شعر در خانواده ناظم موروثی بود و پدربزرگ او «ناظم پاشا» شعر میسرود لذا ناظم حکمت از همان سالهای آغازین زندگی شروع به سرودن شعر کرد اما شعرهایی که او در آن سالها میسرود شعرهایی با هنجارهای سنتی بود. او بعد از آشنایی با مایاکوفسکی، با فضاهای جدیدی مواجه شد و توانست به این نکته دست بیابد که بیرون از مفاهیم و معابیر سنتی نیز میتوان شعر سرود. این نکته بود که شعر او را متحول کرد و این تحول در شعر ترکيه تاثیر به سزایی گذاشت چاپ ۱۳۹۴
چه زیباست اندیشیدن به تو در میان اخبار مرگ و پیروزی در زندان زمانی که از مرز چهل سالگی میگذرم چه زیباست اندیشیدن به تو به دستانت روی پارچه آبی به موهایت نرم و ابریشمگون چون خاک دلدادهام استانبول شوق دوست داشتنت چون من دیگری در درونم… عطر برگهای شمعدانی بر سرانگشتانم آرامشی آفتابی و نیاز تن چون تاریکی ژرف و گرم شکافته با خطوط سرخ و روشن چه زیباست اندیشیدن به تو نوشتن در باره تو به پشت خوابیدن در زندان و به خاطر آوردن تو؛ آنچه را که آن روز در آنجا گفتی نه خود واژههایت بلکه عطر دنیای آن روزهایت چه زیباست اندیشیدن به تو باید از چوب _ جعبهای _ حلقهای چیزی برایت بسازم و سه متر ابریشم نرم برایت ببافم آنگاه بالا بپرم از میلههای پنجره آویزان شوم و آنچه را که برایت مینویسم به آبی زلال آزادی فریاد زنم… چه زیباست اندیشیدن به تو در میان اخبار مرگ و پیروزی زمانی که از مرز چهل سالگی میگذرم