یکی از کسانی که در دههٔ پنجاه با نوشتهها و شعرهایش، پیگیرانه در تبین موازین شعرحجم کوشید منصور خورشیدی بود. تلاش او در کنار نوشتن شعر با انتشار دیدگاههایش در مقالات و نقدهایی که مینگاشت در شناخت موازین شعر حجم بسیار اثرگذار بود. خورشیدی، چه در شعر و چه درسگفتارها و نقدهایش همواره تلاش در تبیین موازین شعر حجم داشته و این قبیل بحثها و کنشها و واکنشهای ادبی در حیطهٔ شعر معاصر، هنوز بحث جدی میطلبد. امید که با انتشار برخی شعرهای تأملبرانگیز وی در یک مجموعهٔ تازه، به نوعی ادای دین کرده باشیم به چهرهای از شعرحجم که تلاش و پیگیری او در کارنامهٔ این چهار دهه ستودنی است.
چند بهار بالغ اشتیاقِ روییدن را در تو بیدار میکند تا کوکبهٔ خیال منظرزیباترین رنگ در نگاه معصوم ماه آبستن عقیق شود وقتی هوای رمنده در گونههای برگ شکل پروانههای دیوانه در آسمان سیاه سفیر پنهان چشم برای تماشاست.
حشمتِ چشمهای تو/ با نسترنِ سپید/ در موج گیسوانت/ چه ساده پیوند میخورد از کدامین کهکشان/ راه به جانب آبها/ باز کردهای/ که اسطورهی تبار تو/ روی پوستِ آهو/ معنا میشود؟