Jump to ratings and reviews
Rate this book

شعبده‌باز

Rate this book
شعبده‌باز
مجموعه شعر حسين مزاجي

96 pages, Paperback

Published January 1, 1382

14 people want to read

About the author

حسین مزاجی

2 books5 followers
حسین مزاجی در سال ۱۳۳۲ در اصفهان به دنیا آمد. هم اکنون در اصفهان به وکالت اشتغال دارد. مجموعه شعر های (اندیشه های بنفش) ۱۳۷۴ ، (راز فنا)۱۳۷۷، (شعبده باز) ۱۳۸۲، مجموعه (ارجا) از وی منتشر شده است. مجموعه شعر شعبده باز در سال ۱۳۸۳ به عنوان اثر برگزیده برنده جایزه شعر (کارنامه) شد.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
6 (30%)
4 stars
8 (40%)
3 stars
3 (15%)
2 stars
3 (15%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 7 of 7 reviews
Profile Image for Miss Ravi.
Author 1 book1,179 followers
April 23, 2023

با ورق‌های کهنه
بازی را آغاز کرد
سرباز ژنده‌پوش
بی‌بی‌های لخت‌وعور
و شاه پریده‌رنگ.

مصون از دست‌های چرب
و نفس‌های آلوده
تنها شیطان‌ها پاک مانده بودند
و لباس‌های رنگارنگ‌شان
در نور صحنه
می‌درخشید.

*
از دوستم ممنونم که قفسه‌ی کتاب‌های شعرش برای من یکی از مسیرهای خوب برای انتخاب شعره.

Profile Image for Behzad.
653 reviews122 followers
October 28, 2021
شعر بلند یا شاید بشود گفت مجموعۀ شعر به هم پیوستۀ «شعبده باز» جزو شگفتی های شعر جدید ایران است. منظور از شگفتی لزوماً دارای کیفیت بالاتر نیست (که البته این کیفیت را دارد)؛ بلکه منظورم متفاوت و «غیر عادی» و «غیر عادتی» بودن این کتاب شعر است.
از مضمون گرفته تا فُرم؛ حالا خُرده میگیرند که چرا میگویی «مضمون» و «فُرم» و اینها در هم تنیده هستند و جدا نیستند. که جواب میدهم نه. به صورت پیشینی در هم تنیده نیستند. در تمام نوشته ها در هم تنیده نیستند. یک آرمان ادبی - ادبیت، شعریت - است رسیدن به این در هم تنیدگی؛ که بعضی از متون به آن میرسند و بعضی نمیرسند. و «شعبده باز» رسیده است.

یادداشت مؤخره هم مرا جالب آمد؛ به ویژه شعر «ژیتوی شعبده باز» که خب بی نظیر بود.

کلیت کتاب - از جلد و جنس کاغذ و فونت و قطع و صفحه آرایی گرفته تا محتوا - بسیار عالی و شگفت انگیز بود و فکر میکنم از این نظر، نشر گمان میتواند الگویی باشد برای سایر نشرها در تنظیم کتب شعر.
Profile Image for Mana Ravanbod.
384 reviews254 followers
July 31, 2021
هوای عصرِ بهاریِ اصفهان آن سال حال شعر داشت برای من که در بیست سالگی بودم و با دوستی همدل می‌رفتیم تا از حوض پرآب و صندلی‌های خالیِ رستوران توی حیاط هتل کوروش (کوثر) اصفهان رد شویم و برسیم به میزی که شاعر شعبده‌باز با پیراهن آستین‌کوتاهِ یاسی‌رنگ یک طرفش نشسته بود. کتاب را هفته‌ی قبل همان دوست همدل به دستم رسانده بود و نصفه‌شبی که تمامش کردم از شعفِ شعر خوب به وجد آمده بودم و رفته بودم تک تک رفقا را آورده بودم جمع کرده بودم در اتاق بزرگی در طبقه‌ی پنجم خوابگاه و نشستم روی میز و یک‌نفس از شعر اول تا آخر کتاب را خواندم. همه مبهوت بودیم. چطور می‌شد کتابی شعر نوشت بر اساس منطق شعبده، شعرهایی از سفر تا محوِ بینایی.
حالا که کتاب بعد از هفده‌سال به چاپ دوم رسیده و یکی از یاران آن شب یاری کرده تا مؤخره‌ای کوتاه بنویسیم بر این شعرها حال غریبی دارم. نخستین بار است که دل کرده‌ام اسمم را پای متنی بگذارم و از شعرهایی دفاع کنم که به نظرم شریف هستند و به دور از هیاهوهای زودگذر زمانه. حالی شبیه دیدار آن روز شاعر در غروب بهاریِ اصفهان، که سیگار به دست گاهی کتش را روی صندلی مرتب می‌کرد و از شعر حرف می‌زد و من در صورتش پیِ ردِ شعبده‌باز شعرهای کتاب بودم.
این هم حسن تصادفی‌ست که طرح روی جلد کتاب کار بهرام داوری، طراح شریف و قهّاری‌ست که سالهای سال پیش «گاو» غلامحسین ساعدی و بعضی کتاب‌ شعرهای منوچهر آتشی را طرح جلد زده است.
در بهار شعر باید خواند.
Profile Image for Ehsan.
234 reviews80 followers
September 9, 2021
«گفت: وقت تمام است/ و بر زخمِ باز/ چسبی دیگر گذاشت.»

امتناع بی‌انتها رو دچار تکرار کردن و این مدام به تعویق انداختن رو به اوّل بازگردوندن، باز—آمدن به تن که هم جسم داشتنه و هم جسم بودن و عاقبت، به‌ناچار نیست کردنش؛ اینهمه تنها «با چشمی که می‌بیند، چشمی که انکار می‌کند»، در از مرگ آغازیدن و به مرگ انجامیدن، در این به سر بردنِ در سر حدّ چیزها ممکنه.
Profile Image for مهسا.
246 reviews27 followers
July 31, 2021
شعبده‌باز تماشاگر شد
تماشاگران بر صحنه رفتند.

دست زد
دست زد
انگشتانش تکه تکه شکست و فروریخت
ساعدهای خونین
با رگ‌های کبود بریده را
برهم می‌کوفت
می‌کوبد.
Profile Image for Hossein M..
155 reviews12 followers
October 23, 2025
یک‌نفس خواندم و فکر نمی‌کردم این‌‌قدر لذت ببرم. شعرِ تر است.
Profile Image for Mohsen panahi.
37 reviews3 followers
January 18, 2022
این کتاب را یکی دو هفته قبل مطالعه کردم و حالا ثبت می‌کنم. کتاب شعری است روایتگر تاریخچه‌ها و خاطرات سفری که بر صحنه، اشک و آه و لبخند و زخم را به نمایش می‌گذارند.
Displaying 1 - 7 of 7 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.