What do you think?


الرباعيات
أوَّل مرةٍ تُقدَّم هذه "الرباعيات" للشَّيخ الُّصوفي الفارسي الكبير فريد الدِّين العطَّار، صاحب "منطق الطَّير". وهي تشمل خمسمائة رباعية من ضم ستة آلاف رباعية كتبها، اختارتها بعنايةٍ وحرصٍ وترجمتها عن الفارسية الدكتورة منال اليمني عبد العزيز.
وهذه الرباعيات المختارة في مجملها تتناول بعض المفاهيم العرفانية الصُّوفية، مثل: التوحيد والعشق والحيرة والخمر.
سيجد القارئ المحب للتَّصوُّفِ هنا مادة تفيضُ جمالًا ومحبةً وأُنسًا.
وهذه الرباعيات المختارة في مجملها تتناول بعض المفاهيم العرفانية الصُّوفية، مثل: التوحيد والعشق والحيرة والخمر.
سيجد القارئ المحب للتَّصوُّفِ هنا مادة تفيضُ جمالًا ومحبةً وأُنسًا.
- GenresPoetry
218 pages, Paperback
Published January 1, 2019
About the author
فريد الدين العطار
8 books49 followersفريد الدين العَطّار ( 618 - 540 هـ) شاعر فارسي متصوف، قال البعلبكي أنه «يُعتبر أحد أعظم الشعراء والمفكرين الصوفيين المسلمين». عُرف بغزارة الإنتاج، وقد تركت أعماله أثراً ملحوظاً في الأدب الفارسي وفي الآداب الإسلامية الأخرى أيضاً. أشهر آثاره منطق الطير
وهو شبه ملحمة نقع فيها على أوضح تفسير شعري للتصوّف الفارسي
This Author also writes as Attar of Nishapur, Feridüddin Attar, and عطار نیشابوری.
وهو شبه ملحمة نقع فيها على أوضح تفسير شعري للتصوّف الفارسي
This Author also writes as Attar of Nishapur, Feridüddin Attar, and عطار نیشابوری.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 6 of 6 reviews
April 18, 2015
شفیعی کدکنی در مقدمهٔ این کتاب میگه یکی از دلایل اهمیت این کتاب اینه که نسبتش به عطار مسلّمه. یعنی به طور قطع رباعیاتش متعلق به عطاره و توسط خود عطار گردآوری شده.
از اون جایی که در این که خیلی از رباعیات منسوب به خیام، در حقیقت برای خود خیام باشن، شک و تردید زیادی وجود داره (به مقدمههای ترانه های خیام از صادق هدایت و رباعیات خیام از محمدعلی فروغی و مقالههای خیام شناسی محمد مهدی فولادوند مراجعه کنید)، این مجموعه رباعیات میتونه یکی از منابع معتبر ما باشه برای محک زدن رباعیات خیام. این طوری که هر کدوم از رباعیات منسوب به خیام که توی مجموعهٔ مختارنامه باشه، یعنی نسبتش به خیام صحیح نیست و از عطاره.
از جمله:
بر چهرهٔ گل شبنم نوروز خوش است
در باغ و چمن روی دل افروز خوش است
از دی که گذشت هرچه گویی خوش نیست
خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است
یا:
مهتاب به نور دامن شب بشکافت
می خور که دمی خوشتر ازین نتوان یافت
خوش باش و میندیش که مهتاب بسی
خوش بر سر خاک یک به یک خواهد تافت
یا:
چون عهده نمیکند کسی فردا را
یک امشب خوش کن دلِ پر سودا را
می نوش به نور ماه، ای ماه، که ماه
بسیار بتابد که نیابد ما را
یا:
می خور که فلک بهر هلاک من و تو
قصدی دارد به جان پاک من و تو
بر سبزه نشین که عمر بسیار نماند
تا سبزه برون دمد ز خاک من و تو
یا:
چندان که نگاه میکنم هر سویی
از سبزه بهشت است و ز کوثر جویی
صحرا چو بهشت شد ز دوزخ کم گوی
بنشین به بهشت با بهشتی رویی
از اون جایی که در این که خیلی از رباعیات منسوب به خیام، در حقیقت برای خود خیام باشن، شک و تردید زیادی وجود داره (به مقدمههای ترانه های خیام از صادق هدایت و رباعیات خیام از محمدعلی فروغی و مقالههای خیام شناسی محمد مهدی فولادوند مراجعه کنید)، این مجموعه رباعیات میتونه یکی از منابع معتبر ما باشه برای محک زدن رباعیات خیام. این طوری که هر کدوم از رباعیات منسوب به خیام که توی مجموعهٔ مختارنامه باشه، یعنی نسبتش به خیام صحیح نیست و از عطاره.
