در طول تاریخ، موضوع «زن» همیشه در مرکز توجه انسان بوده و در عصر ما نیز همچنان، موضوعی بحث برانگیز در محافل گوناگون است. یکی از مسائلی که همیشه با نام زن همراه بوده، پاسخ به این پرسش مهم است: زن؛ خانه داری یا اشتغال؟
تاکنون پاسخ های گوناگون و حتی ضد و نقیضی به این پرسش داده شده است؛ اما در میان همه ی پاسخ ها هیچ کدام به اندازه ی پاسخ خالق زن، نمی تواند ذهن ها را قانع و دل ها را آرام کند.
رویکرد نویسنده در این موضوع، مثل همه ی موضوعات دیگری که تا به حال تقدیم شما کرده، مبتنی بر آموزه های دینی است.
این کتاب در پنج بخش تقدیم شما می شود. در بخش اول، جایگاه خانه داری، مادری و همسرداری تبیین شده است. در بخش دوم به دلایل ورود زنان به عرصه ی مشاغل گوناگون و در بخش سوم، به یکی از دلایل اصلی اشتغال زنان، یعنی تقویت بنیه ی اقتصادی خانواده پرداخته. بخش چهارم را به تحلیل رابطه ی تحصیل و اشتغال زنان اختصاص داده و در بخش پنجم، آثار اشتغال زنان را در فضای کلی اشتغال به ویژه اشتغال مردان بررسی کرده است.
عناوین بخش های کتاب: بخش اول: باری که بال تو باشد (زن؛ خانه داری، مادری و همسرداری) بخش دوم: چرا ز خانه می روی؟ (دلایل تمایل زنان به اشتغال) بخش سوم: از گنج قناعت، غافل مباش! (اشتغال زن و اقتصاد خانواده) بخش چهارم: شرافت معرفت، به کار نیست (اشتغال زن و تحصیل) بخش پنجم: اشغال اشتغال و یک اشکال بزرگ (آثار اشتغال زنان بر فضای کلی کار)
یکی از بخشهای مورد علاقهم از کتاب «بینهایت بلند و به غایت نزدیک» اونجاییست که یکی از شخصیتهای کتاب میگه «آنقدری زندگی کردهام که دیگر صد در صد مطمئن نباشم!» در واقع، دانستن زیاد بیشتر از اون که باعث یقین بشه، باعث «تردید» میشه. آدمهایی که زیاد میفهمن معمولاً با قطعیت در مورد درست بودن یا نادرست بودن یه موضوع نظر نمیدن. و این شروع مشکل من با این کتابه. نویسندهی کتاب یک روحانیست که با توجه به جستجویی که داشتم «تحصیلاتی» که مرتبط با حوزهی زنان و خانواده باشه، نداره. اگر با وجود این مسئله، اظهار نظرش در این حوزه رو بدون اشکال فرض کنیم، خلاصهی کتاب اینه:
زنان یا همسر هستند یا مادر. زنان نیازی به تحصیل ندارند و کسب علم به معنای مدرک داشتن نیست و باید به مطالعه بسنده کنند. زنان نباید کار کنند و با این کار باعث بی کاری مردان شوند و جای مردان را بگیرند. و اگر میخواهند کار کنند هم باید یا معلم شوند و یا پزشکی آن هم در تخصصهایی که مرتبط به زنان است. و زنان نباید کارهای مردانه انجام بدهند و در رشتههای مردانه تحصیل کنند و باید در انتخاب این رشتهها برای زنان محدودیت ایجاد شود.
سوالهایی که نویسنده اما جواب نمیده اینئه که اصلاً «شغل و رشتهی مردانه چه تعریفی داره؟»، «ملاک این تقسیم بندی چیه؟»، «بر اساس چه تحقیقی توانایی ذهنی زنان کمتر از مردان در نظر گرفته شده؟» و «کجای دین در مورد تعیین مسیر زندگی زنان تکلیف از پیش مشخص شده؟» و این که «آیا نویسنده با مفهوم شایستهسالاری آشنایی داره؟» نویسنده توی این کتاب سعی کرده مفاهیم و «روایات» دینی رو به خدمت خودش دربیاره تا عقاید متعصبانه و البته عصر حجری خودش رو به اثبات برسونه. با احساسات مخاطب بازی کنه. برای رسیدن به مقصودش به یک متن از یک نویسندهی انگلیسی ارجاع داده، وقتی اون متن و منبع رو در سایتی که ارجاع داده، جستجو میکنین، هیچچیزی پیدا نمیکنین.
