهبران و شخصیت های سیاسی. نجف دریابندری همواره در پاسخ این شایعه توضیح می داد که البته نویسنده ای به نام ویل کاپی وجود دارد اما من این کتاب را به صورت آزاد ترجمه کردم. آن زمان ها اینترنت در دسترس همگان نبود و میسر نبود که با یک جستجوی ساده از صحت ادعای نجف دریابندری با خبر شد. آنقدر کتاب را شیرین ترجمه کرده بود که خیلی ها باورشان شده بود که خودش نویسنده کتاب است. حالا چند وقتی است محمود فرجامی ( مترجم بیشعوری) و فرزانه احمدی کتاب دیگری از ویل کاپی ترجمه کرده اند. این کتاب هم شیرین و بامزه است و فصل های کوتاهی دارد. هر فصل درباره یک حیوان است و با زبانی طنز برداشتی انسانی از پندار و کردار هر حیوان یا به تعبیر مترجمان جانور دارد. مثلا بخش ببر اینگونه شروع شده است: ببرها بسیار زیبا هستند، ولی وقتی بد می شوند نفرت انگیزند. بسیار هم شهوترانند، چون کار بهتری بلد نیستند و خب ما خودمان اینکاره ایم می دانیم وقتی آدم هیچ کاری بلد نباشد مجبور به اشرافی گری و شهوترانی می شوند. یا بخش سینه سرخ اینگونه شروع می شود: سینه سرخ خیلی هوچی و پر سر و صدا ست و به همین خاطر به او جارچی بهار می گویند. اواخر زمستان، قبل از روشن شدن هوا زیر پنجره اتاثق شما زیر آواز می زند و غیر از چند مکث کوتاه برای خوردن ناهار، آنقدر ادامه می دهد تا کارتان به تیمارستان بکشد. کار جالب مترجمان این است که از نجف دریابندری الگو گرفته اند و با ترجمه ای آزاد شیرینی این کتاب را برای خواننده دو برابر کرده اند.
یکی از موقعیتهای بسیار مهیج برای مفسران کلاغ زمانی بود که شروع کردند به این فکر که آیا کلاغ واقعاً میگوید قار! قار! قار! در حالی که بعضی مفسران جوان چپ بر این باورند که کلاغ میگوید کار! کار! کار! و بقیه اصرار دارند که میگوید یار! یار! یار! اما یک کلاغپژوه شجاع به این جا رسیده که کلاغها میگویند: زهرمار! زهرمار! زهرمار! ... به دلایل مشخص کلاغها برای بعضی بیشتر از بقیه باهوش به نظر میرسند. بالأخره ردای سیاه به تن دارند و پر سرصدا هستند. ص ۶۸
این دومین کتاب ویل کاپی بود که خوندم، کتاب قبلی "چنین کنند بزرگان بود". من از کتاب قبلی خیلی بیشتر لذت بردم تا این، درواقع شباهت هردو اثر این بود که اطلاعات چندانی نمیدادن اما کمی سرگرمت میکنن تا اینکه یه جاهایی دیگه خیلی خنک! و بیمزه میشه و حوصله ات از زیادی پی نوشت ها ممکنه سر بره. اگه یه سری اطلاعات خیلی خیلی سطحی و غیرکامل اما سرگرم کننده بخواید، این کتاب مناسبیه. درواقع هرجور دیگه نوشته میشد احتمالا واسه من کسل کننده میبود (پوینت مثبت.) با این وجود یه چیزی توی این کتاب همش کم بود واسم. نمیدونم چی ولی یه چیزی کم بود.
از انسان که بگذریم طوطی تنها جانوری است که خودش هم نمیداند راجع به چه موضوعی صحبت میکند. با این حال او هم بعضی وقتها مثل انسانها یک چیزهایی میگوید که دست بر قضا درست از آب درمیآید، اما ادعای الوهیت یا جادوگری یا فلسفهدانی نمیکند.
A series of two page profiles for a number of animals (including a section devoted to other humanoids). Cuppy displays a great deal of research and uses it well to make his profiles quite funny. The style of comedy is very subtle, making it easy to miss if the reference isn’t known.