از جمله:
بر چهرهٔ گل شبنم نوروز خوش است
در باغ و چمن روی دل افروز خوش است
از دی که گذشت هرچه گویی خوش نیست
خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است
یا:
مهتاب به نور دامن شب بشکافت
می خور که دمی خوشتر ازین نتوان یافت
خوش باش و میندیش که مهتاب بسی
خوش بر سر خاک یک به یک خواهد تافت
یا:
چون عهده نمیکند کسی فردا را
یک امشب خوش کن دلِ پر سودا را
می نوش به نور ماه، ای ماه، که ماه
بسیار بتابد که نیابد ما را
یا:
می خور که فلک بهر هلاک من و تو
قصدی دارد به جان پاک من و تو
بر سبزه نشین که عمر بسیار نماند
تا سبزه برون دمد ز خاک من و تو
یا:
چندان که نگاه میکنم هر سویی
از سبزه بهشت است و ز کوثر جویی
صحرا چو بهشت شد ز دوزخ کم گوی
بنشین به بهشت با بهشتی رویی
August 7, 2021
"Hiçtir her şey hiç, bunca vesvese niçin?
Hiçten daha ne kadar bela çıkmalı, niçin?
Sen bir hiçtin, hiç olacaksın
Hiçten, iki hiç aralığına, sonu ne, niçin?"
Hiçten daha ne kadar bela çıkmalı, niçin?
Sen bir hiçtin, hiç olacaksın
Hiçten, iki hiç aralığına, sonu ne, niçin?"
Read
January 2, 2017...چون در مستی ز مرگش اندیشه کنم/هر می که خورم، ز دیده بیرون ریزد
December 1, 2023
درباره باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان
مواجهه با مرگ که نهایت غیبت دیگری است در عطار از جنس جوانی ازدسترفته و حسرت ناشی از آن و ناچاری در برابر مرگ مقدر است. از این بابت در نظرم شیوهی او شیوهی پیری حیران در وادی فقر و در طلب نیستی نیست و لزوما با تصویر مسلطی که از عطار/عارف در ذهنیت ادب فارسی نقشه بسته مطابقت ندارد. من مرگ را در اینجا آغوشی باز برای رجعت ابدی به سوی او نمیبینم. بلکه مواجههای را میخوانم از جنس چشمی اسیرِ خیالِ واحهای در دوردست و پایی که میداند به عبث بر شنزار میکوبد.
در مراثی رفتگان، شاعر، بسیار پا در زمین دارد. انسانی است با یک غمِ بیانتهای معمولی و حسرتی که در خاک و خون میپیچد. خاک پذیرنده نه اشارتی به آرامش که لحظهای است که عارف خرقه میاندازد و به غیاب بیانتهای پیش رویش خیره میشود و بر جای سیاه سمهناک او که رفته است میگرید.
گره خوردن مرگ به جوانی در این شعرها خواندن هر بارهاش را مبدل به مرثیهای ابدی برای جوانمرگی میکند. وقتی چشم به گل نازکی میدوزی که از شاخه میریزد، چطور نامها و تصاویر و صداها پیش چشمانت رژه نروند؟
به یاد و نام آنها که عاشقترین زندگان بودند اینها را اینجا میخوانم.
به غیاب بیانتهای پیش رویم خیره میشوم و
به واحههای خیال دل خوش میکنم و
دست میسایم
بر این جای سیاه سهمناک
https://t.me/dialogoinassenza/40
مواجهه با مرگ که نهایت غیبت دیگری است در عطار از جنس جوانی ازدسترفته و حسرت ناشی از آن و ناچاری در برابر مرگ مقدر است. از این بابت در نظرم شیوهی او شیوهی پیری حیران در وادی فقر و در طلب نیستی نیست و لزوما با تصویر مسلطی که از عطار/عارف در ذهنیت ادب فارسی نقشه بسته مطابقت ندارد. من مرگ را در اینجا آغوشی باز برای رجعت ابدی به سوی او نمیبینم. بلکه مواجههای را میخوانم از جنس چشمی اسیرِ خیالِ واحهای در دوردست و پایی که میداند به عبث بر شنزار میکوبد.
در مراثی رفتگان، شاعر، بسیار پا در زمین دارد. انسانی است با یک غمِ بیانتهای معمولی و حسرتی که در خاک و خون میپیچد. خاک پذیرنده نه اشارتی به آرامش که لحظهای است که عارف خرقه میاندازد و به غیاب بیانتهای پیش رویش خیره میشود و بر جای سیاه سمهناک او که رفته است میگرید.
گره خوردن مرگ به جوانی در این شعرها خواندن هر بارهاش را مبدل به مرثیهای ابدی برای جوانمرگی میکند. وقتی چشم به گل نازکی میدوزی که از شاخه میریزد، چطور نامها و تصاویر و صداها پیش چشمانت رژه نروند؟
به یاد و نام آنها که عاشقترین زندگان بودند اینها را اینجا میخوانم.
به غیاب بیانتهای پیش رویم خیره میشوم و
به واحههای خیال دل خوش میکنم و
دست میسایم
بر این جای سیاه سهمناک
https://t.me/dialogoinassenza/40
May 6, 2021
دوستان بیاین بعد از خوندن کتاب داخل جلد پشت روی کتاب بنویسیم که: لطفا پس از مطالعه در ایستگاه مترو قرار دهید، جهت استفاده دیگران. بعد اون کتاب رو بذاریم تو مترو تا بقیه هم کتاب رو بخونن و با این کار سهم کوچکی در دانایی داجمه داشته باشیم
دانایی#
دانایی#
November 21, 2025
Attar’a 5’ten az yıldız yakışmaz diye bu rating’i verdim yoksa maalesef hiç başarılı bir çeviri değil.
Displaying 1 - 6 of 6 reviews






