حضور فرقهی دمکرات در آذربایجان پس از یک سال کشمکش و مصالحهای که میان استالین و قوام صورت گرفت، به پایان رسید. به دستور روسها پیشهوری برکنار شد و نیروهای دولتی ایران بر آذربایجان مسلط شدند. این عقبنشینیها و تخلیهی مراکز نظامی از نقاط مختلف منجر به عواقب ناشایست و مشکلات پیشبینی نشدهای برای اعضای فرقه گردید. گواهی شاهدان و افسران عالیرتبه و فرماندهان فرقه، که شرح وقایع اتفاق افتاده بر آنها در کتاب منعکس شده است، همگی از فلاکت و بدبختی آنان و خانوادههایشان حکایت دارد. سرنوشت بخشی از این افراد که یا مدتها در اختفا بودند یا به خارج از کشور، به خصوص شوروی مهاجرت کردند و پناهنده شدند در کتاب آمده است. از جملهی این افراد میتوان به دکتر بالاش آذراوغلو، پروفسور احمد شفائی، خانم نجمه علوی، محمدعلی مصدق، سرتیپ علیاکبر درخشانی، هوشنگ کامکار، داوود امینی، دکتر سلامالله جاوید، دکتر حسین فرهنگ، آیتالله میرزا عبدالله مجتهدی و... اشاره کرد. کتاب با اسناد و تصاویری چند همراه است. چاپ اول ۱۳۸۶ چاپ چهارم ۱۴۰۲
اين كتاب، بخشي از خاطرات تيمسار «علي اكبر درخشاني» درباره حوادث آذربايجان در سال هاي 1324 و 1325 است. «درخشاني» از افسران پايه گذار ارتش جديد ايران بود كه در زمان«احمد شاه قاجار» خدمت نظام خود را شروع كرد. او پس از پايان آموزش در مدرسه نظام و آموزشگاه هاي افسري ديويزيون قزاق و ژاندارمري، سال ها به زد و خورد با عوامل مسلح داخلي و متجاوزين خارجي گذراند و به مقامات بالاي نظامي از جمله فرماندهي قشون مازندران و نيروهاي اروميه رسيد.«درخشاني» در دوره «رضا شاه» به علت مخالفت با بعضي از تصميم هاي او، از كار بركنار و منتظر خدمت گرديد.
او پس از شهريور 1320 به خدمت بازخوانده شد و با درجه سرتيپي، به فرماندهي لشكر آذربايجان و ساير نيروهاي نظامي (شهرباني و ژاندارمري) آن منطقه رسيد. «سرتيپ درخشاني»، در شرايط بسيار دشوار كه در اين خاطرات مي خوانيد، از خونريزي در آذربايجان، كه دست هاي قوي در داخل و خارج كشور خواهان آن بودند، جلوگيري كرد و در نتيجه، به علت دسائس مخالفان و به خصوص «سرلشكر ارفع»، رئيس ستاد ارتش كه روابط او با انگلستان كاملا آشكار بود، دستگير شد. «درخشاني» بدوا به حبس ابد و سپس به پانزده سال زندان محكوم گرديد كه پس از حدود سه سال از زمان بازداشت، آزاد شد. او طي سي سال بعد، همواره در ايران ماند و از مخالفان شناخته شده رژيم شاه بود.