The School of Life is a global organisation helping people lead more fulfilled lives.
We believe that the journey to finding fulfilment begins with self-knowledge. It is only when we have a sense of who we really are that we can make reliable decisions, particularly around love and work.
Sadly, tools and techniques for developing self-knowledge and finding fulfilment are hard to find – they’re not taught in schools, in universities, or in workplaces. Too many of us go through life without ever really understanding what’s going on in the recesses of our minds.
That’s why we created The School of Life; a resource for helping us understand ourselves, for improving our relationships, our careers and our social lives - as well as for helping us find calm and get more out of our leisure hours. We do this through films, workshops, books and gifts - as well as through a warm and supportive community.
"مصیبتهای شاغل بودن" از اون کم حجمهای مقویه! کتابی کوتاه و خوش خوان با ترجمهای تمیز. کتاب ده فصل داره، فصل اول مقدمه و فصل آخر نتایج و جمع بندیه. تو ۸ فصل دیگه جنبهها و مصیبهای شاغل بودن بررسی میشه که عبارتند از: تخصصی شدن/استاندارد کردن/ تجاری سازی/ مقیاس/ رقابت/ همکاری/ برابری فرصت و شایستهسالاری بعضی از فصلها رو خیلی خوب درک میکردم اما بعضی بخشها گیج میشدم و احساس میکردم هنوز راه درازی پیش روی منه تا به درکشون برسم. این کتاب فقط برای شاغلین نیست، بلکه خوندنش به نظرم برای هرکسی که میخواد یه کاری ، خصوصا گروهی، رو شروع کنه واجبه! به نظر من یه سری استراتژیها و راهکارها بین داستانها و توضیحات کتاب هست که به کار گیریشون توی زندگی روزمره میتونه موثر باشه. من این کتاب رو دوست داشتم و دلم میخواد ۳_۴ سال دیگه که دوره فوقم تموم شد یک بار دیگه بخونمش ^__^
این کتاب در مورد شاغل بودن توی دنیای مدرن و نظام سرمایهداری است که رضایت و کامیابی در شغل امری مشکل است و اگر احساس شکست کنیم دلیل مطلقش خود ما نیستیم بلکه سیستمی که در اون زندگی میکنیم هم موثره. توی این کتاب میاد ۸ تا دلیل رو بیان میکنه و در حد چند صفحه کوتاه هر کدوم رو توضیح میده که چرا شغلمان مأیوس کننده است و قصد هم نداره اونها رو از بین ببره و فقط میخواد با گفتن اینها از بار این مسئله که فقط خودمون مسئول هستیم بکاهد. ۱. تخصصی شدن که باعث محدودیت در تواناییهای ما میشود ۲. تمرکز سرمایه، انگیزهی شخصی ما را پس میزند ۳. انتخاب مصرفکنندهها، باعث میشود که شغل ما جنبهی تجاری پیدا کند. ۴. مقیاس صنعت باعث میشود فاقد معنی در کار شویم ۵. رقابت باعث تنش دائمی میشود. ۶. همکاری ناخواسته باعث تنشزایی میشود ۷. اهداف بلند و عدم توانایی در رسیدن به آن باعث میشود زندگی برایمان تلخ شود ۸. نظام شایسته سالاری، باری از مسئولیت سنگین در برابر نقاط ضعفمان بر دوش ما میگذارد.
به نظرم این کتاب خیلی مختصر و مفید هر کدوم ازین دلایل رو توضیح داده و قصد نداشته خیلی عمیق وارد هر کدوم بشه و خوب من فکر میکنم تمامی کتابهای موسسه زندگی تا حدی همین طور هستند چون مخاطب رو همهی مردم در نظر میگیرند و با همون هدف کاستن از رنج مردم پیش میروند. برای همین برای منی که کلا مطالعهی تخصصی در این زمینهها نداشتم خیلی نکات جالبی داشت تا بخوام بیشتر برم درموردشون بخونم مثل نظر مارکس دربارهی تخصصی شدن (حقیقتا خیلی ایدهآل بود.) یا این که شایسته سالاری کاری کرده که فقیر بودن یک شخص خیلی دردناکتر و حادتر باشه چون که حالا افراد شکستخورده به جای این که بدشانس باشند بازندهاند ولی فکر میکنم کتاب برای کسی که در زمینه سرمایهداری و اقتصاد مطالعه زیاد داشته خیلی حرفی برای گفتن نداشته باشد شاید نهایت بخشی که دربارهی همکار گفته جالب باشه.