I wasn’t wildly impressed with this book. I did enjoy it and it truly is very funny, but it left me feeling a bit empty; it’s like a meal that just isn’t as filling as expected. Finishing, I couldn’t help but to feel that I could have much better spent my time with a different selection. That being said, however, it truly is quite funny and I certainly wouldn’t say that it’s a bad book.
Just to give a sense of what to expect, here is a passage: “When standing beside a mimosa the Giraffe is indistinguishable from the tree except that he has four legs and a head and a tail. Some hunters will stalk a mimosa tree for days without getting results.”
Ultimately, I found that the introduction by P.G. Wodehouse was the best part of the whole book (not only because Wodehouse is awesome, but also because all the best passages from the book to follow are quoted there).
La prima cosa che ti chiedi leggendo questo libro delirante è quali strumenti abbia utilizzato l'autore per questa carrellata zoologica. Io me lo immagino con: -una mappa dell'encefalo con una legenda molto dettagliata dei punti anatomici; -una mappa di antropometria umana e comparata; -le immagini delle scimmie antropomorfe e loro descrizioni; -le immagini degli uccelli, belli e brutti; -immagini di belve ed animali esotici; -una ricerca maniacale sulle sottospecie vere o fatte passare come tali di tutto il mondo; -nomi di personaggi legati alla storia naturale, all'antropologia o alla zoologia, anche in questo caso veri o presunti (chi va a controllare?); -una fantasia nello sfottere gli inglesi e la loro erudita pedanteria, con lo stesso loro senso dello humor ; -tante altre informazioni di dettaglio, "dotte" citazioni da studiosi tra cui Aristotele e Plinio il Vecchio (almeno questi due sappiamo che sono esistiti) e qualcosa d'altro che mi sfugge.
Alla fine tutti questi animali, o ominidi, non sono altro che caricature umane che l'autore antropomorfizza facendone risaltare soprattutto i difetti. Il tutto con uno stile più che divertente, esilarante. Qualche chicca:
-L'uomo di Heidelberg ha sviluppato la mascella parlando una lingua agglutinante e piena di ümlaut. -Il Babbuino Sacro degli Egizi è stato identificato come Thot, il dio della critica letteraria.
Le note, assolutamente da leggere, sono in pratica un altro libro tanto sono estese:
-Gli Gnu vengono usati da un certo tipo di autore per fare giochi di parole pessime come "Happy Gnu Year!" -A proposito degli orsi polari: In realtà gli abitanti della Kamchatka non sono mai così belli come quando si coprono la faccia. Oltre agli Orsi hanno nebbia, carestie, vulcani, epidemie di isteria artica, mirtilli e apparecchi radio.
This is a book of snippets about birds and monkeys, plus other mammals and even a few primitive people. Cuppy was a notorious bird hater, so you can imagine how hilariously he deals with them. It must have done him good to write this one! This is certainly not his best book, but contains many quotable lines. For example, "All modern men are descended from a wormlike creature, but it shows more on some people." Or, "It is a good thing to keep out of the Arctic if you look like a seal." The illustrations are not as high quality as those of his other books, but are appropriately bizarre. With Cuppy you really can't go wrong. Another very funny book, but not recommended to oversensitive bird lovers.
A friend lent me this book, and it was a complete surprise - I found myself laughing to the point of tears - and not knowing why! A strange man, and very funny.
I'm a huge Will Cuppy fan, period and I've read this book many times. It maybe isn't his best collection of 'writing in chunks' but it is still Will Cuppy. That is all one needs to say.
This is the funniest book I've read in a long time. It's just a series of short essays on various animals that originally appeared in magazines. Even the footnotes are a laugh. In fact, the footnotes may be the best part.
با توجه به تعاریف از کتاب دنبال کتابی بودم که پشت داستان حیوانات درباره انسانها صحبت بشه که همون اول مقدمه کتاب برداشت اشتباه خودم از تعاریف رو فهمیدم و فقط کتابی با طنز مایه کم بود