دنیای «نبرد خدایان»، دنیایی خلاق و زادهٔ ذهن نویسنده است. مرتضی رضایی، با قلم شیوای خود، دنیایی فانتزی را توصیف میکند و داستانی حماسی را در آن سرزمین نقل میکند. ماجرای کتاب، از سرزمینی شروع میشود که در معرض حملهٔ اهریمن قرار دارد
اینک چه باید کرد؟! او سر در راه این سرزمین دارد و اینگونه که تو و یارانت میگویید، هیچ لشکری تاب ایستادن در برابرش را ندارد. میخواهی چه کنی پدرام؟ پدرام از جا برخاست. به بزرگمهر نگریست: پیروزی آسان نیست. باید چیزهای بیشتری بدانم. چیزهایی از بُندَهِش... از روز آفریدن جهان و... و از نبردهای فراموششده. اما اینجا نیز آنچه میجستم، نیافتم. بزرگمهر نیز آشفته شده بود: مگر در پی چه میگردی که همهٔ جهان را درمینوردی و آنچه میخواهی پیدا نمیکنی؟ پدرام کنار بزرگمهر ایستاد. پوستینه را به دستش داد: سرزمینهای افسانهای! دو دستش را بر میز نهاد. به میز مینگریست: باید آن سرزمینها را یافت. دروازههای دوزخ در آنجا گشوده شدهاند. باید دریابم چگونه و چه هنگام آن سرزمینها فرو افتادهاند. سرزمینهایی که هیچ نشانی از آنها باز نمانده است. سرزمینهایی که پیدا نیست در کجای جهان بودهاند اینها حرفهای آمیستریس کیانی، میهنبانوی سرزمین است. دخترعموی پادشاه که بسیار سرِ کینه و اختلاف با یکدیگر دارند. «انگرهتاش» فرستادهٔ نیرومندِ اهریمن، میخواهد به سرزمین آنها حمله کند و تمام خدایان را نابود کند تا فقط خدای خودش در این میان بماند. اما همهچیز، آنطور که انتظار پیش نمیرود. اختلافات میهنبانو و شاه، زمینساز خیانتی بزرگ میشود
من تقریبا هیچوقت کتابی رو نصفه ول نمیکنم حتی افتضاح ترین هم باشه بازم تا آخرش میخونم. ولی این کتاب به جرات میتونم بگم بدترین کتابی هست که توی عمرم خوندم. حوصله سربر طولانی چرت و پرت. تکرار یه حرف مرخرف توی هرصفحه. متاسفم اینو میگم ولی به معنای واقعی کلمه آشغال بود. تا نصف کتاب رو خوندم و همینجا به خدای بزرگ میسپرمش و اینو اینجا مینویسم که وقت عزیز رو هدر این کتاب چرت نده.
بالاخره بعد از ایامی طولانی، اولین جلد از چندگانه نبرد خدایان رو تموم کردم. فکر نمی کردم کتابی اینقدر منو درگیر خودش کنه. دنیایی تماماً ایرانی، جذاب، آشنا و شگفت آور که به طرز ماهرانه ای ساخته شده. متنی هر چند در ابتدا سخت اما در ادامه زیبا و روان. شخصیت های داستان به خوبی پرداخته شده و داستان از پی داستان زیبا و به جا به پیش میره. خوندن این رمان چند گانه رو به دوستان پیشنهاد میدم. ممنون از آقای مرتضی رضایی با دنیایی که در پیش روی ما نهاده
تو اینترنت نوشته این کتاب "حاصل 12 سال نوشتن و بازنویسی"ئه، ولی وقتی ميخونی اصلا همچین حسی به آدم نمیده. من هنوز کمتر از 10 صفحه خوندم ولی 3 جا پیدا کردم که فعل ها به درستی استفاده نشدن. واقعا مطالعه رو برای آدم سخت میکنه.