آیا اصلاً همچینچیزی امکان دارد؟ اینکه داییِ آدم با نقاش معروفی مثل پیکاسو، همسنگر بوده باشد. اما «داییسامان» در یادداشتهایش نوشته که چطور کنارِ پیکاسو با دشمن جنگیده! «مانی» و باقی بچههای فامیل باز هم رفتهاند سراغ روزنامههای قدیمی و یاداشتهای روزانهی داییسامان. در ادامهی خاطرات دایی اینطور میخوانند: داییسامان همراه «پیکاسو»، «همینگوی» و چند نفر دیگر به سفری ماجراجویانه میروند و میزنند به دلِ حادثه و جنگ. تا اینکه یک اتفاق ناگوار حال همه را میگیرد. ولی پیکاسو میتواند از دلِ هر ماجرایی یک شاهکار خلق کند.
محمدرضا مرزوقی متولد ۱۳۵۵ است.. عاتکه نام اولین کتاب اوست که در سال ۱۳۸۰ در نشر روشنگران به چاپ رسید. رمان دیگرش به نام تُل عاشقون با همکاری نشر افق، و رمانهای پسین شوم و بارداری بیهنگام آقای میم با همکاری نشر روشنگران منتشر شدند. مرزوقی علاوه بر داستانهایش درباره نقاشی،برای آشنایی کودکان و نوجوانان با محیط زیست هم داستانهایی نوشته که برخی از آنها را نشر امیرکبیر منتشر کرده است.
فیلمنامهنویسی و فیلمسازی مستند هم از فعالیتهای محمدرضا مرزوقی است.
" زمانی که همسنگر پیکاسو بودم " ، با سه کتاب قبلی فرق داره، چون نه سفر آروم و شاعرانهست مثل ونگوگ ( جلد ۳)، نه همسایگی بامزهست مثل میکلآنژ (جلد۲) ، نه رفاقت ماجراجویانه با داوینچی ( جلد ۱). اینجا وسط جنگ، کنار ی نابغهی خشمگین و پرانرژی هستیم که قلممو رو مثل تفنگ دست گرفته و میجنگه! ⚡️ راوی اینبار همسنگر پیکاسو میشه، یعنی دقیقاً کنارش در زمانهای قرار میگیره که جهان در آتش جنگه و پیکاسو با آثارش، مخصوصاً گرنیکا، علیه خشونت میایسته. این ترکیب جنگ، هنر و همسنگری باعث میشه داستان انرژی بالایی داشته باشه. پیکاسو ترکیبیه از ی مبارز، هنرمند و نابغهی دیوانه. پر از شور و هیجان، کمی تندخو و زودرنج، ولی در عین حال پر از خلاقیت و نگاهی تازه به دنیا. نویسنده خیلی خوب نشون میده که اون فقط ی نقاش نیست، ی جور انقلابیه که با خطوط و شکلها به جنگ واقعیتهای تلخ میره. همین باعث میشه کتاب حالتی کمی سیاسیتر پیدا کنه. روایت پرریتم و پرتنشه. خیلی سریع میره تو دل ماجرا، لحن هم مثل شخصیت پیکاسو بیپروا و تند و تیزه. شوخیها کمی سیاهتر و تلخترن، اما همچنان خندهدار و بانمکن، ی چیزی بین طنز و طعنه. نقاشی های مجتبی حیدرپناه، حالوهوای کوبیستی و شکسته دارن، انگار خود پیکاسو کشیده باشه. شکلها و زاویهها تیزن و فضای پرتنش رو خیلی خوب منتقل میکنن و با همراهی کلمات توضیح میدن که چرا "گرنیکا" اینقدر مهمه و چه پیامی داشته. هم تاریخ جنگ داخلی اسپانیا رو در حد لازم و هم مفهوم هنر اعتراضی رو به زبون ساده بیان میکنه. ی جور آموزش تاریخ هنر، اخلاق و مقاومت مدنیه که اصلا شعارگونه نیست و با داستان ترکیب شده. فقط برای بعضی مخاطب های کم سنش، ممکنه اشاره به خشونتی سنگین داشته باشه. و پیچیدگی مفهوم کوبیسم هم شاید کمی باعث سردرگمیش بشه، چون این سبک هنری خودش انتزاعیه. این کتاب پر از انرژی، خشم و اعتراضه که دنیا رو با چشمای تیز و شکستهی کوبیستیش به تصویر میکشه: " هر بار ملتی دیوونه شده و به جون خودش افتاده، ی،دیکتاتور از میونش سربلند کرده. این درست بلایی بود که سر اسپانیایی ها اومد. " 🪖🖌
حسی که مجموعه بچه محل نقاش ها بهم میده رو خیلی دوست دارم✨ بعد از چند سال دوباره رفتم سر ادامه این مجموعه و واقعا خوندنش بهم چسبید... گاهی اوقات خوشم میاد از اینکه به کتابایی که چند سال پیش وقتی بچه تر بودم میخوندم پناه ببرم و هنوزم بهم اون حس خوب و میده و توی دنیاش غرق میشم و از اونجایی که به نقاشی و نقاشها علاقه دارم برام خیلی قشنگ تر میشه. این کتاب نشون داد چقدر انسان میتونه بیرحم باشه و در طول بشر چه جنایتهای بزرگ و بیرحمانه ای انسان ها بر سر جهان آوردن...
تیکه ای از کتاب : • گفت :« طبیعت در برابر بیرحمی انسان خیلی خونسرده.» همینگوی گفت :« اینم از قَدَرقدرتیِ طبیعته که میخواد به ما بگه هنوز هیچی نیستیم. حتی اگه بتونیم شهری رو با خاک یکسان کنیم، حریف طبیعت نمیشیم. اون باز کار خودش رو میکنه.»
مجموعه بچه محل نقاشها، داستانهایی درباره نقاشان معروف جهان و روزگار آنها است. داستانهایی که در آنها شخصیت اصلی کتاب، به اسم دایی سامان، به دورههای مختلف زمانی سفر میکند و با نقاشهای معروف دنیا دوست میشود. دایی سامان در بعضی از جلدهای این مجموعه در حساسترین لحظههای زندگی نقاشها با آنها همراه است. مثلاً در در زمان نقاشی کردن سقف کلیسای سیستین در کنار میکلآنژ و زمان کشیدن مونالیزا در کنار داوینچی است.
گرونیکا یه شهر در اسپانیا و یک تابلوی نقاشی اولین بار که هنر مدرن مستقیم به مشکلات و دغدغههای جهان اشاره کرد. مگه تعریف یه داستان خوب همین نیست؟ که هم لذت از قصه ببری و هم یه چیزی یاد بگیری؟
چندان منطقی که پشتش نبود و خالیبندی هم توش کم نبود (چند بار آقای استاد مرزوقی ما رو با انتقادات سازندهشون به فیض رسوندن یه بار هم ما نقد کنیم دیگه😅) ولی مثل همه جلدهای مجموعه بچهمحل نقاشها حسوحال شگفتانگیزش رو به ما القا کرد و تونست خودش رو به خوانندهها ثابت کنه :))