جلیل صفربیگی (متولد سوم بهمن سال ۱۳۵۳ در ایلام) شاعر معاصر اهل ایران است.
او دانشآموخته و دارای مدرک کارشناسی ریاضی است. وی هماکنون معلم و به تدریس ریاضی اشتغال دارد. اشعار او غالباً در قالبهای رباعی و شعر سپید است. از صفربیگی تا کنون بیش از ۳۰ عنوان کتاب شعر، ترجمه، گردآوری و تحقیق منتشر شدهاست.
اولین کتابی که از جلیل خوندم.5سال پیش بود فک کنم.دقیقا تو برهه ای از زندگیم بود که با تک تک شعر های تنهاییش زندگی میکردم.با این کتاب بود که رباعی رو شروع کردم به عنوان قالب تخصصی شعریم.یادمه یکبار که تهران جلیلو دیدم بهم گفت این کتاب کسایی رو به وجد میارن که تنهایی ارزشمند ترین داشتشونه.چقدر مرد نازنینیه
معمولا عادت ندارم یک کتاب شعر رو از اول تا آخر بخونم،این کتاب رو چون بارها ورق زده بودم یه بار الان از اول تا آخر خوندمش.جلیل صفر بیگی واقعا ظرافت های خاص خودشو داره تو شعر.شعر هاش هم برای اهالی و مخاطبان تخصصی شعر جذابه هم برای افرادی که شعر رو تفریحی دنبال می کنند.انتخاب اسم شعر ها جذاب بود.شعر ها ظرافت داشتن اما شعر های ناپخته هم توی کتاب به چشم میخورد.روی هم رفته کتاب خوبیه مخصوصا برای اینکه گاهی برش داری و همینجوری باز کنی و ببینی در مورد تنهایی چی بهت میگه!چندتا از شعر های مورد علاقه ی من :
بی حوصله،پر بهانه بر می گردد شب ها که به آشیانه بر می گردد تنهاتر و زخم خورده تر از هر روز تنهایی من به خانه بر می گردد ___ هر روز صف قطار،با تنهایی در نوبت انتظار یا تنهایی بازار،پیاده رو،خیابان،خانه من یک تنم و هزار تا تنهایی ___ یک شب نزدی سری به تنهایی هام تا باز شود دری به تنهایی هام هر روز اضافه می شود با هر شعر تنهاییِ دیگری به تنهایی هام ___ بیهوده نه از زیاد و کم حرف زدیم نه لحظه ای از شادی و غم حرف زدیم تا صبح من و خدا نشستیم و فقط درباره ی تنهاییِ هم حرف زدیم ___ هر گوشه که می نشست تنهایی بود بغضی که نمی شکست تنهایی بود برخواست که هرچه داشت با خود ببرد در گنجه فقط دو دست تنهایی بود ___ هر روز از این مسیر بر می گردم از رفتن ناگزیر بر می گردم تو شام بخور بخواب،تنهایی جان من مثل همیشه دیر بر می گردم
___ هرچند نمی رسد به دستت دستم یاد تو عجیب می کند سرمستم من عاشقم و فلسفه ی من این است دارم به تو فکر می کنم،پس هستم