یه انتقادی هم به ترجمه داشتم من متن اصلی رو ندیدم ولی بعضی پاراگرافها نامفهوم و گنگ بودند که چند بار میخوندمشون و متوجه نمیشدم و به فرد دیگهای هم نشون دادم اونم تایید کرد که گنگه و ازونجا که مخاطب کتاب عامه و متن تخصصی هم نیست این روون نبودن بعضی قسمتها آزاردهنده بود.
آیا از شغل خود رضایت ندارید؟ آیا فکر می کنید استعدادهای زیادی دارید که در شغل کنونی تان هیچ اهمیتی به آنها داده نمی شود؟ آیااز اینکه در شغلتان خلاقیت شخصی هیچ نقشی ندارد ناراحتید؟ آیا شغلتان تکرار یک ریتم ثابت است و به هیچ هدفی شما را نمی رساند؟ آیا شغلتان احساس مفید بودن را از شما گرفته؟ آیا از همکارانتان ناراضی هستید؟ آیا فضای رقابت در محل کارتان اذیت کننده است؟ ... نگران نباشید! کافی است کتاب "مصیبتهای شاغل بودن" را بخوانید :)) این کتاب واقعا در حجم کم می تواند به خواننده کمک کند که تا حدی احساس بد خود نسبت به شغلش را برطرف کند. "مصیبت های شاغل بودن" توضیح می دهد هشت دلیلی که باعث ایجاد حس نارضایتی از کار در ما می شود، ربطی به شغل بخصوصی که ما انتخاب کرده ایم ندارد و تقریبا همه شغلهای مدرن این ویژگیها را دارند. به عبارت دیگر این کتاب به ما دید واقع بینانه ای می دهد که دست از افسوس خوردن و آه کشیدن و نق زدن درباره شغلمان برداریم و ویژگی های منفی آن را که بین همه شغلهای مدرن عمومیت دارد، بپذیریم و تحمل کنیم. ترجمه کتاب جالب نیست ولی حجم کم کتاب (80 ص) و سادگی مطالب به گونه ای است که منظور نویسنده به خوبی دریافت می شود.
کتاب چند تا نکته خوب و جالب توجه داشت که من دوسش داشتم، این دو ستاره رو هم واسه همون نکات دادم. از طرفی با توجه به حجم کمی هم که داشت در همین حد دریافت از کتاب برام کافی بود. فکر میکنم مشکل اصلی از ترجمه بود که گاهی باعث میشد نوشتهها قابلفهم نباشه. لینک کتاب در طاقچه: https://taaghche.com/audiobook/84265/...
از آلن دوباتن کتاب "تسلی بخشی های فلسفه" رو خونده بودم و بنظرم کتابی عالی در شروع خوانش ژانر کتب فلسفی محسوب میشه و به همین دلیل دوست داشتم کتابای دیگه ای از این نویسنده بخونم که این کتاب و خریدم.
کتاب و در دو هفته تونستم تموم کنم، به این دلیل که جذابیت لازم رو برای زودتر به اتمام رسوندن نداشت و شاید مشکل از ترجمه بود.
با اینحال کتاب نکات خوبی داشت و بنظرم تسلی بخشی در زمینه شغلی محسوب میشه، چون آلن دوباتن میخواست به این نکته برسه که درک نکات ضعف فعالیت کاری،باعث از بین رفتنش نمیشه،اما بار مسیولیتش رو که فقط بدلیل حماقت و بی تجربگی ما بوده رو از بین میبره.
اشاره میکنه که شغل چقدر میتونه در شکل گیری شخصیت ما تاثیر گذار باشه و اولین سوال در ملاقات با شخصی جدید، از ما اینه: «شغل شما چیست؟»،و اگه پاسخ ما به اندازه کافی براش جذاب نباشه، بلافاصله متوجه بی علاقگی طرف مقابل نسبت به خودمون میشیم، و میبینیم برای اکثر جامعه بشری،بودن و نبودن ما تفاوت چندانی نداره، و این از تسلی بخشی های آلن دوباتن که میخواد بگه این اندوه فقط برای ما نیست و برای عموم بشریت مشترکه و باید در برابر شکست های خود و دیگران مهربان تر باشیم.
ما مجبوریم فقط یک شغل و یک گزینه رو انتخاب کنیم و سالها همون شغل رو داشته باشیم و تکرار کنیم،ما مهارت ها و استعدادهای دیگه ای هم داریم که بدلیل شرایط کاری،هرگز شانس زندگی کامل بهش داده نمیشه، و بسیاری جنبه ها و استعدادهای کاری دیگه، در نطفه خفه میشه،شکوفا نمیشه و این هزینه ایه که در برابر تخصصی بودن در یک کار ،در دنیای کاری امروز میپردازیم.
