چه حالی پیدا میکنی اگر داییات یک کارتن پر از صفحهی گرامافن قدیمی به تو بدهد و اولین جملهای که از صفحه میشنوی این باشد؟ فریدا همیشه میگوید: «من واقعیت خودمو نقاشی میکنم اما این احمقها فکر میکنن کارهای من خیالیه.»
اینبار دایی خود ابتکار عمل را به دست میگیرد و صفحههایی را که زمانی فریدا به او داده بود تا صدایش را روی آنها ضبط کند در اختیار مانی و باقی بچهها قرار میدهد. با شنیدن صدای نوجوانی داییسامان روی صفحهها، بچهها به ماجرای سفر دایی به مکزیک و رفتنش به خانهی فریدا پی میبرند. در این سفر که لوئیس بونوئل دایی و فریدا را همراهی میکند به اصرار بونوئل به دل جنگلی عجیب میزنند که درختانش انسان هستند. بعد هم سر از معابد آزتکها درمیآورند و گرفتار اشباح میشوند. اشباحی که در اعتصاب کارگری به سر میبرند و برای همین دست به سیاه و سفید نمیزنند.
محمدرضا مرزوقی متولد ۱۳۵۵ است.. عاتکه نام اولین کتاب اوست که در سال ۱۳۸۰ در نشر روشنگران به چاپ رسید. رمان دیگرش به نام تُل عاشقون با همکاری نشر افق، و رمانهای پسین شوم و بارداری بیهنگام آقای میم با همکاری نشر روشنگران منتشر شدند. مرزوقی علاوه بر داستانهایش درباره نقاشی،برای آشنایی کودکان و نوجوانان با محیط زیست هم داستانهایی نوشته که برخی از آنها را نشر امیرکبیر منتشر کرده است.
فیلمنامهنویسی و فیلمسازی مستند هم از فعالیتهای محمدرضا مرزوقی است.
" زمانی که همصحبت فریدا بودم " با اون چند جلد قبلی ی فرق اساسی داره، چون اینبار قرار نیست همسفر، همسنگر، همخانه و همسایه بشیم، اینبار وارد دنیای درونی یکی از احساساتیترین هنرمندهای قرن بیستم میشیم. این کتاب پر از درد، عشق و مکالمههای عمیق و گاهی بانمکه که ما رو به شنیدن حرفای دل فریدا کالو دعوت میکنه. نه فقط دربارهی نقاشیهاش، بلکه دربارهی دردهاش، عشقش به دیهگو ریورا، بیماریهاش، امیدها و ناامیدیاش. این کتاب بیشتر از بقیه وارد روان و دل هنرمند میشه و به جای اینکه فقط ماجراجویی بیرونی نشون بده، ی جور سفر درونی و عاطفی رو روایت میکنه. فریدا اینجا همون فریدای واقعی و آتشفشانیه: قوی، صریح و گاهی حتی تند. پر از شوخطبعی، حتی دربارهی دردهای خودش. عاشق زندگی و رنگ و حیواناتش. 🐒💃🌺🦋 مرزوقی خیلی خوب تونسته شخصیت عجیب فریدا رو نشون بده: هم زنی که از دردهای جسمی له شده، هم زنی که با ی نگاه و ی تابلوی پر از رنگ میتونه کل دنیا رو تکون بده. در این کتاب لحن با گفتوگوهای خیلی صمیمی و نزدیک همراه میشه و پر از مکالمههای ریز و بامزهست، اما گاهی هم خیلی جدی میشه و مخاطب رو وسط ی جملهی عمیق و مکث دار میذاره. مجتبی حیدرپناه هم با هنرش، حال و هوای مکزیک و تابلوهای خود فریدا رو زنده میکنه. تصویرها پر از نمادن، حیوانات، گلها، قلبها و حتی اشکها. دقیقاً مثل تابلوهای فریدا که پر از سمبلهای شخصیه. مرزوقی خیلی خوب و روان نشون میده هنر فریدا چطور از رنجهای شخصیش ساخته شده. حتی دربارهی تصادفش، مشکلات جسمی و رابطهی پیچیدهش با دیهگو حرف میزنه. از نظر روانشناختی هم شاید عمیقترین کتاب این مجموعه باشه، چون واقعا وارد ذهن و احساسات شخصیت اصلی میشه: "حق نداری برای من دلسوزی کنی! فقط می توانی به بدبختی ام بخندی! "🥹🫀
مجموعه بچه محل نقاشها، داستانهایی درباره نقاشان معروف جهان و روزگار آنها است. داستانهایی که در آنها شخصیت اصلی کتاب، به اسم دایی سامان، به دورههای مختلف زمانی سفر میکند و با نقاشهای معروف دنیا دوست میشود. دایی سامان در بعضی از جلدهای این مجموعه در حساسترین لحظههای زندگی نقاشها با آنها همراه است. مثلاً در در زمان نقاشی کردن سقف کلیسای سیستین در کنار میکلآنژ و زمان کشیدن مونالیزا در کنار داوینچی است.