این کتاب مطالعهای در تبار ایدهی تربیت ملت و پرورش ذوق آن نزد دولتمردان و روشنفکران عصرپهلوی اول است که با تحول و دگرگونیهایی به سیاست مقابله با گسترش فرهنگ عامهپسند و پدیدههایی چون «فیلمفارسی» و «تئاتر لالهزاری» در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ تبدیل میشود
نویسنده قصد داره موضوع خیلی مهمی رو بررسی کنه. اینکه سیاستمداران و هنرمندان دوره پهلوی چطور تلاش کردند که ذائقه مخاطب رو براساس درکی که از هنر دارند، هدایت کنند یا به قول اسم کتاب "پرورش" بدند.
اما به رغم تلاش زیادی که مشخصه نویسنده انجام داده، به نظرم در تحلیل مسئله چندان موفق نبوده. نویسنده بیشتر گزارش کرده تا تحلیل کنه. اواسط کتاب به جایی میرسید که میبینید دارید متن بخشنامهها و صورت جلسات و بحثهای در مجلس شورای ملی و غیره رو میخونید. من به شخصه حدود 50 صفحه از صفحات کتاب رو شاید فقط با تورق جلو رفتم.
اما درست نیست زحمت نویسنده رو هم نادیده بگیریم. کتاب از رفرنسهای بسیار زیادی استفاده کرده که حداقل من مشابهش رو در هیچ کتابی که موضوعی مشابه موضوع این کتاب رو داشته باشه ندیده بودم. از این جهت خود ارجاعات و فهرست منابع کتاب میتونه کمک خیلی بزرگی به پژوهشگرهایی که به این مسائل علاقه دارند باشه.
سرشار از اسناد و منابع جالبِ مربوط به بحث، اما بی هیچ نگاه و ایدهی مشخصی که این گردآوری را موجه سازد. نوعی گردآوری و گزارش است، بی هرگونه تحلیل کیفیِ عمیق. لازم برای اسناد دروناش و گذشتن از اسناد در رسیدن به تحلیل و فهم.
بسیار یکسو نگرانه و مغرضانه. نگاهی کاملا جهتدار به اتفاقات هنری و آدمهای دوران پیشین. کاملا بی ارزش. حیف از اسناد گرانبهای بلااستفاده. بیهوده نیست که وزارت ارشاد دسته دسته این کتاب را به کتابخانهها و سازمانها هدیه میدهد.
کتاب حوصلهسربر علی قلیپور، که برای جمعآوری اطلاعات آن زحمت بسیاری کشیده شده، از دو مشکل رنج میبرد: نخست اینکه مولف در بسیاری از فصلها، «نویسنده» نیست، بلکه «گردآورنده» است. اطلاعات کتاب از حیث تاریخی ارزشمند اما نقل عین به عین آنها بدون هیچ تحلیلی، کتاب را بسیار خستهکننده کرده است. مشکل دوم کتاب این است که گاهگاهی که مولف ناپرهیزی میکند و تحلیلی ارائه میدهد، سوگیری و قضاوت از پیش در آن تحلیل مشهود است. ایده مرکزی کتاب قلیپور این است که هر فرایند فرهنگی و هنری که در دوران پهلوی رخ داده، با هدف و نیتی از جانب دربار صورت گرفته که این ادعا، مهملی در راستای برنامه «هویت» صداوسیماست! پنبه این ایده در کتاب حاضر را به استناد فردگرایی هنرمندان و دغدغههای شخصی آنها به کل میتوان زد.
کتاب قلیپور، که در حقیقت پایاننامه دانشگاهی اوست، از «عداوت» آشکار او با نظام شاهنشاهی رنج میبرد. همین و بس. البته ایراد تایپی و ویرایشی هم کم ندارد. تمام.
مطالعهی این کتاب این مسئله را در ذهن من پررنگ کرد که مفهوم «ابتذال» در حوزهی آثار فرهنگی و هنری همواره وجود دارد و نباید به این دلیل که مسیر تشخیص، تغییر و مبارزه با آن، مسیر بسیار غیرشفاف و سختی است، آن را انکار کرد. در صفحات این کتاب و تاریخی که بیان شد، این را دیدم که نفی ابتذال و ایجاد تغییر و پرورش ذوق، مبارزهای بسیار زمانبر و غیرخطیست؛ چنانچه نتایج تصمیمگیریها و کنشهای افراد درمواردی پس از مرگ خودشان قابل مشاهده است. زمان موردنیاز برای این جنس مبارزه، از عمر دوران بزرگسالی یک فرد، قطعا بیشتر است. نتیجهی مهم دیگری که از خواندن این کتاب گرفتم این بود که در این مسیر، تمامی ارکان درگیر در هر مقام و با هرقدرتی، ایجادکننده، تربیتکننده یا مخاطب صرف نیستند. این مبارزه بهشدت پویاست و هرفرد یا نهادی در طی آن نیاز به یادگیری و یادگیریِ مجدد دارد.
با این نظر که این کتاب جهتدار است یا در مدح یا قدح گروه یا تفکر خاصی نگاشته شده است، مخالفم. اما، صراحت کتاب در بیان آنچه اتفاق افتاده (همگی با ذکر منبع) میتواند موجب شکلگیری تصویری از هر یک از نهادها و جریانهای اجتماعی و سیاسیِ دوران موردبحثِ کتاب، در ذهن خواننده شود که دربعضی موارد این تصاویر بهمذاق همه خوش نمیآید.
این کتاب را به همه کسانی که در حوزه فرهنگ و سیاستگذاری فرهنگی مشغولیتی دارند پیشنهاد میکنم...کتابی جامع و تفصیلی به همراه اشاره به جزئیات و مصادیق آثار هنری در زمان پهلوی اول و دوم به منظور ردیابی سیاست های فرهنگی پهلوی اول و دوم با عنوان پرورش ذوق عامه... این کتاب مرور جریان ها و سیاست های کلان فرهنگی که از آن به پرورش ذوق عامه تعبیر میشود را دنبال می کند. کتابی پر منبع و پر ارجاع که می شود رد پای بسیاری از منازعات کنونی عرصه فرهنگ و هنر را در آن دوره پیگیری کرد. نویسنده سعی کرده لابلای اشاره به مصادیق فرهنگی، تحلیل خودش را نیز به متن اضافه کند تا جهت گیری جمع آوری مستندات را به صراحت اعلام کند. به هر حال برای پژوهشگران و فعالان و علاقه مندان حوزه سیاستگذاری فرهنگ کتاب خوبی است و می تواند در حکم دایره المعارفی از دوران پهلوی بکار گرفته شود.
نمیدونم یا من خیلی کتاب دیگری نمیشناسم یا واقعا کتاب و پژوهش در حوزه تاریخ سیاست گذاری فرهنگی هنری ایران نیست چون منبعی پیدا نمیکردم مثل یک تشنه به این کتاب رسیدم مطالب خیلی خوبی داشت و وسعت منابع و مدارکی که بررسی کرده بود چشمگیر بود متن گزارش ها، اسناد رسمی، نقد های روزنامه ها همراه مقالات تحلیلی و خیلی چیزهای دیگر کمک کرده کار خیلی خوب و مستند باشه