تا قبل از این کتاب فکر میکردم از بیشتر اتفاقات زندگیِ کوتاه فروغ باخبرم ولی حالا با خوندن مصاحبه ها و حرف های آدم هایی که می شناختنش سوال های بیشتری در موردش دارم. هربار که چیزهای بیشتری در موردش متوجه میشم، فروغ رو در روزگار خودش تنهاتر و قوی تر احساس می کنم.
کامیار شاپور: دو نفر هستند که در زندگی فروغ نقش داشتند و بعد از مرگش هردو سکوت کامل اختیار کردند. یکی از آن ها پدر من است که هیچ وقت مصاحبه ای راجع به فروغ نکرد و هیچ چیزی هم نگفت. در فیلم اقای صفاریان هم می بینید که وقتی آن شخص می رود طرف پدرم و از فروغ می پرسد پدرم می گوید " یادم رفته". زود می گوید و می رود. شخصیت دوم هم آقای گلستان است که ساکت مانده است و هیچ چیزی نمی گوید.