وقتی یک مرد مثلاً تصمیم میگیره مهندسی کامپیوتر بخونه، کسی این تصمیم رو به شوهر و پدر بودنش ربطی نمیده و کاملاً از نقشهای دیگهش جدا میشه. ولی یک زن، در جامعهای مثل جامعهی ما هیچ وقت به عنوان یک «زن» و انسان و در واقع مفهومی جدا از «مادری» و «همسری» دیده نمیشه. این آزاردهنده و فاجعهباره.
این کتاب رو به اصرار کسی خوندم که شبیه من فکر نمیکنه، خوندنش رو به هیچکس توصیه نمیکنم. متاسفم برای وقت و کاغذی که صرف این کتاب شده و متاسفم برای این حد از عقبماندگی از زمانه. مهمترین درس کتاب هم اینه که ما به یک «خوانش زنانه از دین» نیاز داریم. چون با توجه به این تعاریف و مسائل «خدیجه (س)» در چارچوب اسلام نه میگنجه و نه تعریف میشه.
~ روی جلد کتاب نوشته «آسمان را با زمین عوض نکنیم. ما برای آسمان آفریده شدهایم.» میخوام از همینجا خدمت حاجآقا عرض کنم که آسمون و مشتقاتش مال شما، بذارین این زمین پست و حقیر واسه ما باشه.
خانه داری خانه نشینی نیست چه بسیار زنانی که خانه نشینن ولی خانه دار نیستن .خانه داری تعاریف خودش را دارد که متاسفانه بسیاری از زنان امروز جامعه ی ما آن را بد تعبیر کرده و از آن فرار میکنند و به سمت مردواره شدن میدوند و به آن افتخار میکنند و روز به روز از هدف آفرینش و خلقت خود دور شده و خسته و بی طراوت و مضطرب به خانه برمیگردند. البته نقش مردان جامعه و مسئولین را در روند مردواره شدن زن مسلمان ابدا نمیتوان نادیده گرفت. .به کارگیری زنان در شغل های مردانه و تک جنسیتی نکردن رشته های دانشگاهی روز به روز به روند مردواره شدن زن مسلمان جامعه ی ما کمک میکند و چقدر مهم و به جاست که ارزش و جایگاه نقش همسری و مادری برای زنان مسلمان جامعه ی ما توسط اساتید و فرهیختگان دائما بازگو شود .امید است افکار فمنیستی از جامعه ی اسلامی ما هر چه سریعتر، رخت بربندد و زن مسلمان در راه عبودیت و بندگی قدم گذاشته و نسل توحیدی تربیت کند
خوندن این کتاب رو در ابتدا به آقایان محترم و سپس به بانوان نازنین سرزمینم بسیار توصیه میکنم
نویسنده در مورد بعضی مسائل خیلی افراطی اظهارنظر میکنه و برخی توصیههاشون در شرایط امروز جامعه قابل اجرا نیست و احتیاج به سالها فرهنگسازی و گذرِ نسلها داره تا محقق بشه. برای همین تو کتَم نمیرفت بعضی از بخشای کتاب. اما در کل اگر همسر و مادری هستید که فکر میکنه با انجام وظایف همسری و مادری داره عقب میافته از همهچی، نمیتونه به اهداف شخصی خودش برسه، و... مطالب کتاب تسکیندهندهست، و مزیتها و نیمهپر لیوانِ خانهداری و مادری رو بهتون نشون میده.
به نظرم حرفهاش تکراری بود، اون چیزی که مانع از این میشه زنان اونطور که باید دیده نشوند زیر ساختهای فرهنگی و تربیتی و آموزشی در کشور است. باید از ارزش نقشهای زنانه برای مردان و پسران صحبت کرد و آنان را مورد خطاب قرار داد...