جهانِ تهی از معنا چه حرفِ تازهای برای گفتن دارد؟ نویسنده مورچهوار میکوشد معناها را برای زمستانِ سخت انبار کند. مجموعهداستان پسرانِ سالخورده، یک روایتِ سطحی از یک رویداد یا موقعیت نیست. موقعیتها بهانه ای برای نشان دادنِ عمقاند. چگالیِ تنشِ فکری که برآمده از رویارویی با خود، مقاومت برابرِ عُرف و شکست پذیری انسان برابر اجتماع است، در داستانهای این مجموعه بالاست. هر یک از این داستان ها دریچهای است رو به یک جهانِ داستانی و نگرشِ اخلاقگرایانۀ نویسنده به پدیدهها و رویدادهایی اجتماعِ امروزِ ایران. داستانهای پسرانِ سالخورده، خرده روایتهایی درونی_روانیاند و بیش از آنکه راویِ یک بُرشِ زمانی باشند، تصویرهای پرجزئیاتی از یک جهان را ارائه می کنند. پسرانِ سالخورده دومین مجموعه داستان و چهارمین اثرِ داستانیِ حسام الدین مطهری است. او پیشتر رمان های «کلت »۴۵ و «تذکرۀ اندوهگینان » و یک مجموعه داستان به نام «درختِ بِه » منتشر کرده است.
حسام الدین مطهری داستاننویس ایرانی، متولد دهم آبان ۱۳۶۶ نوشتن برای من جستجویی افتانوخیزان در پی معنا است. در این مسیر، در این تلاشِ تنهایی برای کشفِ هستی، من خودم را شخم میزنم و شرحهشرحه میکنم.
Husamedin Motahari Iranian author, content strategist, copywriter. born 1987
معمولاً یک سال بعد از انتشار دربارۀ کتابِ خودم نظر میدهم. اما این یکی فرق دارد. قراردادِ این کتاب را شهریور ۱۳۹۵ بستیم و انتشارِ آن بنا به دلایل مختلف به تعویق افتاد. اول قرار گذاشتیم انتشارِ تذکرۀ اندوهگینان مقدم بر پسران سالخورده باشد. بعد ارشاد بازی درآورد و کتاب مدتها در آنجا ماند. بعد هم بحران اقتصادی بالا گرفت و کاغذ گران شد و چاپ گران شد و صحافی گران شد و شد آنچه شد. از داستانهای پسران سالخورده بین یک سال تا پنج سال زمان گذشته. برخیشان را خیلی دوست دارم. مثلا داستان آخر را. یکی از داستانها معمولیست. چندتایشان را اگر امروز قرار بود بنویسم، دگرگون میکردم. برخیشان حرفهایی زدهاند که مالِ حسامالدین مطهری همان سالهاست نه امروز. به هر روی، این کتاب یقینا از درخت به بهتر است.
برای خوندنش خیلی شوق داشتم، شوق بیجایی هم نبود. ولی نمیشه نشست و کل کتاب رو پشت سر هم خوند. باید به تلخی تک تک داستانها اجازه بدی توی جانت رسوب کنند، بعد بری سراغ قصهی بعدی. قصههایی که میشد خودت رو درش ببینی. از بین داستانها، «معمای روباه شمالی»، «مچاله کن و بینداز توی بیابان»و «سارای» رو بیشتر دوست داشتم و دوبار خوندم و فکر میکنم چند ماه بعد دوباره باید کل کتاب رو بخونم. حالا چرا ۴ ستاره؟ چون به پای تذکره اندوهگینان نمیرسه.
این اولین کتابی است که از حسام الدین مطهری میخوانم برخلاف اینکه سال ها دورادور میشناسمش به واسطه ی محله ای با نام "ته شهباز"!ا
نظر دادن درباره ی یک نویسنده با مطالعه ی یک اثر کار حرفه ایی نیست اما چیزی که در خلال خواندن داستان های کوتاه "پسران سالخورده" دائم در سرم کوفته میشد این بود که چقدر شبیه کارور مینویسد! با همان سادگی، با همان روابط انسانی، با همان جزئیات، با همان رها شدگی و با همان رها کردن یکباره مخاطب یا بهتر بگویم بیرون راندن یکباره ی مخاطب از داستان!