جوامع پیشرفته گزینه های زیادی رو برای موفقیت پیش روی ما قرار میده ولی تاثیر نهاییش در راستای شرمساریه ،به این دلیل که امکان بدست آوردنش راحت نیست و برای پر نشدن این شکاف با عصبانیت و شرمساری،باید جاه طلبی خودمون و هدف هامون رو محدود کنیم.
وقتی شغلی داشته باشیم که فاقد درجه ای از اختیار،سلیقه شخصی و خلاقیته، و فقط موظفیم از دستورات پیروی کنیم،نتیجه اون جز شغلی خسته کننده نمیشه که باعث میشه تقریبا انرژی دیگه ای برای صرف کردن به زندگی شخصی نداشته باشیم و در واقع"تعدادل بین کار و زندگی"بی معنا میشه و داشتن یک ارتباط رمانتیک در چنین شرایطی دست نیافتنی میشه، چون ذهن ما به دلیل نگرانی ها و وظایف شغلی جایی برای داشتن رابطه خوب با شریک زندگی باقی نمیزاره، و نتیجه داشتن یک ذهن پرآشوب کاری،چیزی جز غر زدن و حسرت کشیدن و سکوتهای طولانی نیست ،و این موقعیت نیاز به همدردی بالایی داره و دوباتن قصد داره بگه تنها ما دلیل عدم موفقیت در زندگی نیستیم.
به نظرم هرچقدر نویسنده تلاش داشته راحت و روان در مورد کنار اومدن با مسائل و مشکلات شاغل بودن بنویسد، مترجم نتونسته راحت ترجمه کنه. باید هر جمله رو چند بار میخوندی تا بفهمی منظور چیه! در کل کتابهای دوباتن به دلایل مختلف دچار سانسور و ترجمه بد میشن. (جستارهای در باب عشق) رسما تیکهپاره ترجمه شده بود. اگر میتونید کتابهاش رو زبان اصلی بخونید. و سعی کنید با نظام سرمایهداری و مصائب شغلیتون کنار بیاید!!
یه کتاب خوب و جمع و جور که خیلی خوب دلیل رضایت نداشتن از کار رو بیان میکنه. اگه یک درصد فکر میکنین وقتی شغل دارین یه مصیبتی بهتون اضافه شده این کتاب خیلی میتونه کمک بکنه به خاطر این که آلن دوباتن ��یدی انتقادی داره نسبت به این که همهی نارضایتی ماها از شغلهامون و شرایط کاریمون به خاطر خودمون نیست بلکه تا حدی دلایل محکمی از نظام سرمایه داری و اقتصاد امروزه این شرایط رو به وجود آورده. به نظرم این کتاب معیارخوبی هم میتونه باشه برای این که از شغلتون رضایت دارید یا نه چون خیلی دقیق و کوتاه تو ۹ بخش جنبههای مختلف این موضوع رو بررسی کرده
کتابی بسیار خواندنی، با ترجمهای افتضاح. حدود ۲۰ صفحهٔ آخر، کیفیت ترجمه از اون وضعیت ماشینی و بیروح اول هم بدتر شد و چندتایی جملهٔ بیسروته و حتی غلط هم داشت! کلا هر کتابی از کتابسرای نیک گرفتهم، آخرهاش شدیدا سرسری سمبل شده
باید پذیرفت که اندوه و پریشانی در شغلمان هست، و این مسئله صرفا مختص ما نیست، دیگران هم به این وضعیت دچارند. شاید با پذیرش این، بتوانیم به این برسیم که خودمان را بابت شکستهایمان ببخشیم و با شکستهای دیگران هم مهربانانهتر برخورد کنیم
کتاب توضیح میدهد که عامل نارضایتیها، استرسها و شکست خوردنهایمان (در زمینه کار و شغل) برخلاف تصور، فقط خودمان نیستیم و عوامل مهم دیگری دارند؛ عواملی که عمدتا بعد از انقلاب صنعتی و ماشینی شدن کارها به وجود آمدند.
کتابی خوب، ساده و مختصر و در عین حال کارآمد و روان که به راحتی طی دو سه روز قابل خوندن هست. نکته مهم این کتاب همین کوتاهی و به دور از توضیح واضحات بودنش بود که برای درک یه موضوع نیازی به ۱۰ تاداستان نیست و میشه به زبان ساده اون مطلب رو بیان کرد و خواننده رو راضی کرد.
