کتاب حاضر، داستان کوتاهى درباره حوادث و رویدادهاى انقلاب اسلامى و نقش نوجوانان در این انقلاب است. شخصیت اصلى داستان «منصور» نوجوان سیزده سالهاى است که مسئولین مدرسه بارها او را به مراسمه ایى که براى شاه به فعالیتهاى مختلف ترتیب داده مىشود، مىبردند و او هر بار که ازاین مراسم ها خسته و ناراحت باز مىگشت به روزى فکر مىکرد که بتواند این همه زور و ستم را تلافى کند. با شروع انقلاب، این فرصت براى او پیش مى آید و او همراه بادوستان دیگرش به صف مبارزان انقلابى مىپیوندد، تا اینکه درتظاهرات 17 شهریور، توسط یکى از همسایه هایش که جز سربازان شاه بود، به شهادت مىرسد. یادداشت:چاپ اول و دوم کتاب در سالهاى 1357 و 1358 توسط انتشارات «فرزین» و «سازمان همگام با کودکان و نوجوانان» منتشرشده است.(چاپ سوم (اول حوزه هنرى):1373) از چاپ پنجم به بعد طرح جلد کتاب تغییر یافته است. این کتاب توسط دفتر ادبیات انقلاب اسلامى تدوین وبا جلد شمیز منتشر شده است
قهرمان این کتاب یه پسر ۱۳ سالهست. پسری که با اینکه خودش اعتراف میکنه معنای انقلاب رو نمیدونسته ولی تاثیرش رو خیلی قشنگ توصیف کرده: " انقلاب چیزی است که او را بزرگ کرده است، مرد کرده است، وارد میدان کرده است، به او اجازه داده حرف بزند،فکرش را بگوید...." نادر ابراهیمی تو این کتاب دست ما رو گرفته و برده به جمع نوجوونا تو بحبوحه تظاهراتهای خیابونی مردم دمدمای انقلاب. جایی که شاید کمتر کسی برده باشه شما رو. و ما به عنوان مخاطب سیر حضور و تاثیر بچهها رو تو رقم خوردن یه اتفاق بزرگ میبینیم. ضمن اینکه سرنوشت خود این نوجوان تاثیر خودشو روی خواننده کتاب میذاره.
این کتاب از نظر ساختار نوشتاری نقطه مقابل کتاب مردی در تبعید ابدی هست که فلسفی و مخصوص خوانندههای اهل قلم بودواقعا عجیبه که یه نویسنده بتونه هم واسه نوجوانان هم واسه بزرگسالان به این زیبایی، بنویسه https://taaghche.com/book/93495