او یک کارور ایرانیزه شده است. برای خواندن باقی کتاب هایش ترغیب شدم؛ همین!
تلخ ولی به یاد ماندنی... بنظرم (پسران سالخورده) جلوتر و بهتر از (درخت به) بود... تجربه ای از موقعیت ها و شخصیت های خاص که برخلاف مجموعه داستان کوتاه قبلی نویسنده ، شخصیت هایش در ذهن می مانند و مخاطب را درگیر ساختن ادامه داستانشان میکنند... آدم های (پسران سالخورده) به دنبال معنای زندگی اند، در میان هجوم نا امیدی ها به دنبال امیدند و همگی در تعلیق می مانند تا مخاطب به دنبال راه حلی برایشان بگردد بلکه پایان دیگری برایشان رقم بخورد...
کتاب خوشخوان و روانیست. موضوع کتاب خارج از ما و زندگیمان نیست. به دنبال معجزه نباشید. جلد کتاب و ساختار جملات و محتوای داستانها همسو بودند و تقریبا درمورد یک موضوع به نام "گوارا کردن مشکلات زندگی" بود. ( بُعدی که در داستانهای فارسی اینگونه با دید حل مسئله به آن دیده نمیشود.) نویسنده در پی یکسان و روشن تمام کردنِ داستانها نیست چراکه داستانها روایتهای زیسته در دور و بر ماست که گاهی تلخِ تلخ و گاهی شیرین است. سادهگرایی و پناه بردن به عباراتی که روح را لمس میکنند یکی از زیباییهای دلنشینِ این کتاب است. ( چیزهای لطیف و کوچکی که لبخند به لب مینشانند. )
13 داستان خیلی کوتاه. 13 جرعه قهوۀ تلخ تو یک فنجان. نتونستم کل کتاب رو در یک مجلس بخونم. حس کردم تلخیش حروم میشه. باید جرعه جرعه خوندش و اجازه داد تلخیش تا مغز استخوان نفوذ کنه. هر داستان پسران سالخورده شرح شکست یک مبارزه. و نویسنده ما رو تو جریان ریزترین درونیات اون مبارز قرار میده. از این بابت کتاب یک حرصدرآر به تمام معناست. حرص از جزئیاتی که عمداً فراموش کردی، به روی خودت نیاوردی، موقع دیدن روت رو برگردوندی،... چون نمیخواستی شکست رو توی خودت یا دیگران ببینی. حالا یک نفر اومده و تک تک صحنهها رو، همه حسها رو، با بالاترین حد از وضوح به تو نشون میده. البته شوخی هم کم نداره. مثلاً وقتی تا خرخره ذهنت رو تو عمق گیر انداخته، راویان دیالوگها را درهم میپیچه تا تو برای در نرفتن رشتۀ داستان از دستت مجبور بشی دوباره و سهباره تنش رو تکرار کنی.
دفترچههای تلفن کاغذپاره نیستند، عصارهی خاطرات ته نشین شده در جدول های منظماند.