حداقل در کشور های در حال توسعه انسانها قسمت اعظمی از عمر خود را برای اشتغال و تامین نیازهای اولیه ی خوراک و پوشاک میگذرانند و اکثرا مجبور به اشتغال در کاری هستند که با علایق و تخصصشان فاصله دارد دوباتن با آموزشها و جملات تسکین دهنده ی این کتاب با اعتراف به مصیبت برای شاغل بودن در عنوان جلد خواننده را روان درمانی میکند تا بتواند بیشتر دوام آورد و دچار فرسودگی شغلی نشود. https://taaghche.com/book/61472/
برعکس نظر دوستان، بهنظرم ترجمه خوب و روون بود. نقد من به خود نویسندهست. کاش ایشون همون کتابهای عشق و عاشقی رو بنویسه و وارد حیطهای که تخصصی توش نداره نشه. کتاب کلا احساسی و به دور از منطق و غرغر به کاپیتالیسم بود. درصورتیکه ایشون نگفتن آلترناتیوِ به قول خودشون «نظام سرمایهداری» چیه؟ فقط یه غول بیشاخودم از «نظام سرمایهداری» درست میکنه و خواننده رو با یه تسکین موقتی رها میکنه. من ایشون رو زیاد نمیشناسم ولی از طرز نوشتهشون میشه فهمید تمایلات چپ دارن.
مشكل دنياي مدرن اين است كه ما را به سمت انتظارات بسيار بالا سوق مي دهد و باعث روياپردازي مي شود و سپس ما را با حس تلخ شكست تنها مي گذارد. *** الزام اين كه در محل كار بايد خوش اخلاق باشيم داستاني است كه هنوز به آن عادت نكرده ايم. *** همكار موجودي است كه در بازه هاي زماني در وضعيت هاي پر استرس و پيچيده او را تحمل كرده ايم و يكي از بزرگ ترين عوامل تهديد كننده آرامش، خويشتنداري و سلامت ذهن ماست
اصلا از خواندنش لذت نبردم. نمیدانم مربوط به ترجمهاش بود یا اصلِ نوشته؛ گمانم از هر دو بود. احساس میکردم جملات یک پاراگرافش ربط منطقیای با هم ندارند. علاوهبراین بعضی جملات ساختار ناقص داشتند.
کتاب "مصیبتهای شاغل بودن" اثر آلن دو باتن، یکی دیگر از کتابهایی است که این نویسنده و فیلسوف معاصر در مجموعه مدرسه زندگی نوشته است. آلن دو باتن در این کتاب مفید، به یاری افراد شاغلی آمده است که مدام به خاطر موفق نشدن، ثروتمند نشدن، ترفیع رتبه نگرفتن، عقب ماندن از رقبا و هدر رفتن استعدادهایشان خود را سرزنش میکنند. پیام این نویسنده هوشمند به شما این است: «تمام ناکامیها تقصیر شما نیست.» برگرفته از متن کتاب: "شغل به طور قطع در شکل گیری شخصیت ما تاثیرگذار است هر شغل جنبه هایی از طبیعت ما را تضعیف و جنبه هایی را تقویت می کند. جنبه روانی شغلمان فقط در محیط کار باقی نمی ماند بلکه کل شخصیت ما را تحت تاثیر قرار می دهد در تمامی جنبه های زندگی خود طوری رفتار خواهیم کرد که شغلمان از ما انتظار دارد که این مسئله باعث محدودیت ما می شود. اگر نگران نتیجه باشیم راهی بجز خوش اخلاقی نخواهیم داشت"
سه امتیار به بخش اول کتاب که نشونمون میده همه ماهایی که فکر میکنیم کار روزانه (کارمندی) داره خلاقیتمون رو به فنا میده؛ تنها که نیستیم هیچ، بلکه بسیار هم بی شماریم و همچنین به خاطر باز کردن موضوع اشتغال و نگاه دقیق و موشکافانه بهش. دو ستاره هم به این خاطر نتونستم بدم که ترجمه بسیار تحتاللفظی بود به قدری که گاهی اصلا نمیفهمیدم نویسنده چی میخواسته بگه :/
اگه حداقل برای یکی دو سال هست که کار میکنید و از نابرابری ها و عدم رضایت شغلی رنج میبرین، خوندن این کتاب برای شما واجبه. من که شخصا بسیار ازش یاد گرفتم و شدیدا توصیه اش میکنم.
من كتاب رو با ترجمه آقاي محمد كريمي خوندم كه اصلا ترجمه خوبي نبود. بعضي جاها رو چند بار خوندم تا متوجه شدم. بعضي از قسمت ها هم به نظرم كاملا نامفهوم بود.