کتاب، مجموعهی ۱۳داستان از جناب حسامالدین مطهری است؛ داستان هایی دربارهی ما انسانها دربارهی رؤیاهایمان و خواستههایی که بنا به دلایلی به حقیقت و واقعیت نمیرسند... کتاب زیبایی بود و داستان آخر بنظرم جالبتر
"پسران سالخورده"مجموعه 13 داستان کوتاه از حسام الدین مطهری ، نویسنده ، کپی رایتر و استراتژیست محتواست... 13 داستان که حکایت از ناملایمات زندگی دارد. حکایت از راه هایی که رفته شد و مقصد نداشت ، درهایی که زده شد اما هیچگاه باز نشد...! آرزوهایی که گوشه طاقچه خاک خورد ، اما محقق نشد... 13 داستان که در عین تفاوت هم گونند ; چونان یک روح در چندین کالبد... نقطه مشترک تمامی داستانها ، پسرانیست که نابهنگام سالخورده شدند ، پسرانی که چندان هم ناآشنا نیستند... 13 برای ما ایرانیها عدد بدشگونیه..حال ، خرافی یا غیرخرافی..با استناد تاریخی یا بدون استناد و صرفا از روی عادت...اما... 13 داستان این کتاب ، حکایت از 13 زندگیست که گویی نحسی گرفتتشان ، چونان همان نحسی 13....! نویسنده کتاب را با این جمله آغاز کرده است :"کلمات دقیق انتخاب میشوند اما دریغا که دقیق فهم نمی شوند." قطعا تمام آنچه نویسنده میخواست بگوید را درک نکردم.اما...در حد فهم و توان بی بضاعتم ، بسی لذت بردم... به امید روزی که هر کتابی رو که باز میکنم تا به انتها همین لذت توامان با ترس رو داشته باشم... لذت از چیدمان هنرمندانه کلماتی که حرف برای گفتن دارن و ترس از تمام شدن دنیایی که با اتمام کتاب به پایان میرسه;دنیایی که شیرین نیست ، اما دریچه ایست به بحر تفکر... ذیل کتاب تذکره اندوهیگان هم نوشتم ، "ما گمشدگانیم در این بحر تفکر.." باشد که در این بحر غرق شویم و نجات غریقی پیدایمان نکند... سپاس که مینویسید..قلمتون پایدار..✒ پ.ن: طراحی جلد..👌 ساده ، زیبا ، پر از حرف...
داستانهای کوتاه راه سختی برای گرفتن یقهی خواننده دارند شاید چون فرصتشان کمتر است. به هر حال، من کمتر با داستان کوتاه ارتباط برقرار میکنم و این کتاب هم از قاعدهی عمومی مستثنی نبود.
دو داستان اول رو بیش از بقیه دوست داشتم و داستان اول، داستان محبوبم بود. و این بخش از داستان اول واقعا زیبا بود: وقتی همه چیز بر پایه ی علت و معلول است، آدمی حق اعتراض ندارد، آدمی حق گله ندارد؛ شاید بتواند چیزی را عوض کند ولی نمیتواند شاکی باشد چون همه چیز درست همان طور است که باید باشد. روزها پس از بیدار شدن چند لحظه چشم هایم را به سقف (و گاهی به آسمان) می دوختم و با خودم مرور می کردم این روز روزِ من نیست، روزی است که برای رسیدن به خودم باید آن را با کار کردن شب کنم. و امیدوار بودم که بالاخره روز من از راه برسد یا بهتر است بگویم بسازمش .
بعد از مدتها داستان کوتاه تألیف جذاب. قصهها خیلی جذابن و ذهن رو کاملاً مشغول خودشون میکنن. اشاره به جزییات و دامنه لغت وسیع و به جا از بارزترین خصوصیاتشه به نظرم.
کتاب یک مجموعه از داستان کوتاههای مختلفه، برشی از زندگی واقعی و هر کدوم به اندازه یک کوه غم، کتاب غمگینه اما نثر خیلی خوبی داره و به شدت باهاش همذاتپنداری خواهید کرد.
کتاب متوسطی بود اما ملموس و برگرفته از زندگی. مسائل اگزیستانسی موجود در غالب روابط امروزی. بیش از اینکه بعد فنی کتاب برام قابل توجه و نقد باشه رد اندوه و خودافشایی که نویسنده از خودش بهجا گذاشته بود من رو درگیر خودش کرد. بخشی از این اندوه غبارگون خاکستری در زندگی خیلی از ماها درجریانه. با اینوجود بهخاطر تجربهی کارکردن برادرم در فروشگاه زنجیرهای بیشتر از سایر داستانها به سارای نزدیک بودم.
امکان ندارد سادگی متن شما را تا انتهای کتاب همراهی نکند. چیزی که در آثار حسام الدین مطهری دیده میشود زیبا ساده با فضاسازی عالی است. کتاب خوبی است، با خواندن چند داستان حس کردم مهمان زندگی نویسنده شدم.